شمنیزم

   انسان سه دوره ی فرهنگی – دینی مختلفی را که یکی بعد ار دیگری و مکمل هم آمده اند از سر گذرانده است. نخستین دوره را دوران اساطیری دانسته اند ، در دوره ی متکاملتر دین و مذهب به کمک انسان آمده و در مرحله ی سوم، علم دست انسان را می گیرد. ترکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. دوره ی اساطیری شاید طولانی ترین دوران فرهنگ جوامع انسانی است. ترکان دارای تاریخی طولانی اند که اساطیر نقش بسیار جانداری دارد و سپس دوران ادیان فرا می رسد. اما ترکان از زمانی که اساطیر را ÷شت سر نهادند و به حکومت  و امپراتوری به معنای امروزی دست یافتند ادیان نقش خود را ایفا کرد. اما بهتر است به سه حکومت و سه دین در میان ترکان اشاره کرد: سلسله س امپراتوری های ترکان تا زمان گؤگ تورک (552 میلادی تا 745) به شمنیزم اعتقاد داشتند. در حالی که امپراتوری بعدی – اویغورها(747 الی 840 م) دین بودایی را گردن نهادند و از زمان امپراتوری قاراخانیان(840 الی 1212 میلادی) ترکان اسلام را با جان و دل پذیرا شدند و از آن پس به عنوان سرداران قشون اسلام ادای وظیفه نمودند.

در سرزمین های  شرقی، تا اواخر سلسله ی گؤگ تورک، دین مسلط ترکان علاوه بر گؤگ تانری، شمنیزم هم سلطه داشته است. شمنیزم را امروز در دانشگاه های علوم دینی فرا می گیرند و روی آن به تحقیق و تفحص می پردازند. در قرن بیستم، تحقیقات ارزنده  و پژوهش های علمی بسیار ارزشمندی انجام شده است. تحقیق و پژوهش در مورد تلقی انسانها از مفاهیمی چون خدا، مرگ، جاودانگی، آفرینش، شفا بخشی، معجزه گری و اجرای مراسم و آیینهای دینی در اقلیم ها و سرزمین های گوناگون یکی از مباحث مهم دین شناسی است.

   بی تردید، شامانیزم یک پدیده ی دینی است که در آن حیات جادویی – دینی جامعه، حول شخصیت شمن متمرکز است که نه تنها جادوگر، حکیم ساحر است، بلکه شفادهنده، معجزه گر، عارف و شاعر نیز هست. شمن که محور اصلی شمنیزم است جادوگر یا طبیبی است که به دلیل نقش تلفیقی اش صرفا جادوگر یا ساحر نیست. هر چند که هر شمنی ساحر است ولی خلاف آن صادق نیست. شمن، صاحب یک مقام دینی و آیینی است که به دلیل شایستگی بدان منصوب گشته است. او، علاوه بر تن دادن به آیینهای سخت تشرف و موفقیت در مراحل دشوار آن، قادر است به حالت خلسه فرو رود و با عوالم ماورائی ارتباط برقرار کند. لذا شمن دارای نقش مهم و تعیین کننده ای است.

     قوم نگاران قرن 19، شمنیزم را شیطانی تلقی می کردند، اما با گزارشهای بیشتر و ÷یشرفت علومی چون روانشناسی و جامعه شناسی، نوع نگرش  بدان تغییر یافت. در اوایل قرن بیستم که علم روانشناسی جان گرفت ÷ژوهشگران شمنیزم در مقام روانشناسی بدان نزدیک شدند و حالت خلسه را نشانه ای از بحران روحی، حتی انحطاط و پسرفت روحی دانستند؛ برخی آنرا در میان بیماری های روحی – هیستری یا صرع گونه طبقه بندی کردند. در حالی که مورخان ادیان ، رسالت شمن را مانند هر رسالت دینی دیگری مورد بررسی قرار دادند و جالب آنکه، شمنیزم نیز منحصر به نرکان نبود؛ بلکه در میان تمامی ملت ها تا امروز هم موجودیت خود را به اثبات رسانده است. از زاویه ی دیگری هم می بایست به شمنیزم نظر انداخته می شد و آن، بررسی  های قوم شناسی در کنار روانشناسی و جامعه شناسی است. اما وظیفه س تاریخ ادیان، تکمیل نتایج حاصله از مطالعات  فوق الذکر می باشد. خوشبختانه در طی دهه های گذشته مورخان و محققان با در نظر گرفتن واقعیات تاریخی – دینی، نهایت تلاش را به کار گرفته اند تا اسناد و مدارک چشم انداز تاریخی را تنظیم نمایند. در نتیجه ی دیدگاه های علمی – دینی همین دهه هاست که شمنیزم به عنوان یکی از فنون خلسه(ecstasy) و همزمان عرفان، جادوگری و دین در جامع ترین معنای کلمه است. منابع خوبی را می توان به زبان های انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی و اسپانیولی یافت و جالب آنکه بیشتر این کتابها به زبان های زنده ی دنیا ترجمه شده اند. در سال های اخیر نیز چند کتاب ارزشمند به فارسی برگردانده شده اند.

   شمن، مترادف با ساهر، جادوگر و حکیم بوده است و اعتقاد بر آن است که شمن به مانند همه ی طبیبان قادر به درمان بیماران است؛ او معجزاتی دارد از نوع مرتاضان. واژه ی شمن Shaman واژه ای تورکی – تونگوزی است. اشتقاق این اصطلاح را از سامانای پالی، شرامانای سانسکریت و شامن چینی نیز دانسته اند[1]. او، هادی روح به دنیای مردگان است و لذا می توان اورا کاهنی دانست که عارف و شاعر نیز هست. شمنیزم قوی ترین پایگاه را در میان ترکان داشته است که امروزه با نام های گام یا قام در میان ملت قرغیز به موجودیت خود ادامه می دهد و بخش دیگری از آن که بنا بر ضروریات زمان و تقسیم کار اجباری، به نامهای آشیق، اوزان، بخشی و باسی تغییر نام یافته و ادامه ی حیاتش با شعر و موسیقی عجین گشته است. در این تغییر و تبدیل وظلیف هم، جنبه های روحانی کنار نهاده شد و تنها به زمینه های شاعرانه و موسیفی اکتفا گردید. کار او هم تلفیقی از خوانندگی، نوازندگی، غیبگویی، کاهنی و طبابت بوده است.

   در میان مردم باستانی، هر جا که بیماری(فقدان روح) یا مرگ، یا مصیبت بر جامعه مستولی می شد که مستلزم نوعی مراسم قربانی می شد و شمن می بایست، با سفر عرفانی به آسمان یا جهان زیرین که با تجربه ای از نوعی خلسه امکان پذیر بود وجود شمن ضروری می نمود. می دانیم که آنان دو دنیای بابل – آسمان و زیرین را در اختیار داشتند تا با یاری گرفتن از نیروهای این دو جهان، به یاری مردمان روی زمین بشتابند. خدای آسمانها (تانگری) نام داشت و خدای زیر زمین آرلیک خان بود. گزاذشهای جالبی که پژوهندگان این عرصه در میان ملت های تورک(باکوتها، تونگوزها، مغولها، تاتارها و دیگر ملل تورک) اندونزیایی ها، لقوام استرالیایی ها، مردم آمریکای شمالی و جنوبی                از مراسم تشرف یا اعطای نیروهای خارف العاده به شمنهای تازه نوشته شده اند که از آن میان می توان به گزارشهای: ن.ل.گونداتی[2]، و.سیروزفسکی[3]، سندشچف[4]، کای دانر، راسموسن، گاوریل الکسیف،         و دیگران اشاره کرد.  

   شمن دو نوع می تواند شمن گردد که یا موروثی است یا از طریق انتخاب. لذا در نوع دوم ، آیین تشرف نیز بجا آورده می شود. شمن باید نوعی تعلیمات سخت را بگذراند. این تعلیمات شامل خلسه – تاویل خواب، جذبه ها و انواع دیگری از فنون رفتارهای خارق العاده است و دوم، آشنایی با سنت ها مانند: فنون شمنی، وظایف ارواح، اساطیر، و تبار شناسی قومی – ملی. با توجه به همین وظایف، جامعه شناسان و روانشناسان به بررسی های علمی خود ÷رداخته اند. روانشناسان، شمنیزم را از نظرگاه آسیب شناسی روانی مورد بررسی قرار داده اند. جامعه شناسان، نقش اجتماعی شمن را مورد مداقه قرار داده اند و قوم شناسان، موقعیت و نقش شمن را در زندگی قومی نشان داده اند و نتایج هر سه شعبه مکمل یکدیگر بوده و در تاریخ ادیان مورد مطالعه ی این بخش از علم قرار می گیرد.

شمن کار خود را مانند هر رسول دیگری با تعبیر و تاویل خواب آغاز می کند. تشرف به منثب شمنی با عبور از مراحل سخت امکان می یابد. او با طبا و آواز کار خود را شروع می کند، او باید بتواند ارواح را ببیند و از این طریق، با بیماری های بسیاری که مایه ی رنج و درد انسانهاست آگاه گردد. در این آسسن هر یک از وسایل او: طبل، لباس، کلام، کفش، درخت غان، طناب و غیره معانی خاصی دارند. در مرحله ی نخست شمن تازه بایستی با طبل آشنا گردد و با طبل زدن بتواند درد زایمان را کاهش دهد. آنگاه در مرحله ی بعدی، برای شفای بیماران به یافتن ارواح سرگردان ب÷ردازد. خلسه، آخرین مرحیه از آین شمنی است که بعد از موفقیت شمن تازه در آن، آیین تشرف انجام می شود. در آیین خلسه، مبتدی قبل از هر رویدادی با شخصیت های الهی مختلف روبرو می شود. با بانوی آشمان – بانوی آب، خدای جهان زیرین- بانوی حیوانات روبرو می شود. آنگاه با راهنماهای حیوانی به مرکز جهان بر روی قله ی کوه کیهانی که درخت عالم و رب جهانی بر روی آن قرار دارد برده می شود. از درخت کیهانی چوبی برداشته تا طبل خود را از آن بسازد. موجودات نیمه اهریمنی ماهیت همه ی بیماری ها و درمان آنها را بدو یاد می دهند. در این عالم خلسه موجودات اهریمنی بدن اورا قطعه قطعه کرده می جوشانند و با اندام های بهتر عوض می کنند. گزارشهای این تعالیم در میان تونگوزها، بوریات ها ، آلتایی ها، استرالیایی ها، سیبرییایی ها و اسکیموها را می توانید در کتابهای زیر[5] بخوانید که توسط محققان مورد مشاهده و گزارش قرار گرفته اند.

      بنابراین، یکی از رایج ترین اشکال انتخاب شمن آتی، مواجه شدن او با موجودی نیمه الهی است که از طریق خواب یا دیگر شرایط بر وی ظاهر شده و وی را ترغیب می کند به نوع خاسی زندگی کند و خود را وقف قوم و قبیله ی خود سازد. اغلب این نیرویها و موجودات نیمه الهی، ارواح نیاکان داوطلب هستند که شمن بوده اند و برای او خبرهای تازه می آورند.

در داستانی شکلگیری این دین یا به عبارت دیگر، داستان آفرینش چنین بیان می کند که در آغاز، خدایان – تانگری در غرب و ارواح پلید در شرق بودند. خدایان انسان را آفریدند و اورا تا زمانی که ارواح پلید، مرگ و بیماری در سرتاسر جهان پراکنده نمودند  با شادمانی زندگی کرد. خدایان تصمیم گرفتند شمن را به انسانها اعطا کنند تا با مرگ و بیماری مقابله کنند. آنها عقاب را فرستادند که از امتزاج یا ازدواج عقاب با زنی نیمه الهی، شمن در وجود آمد. به همین خاطر عقاب نشانه ی حرفه ی شمنی است و معمولا نقش عقاب بر روی لباس شمن نقش می بندد.

    وقتی شمن بر فنون سری تسلط یافت و اسطوره های قبیله اش را فراگرفت به عنوان شمن تازه مورد قبول قرار می گیرد و با کارآموزی در نزد شمن  استاد، کامل می شود. تاییدیه ی شمن کامل، اعتبار قانونی بدو می بخشد. وقتی به میزان مشخصی از آمادگی رسید اورا تحت آزمایش قرار می دهند. او باید خوابها را تعبیر کند و توانایی اش را برای پیشگویی اثبات کند. فراموش نکنیم که گاهی این آموزشها تا زمان مراسم تشرف بیش از 7 سال طول می کشد.

   برای آشنایی بیشتر با شامانیزم، لازم است با برخی از نمادهای اسطوره ای شمنها آشنا شد[6]. در یکی از این گزارشها[7] می خوانیم که در چادری بزرگ، که درخت غان در وسط آن قرار گرفته است همه ی ریش سفیدان قبیله که در مراسم تشرف حضور دارند گرد می آیند. این درخت از وسط چادر به بیرون رفته است و از سوراخ دود خارج گشته است. طنابی که نماد راه است و زمین و آسمان را به همدیگر متصل می کند بالا می رود. درخت نمادی از صعود شمن به آسمان است. شمن از درخت بالا می رود و فریادزنان از خدایان کمک می طلبد. درخت غان نماد کیهانی یا محور جهان است. شمن با بالا رفتن از درخت غان، سفر خلسه آمیز خود به آسمان را آغاز می کند. با خواندن دعاها و سخن گفتن با خدایان، نیروهای الهی و نیمه الهی را با فریادهای خدایی خویش به یاری می طلبند و نهایت در حالت خلسه فرو رفته و بعد از یلفتن آگاهی های لازم بر زمین فرود می آید و راه را بر مردم نشان می دهد. اگر شمن برای شفای بیما بر آشمان رفته بود وظسفه ی او، معالجه بیمار است که چنین تلقی می شود سرگردانی روح بوده و یا روح دزدیده شده است و شمن روح را در این تلاش به جای خود برمی گرداند. ممکن است علت بیماری تجاوز شئی جادویی به بدن بیمار یا تسخیر روح او توسط لرواح دیگر باشد که وظیفه ث شمن، راندن این ارواح از میان قبیله ی خویش خواهد بود.

   لازم است اضافه شود که در آیین شمنی، درخت کیهانی دارای تقدس بوده و این درخت در جلوی یورت او کاشته می شود. شمن، از چوب آن طبل می سازد و چوب سر    را از آن می سازد. نقش آنرا بر روی طبل ترسیم می کند. به لحاظ کیهان شناسی، درخت عالم در مرکز زمین سر برمی آورد. معتقدند که شاخه های این درخت به آسمان می رود و ریشه هایش به حهان زیرین پایین می رود. خدایان(تنگری) از میوه های این درخت می خورند و شیاطین با حسادت آنها را تماشا می کنند. باز آنان معتقدند که ارواح بچه ها قبل از تولد، شبیه ÷رندگان بر روی شاخه های درخت کیهانی می نشینند و شمنها برای یافتن آنها بدانجا می روند. ترکان آناتولی معتقدند که این درخت بالغ بر یک میلیون برگ دارد که بر روی هر برگی سرنوست یک انسان نوشته شده است. هر وقت انسانی بمیرد یک برگ می افتد.

      لباس شمن تجلی مقدس و کیهان نمایی دینی است. شمن با پوشیدن لباس از فضای غیر دینی فراتر رفته و آماد می شود با دنیای روحانی ارتباط برقرار کند. او مجاز نیست لین لباس را به دست لفراد غیر از قبیله ی خویش بدهد. زمانی هم که فرسوده و کهنه شود آنرا روی درختی در جنگل آویزان می کنند تا ارواحی که در آن هستند بیرون روند. گزارشها حاکی از آن است که لباس ترکان آلتایی  کاملتر است و نسبت به لباس سایز شمنها، بهتر حفظ گردیده است.

   آینه های مسی نفش مهمی در قثدرت شمن دارند و او را قادر می شازند که مکان ارواح را خوب تشخیص دهند. کلاه هم از مهمترین اجزا لباس شمن است و اصولا بیشترین قدرت او در کلاهش ÷نهاهست. لباس شمن معمولا دارای نقش و نگاری شبیه پرنده ی عقاب یا جغد است و بر روی آن لسکلت انسان نیز نقش بسته است. کفش یا پوتین او شبیه پای پرنده است. بسیاری اوقلت – هنگان وارد شده به حالت خلسه، از ماسک هم استفاده می کنند.

   ایدئولوژیهای شمنی مختلف، تعداد مشخصی از بن مایه های اسطوره ای و نمادپردازیهای جادویی – دینی را در خود جذب کرده اندذ. از این نمادها می توان به اسب اشاره کرد که دارای ماهیتی اسطوره ای در میان ترکان بوده است. اسب جایگاه خاصی در آیین شمنی دارد؛ حیوان آیین خاکسپاری و هادی روح به دنیای دیگر است و صفر عرفانی را امکان پذیر می سازد. اسب شمن را قادر می سازد تا در هوا پرواز نماید و به آسمانها برود. گؤگ آتلار یا اسب های آسمانی که در تفحص های باستان شناسی از دل خاک بیرون آمده اند و اسبهای بالدار هم هستند نشانگر همین اعتقاد است. چوبدستی شمنها در رقص شمنی نیر جای دارد.

   شمنیزم جایگاهی نیرومند در ایران داشته است. یافتن ارتباط بیر زرذشت و شمنها زیاد هم بی ارتباط نیست. در شمنیزم، طناب نمادی از گذشتن از پل دوزخ است. چه بسا شباهت این دو را می توان به پل صراط در دینهای دیگر دانست؛ از جمله، در گاثاها سه بار به عبور از پل چینود اشاره شده لست. بر طبق تفسیر نیبرگ، در گاثاها، خود زرذشت به عنوان هادی روح به دنیای دیگر اشاره مل کند. این پل نه تنها راه مردگان است، بلکه راه اهل  خلسه هم هست.

   خلسه در ادیان و طریقتهای دیگر نیز دیده می شود. در زمانهای بعدی، خلسه با دود و بنگ ارتباط می یابد؛ حتی در برخی از فرق عرفانی با بنگ نیز ارتباط یافته می شود. در گات ها به بنگا Banga اشاره شده است. فروشی یشت از "پورو بنگا" – دارنده ی بنگ زیاد نام می برد. در این یشت، اهورامزدا بدون خلسه و بنگ است، و در وندیداد بنگ صورت اهریمنی می یابد. برخی از محققان هنوز خود زرذشت را در بررسی از نظرگاه شمنی مفتوح الپرونده می دانند و استفاده از نشئگی بنگ را نیزد ایرانیان باستان شناخته شده قلمداد می کنند. آنان پرواز جادویی یا صعود به آسمان را می شناختند و از طریق بنگ ممکن می دانستند. از ادامه ی چنین پژوهشهایی به تداوم راهی چنین به پذیرش حشیس نیز از طرف یرخی طریقت ها پی می بریم.

   همانگونه که از سده ها پیش، بودائیزم خواسته بود جای شمنیزم را در میان ترکان بگیرد، از ابتدای قرن 17، لامائیزم تلاش کرذ تا در میان مغولها، جای شمنیزم را بگیرد. در قرن 18، ارتباط بین شمنیزم و انجمنهای سری و گرایشهای عرفانی نضج گرفت. اما سخن آخر را باید به جامعه شناسان داد که یکی از آنان، موقعیت شمن را چنین توصیف می کند.

   شمنها در دفاع و حفاظت از تمامیت و انسجام روانی جامعه، نقش مهمی ایفا نمودند. آنان بطور برجسته ای قهرمانان ضد اهریمنی هستند. آنان نه تنها با شیاطین و بیماریها، بلکه با جادوگران سیاه نیز می جنگند. شمنیزم از زندگی، سلامتی، حاصلخیزی، عالم نور در برابر مرگ، بیماریها، خشکی و بی حاصلی، بلا و عالم تاریکی دفاع و حفاظت می کند. شمنها متخصصین در امور مقدس هستند و قادرند ارواح را ببینند، به آسمان بالا روند، خدایان را ملاقات کنند. همچنین به جهان زیرین پایین روند و با شیاطین بیماری و مرگ بجنگند. نقش اساسی شمن  در دفاع از تمامیت روانی جامعه بالاتر از همه بر لین امر مبتنی است: انسانها مطمئن هستند که یکی از آنها قادر است در شرایط سختی که  توسط ساکنان عالم نادیدنی ایجاد می شوند به آنها کمک کند. آگاهی از این که عضوی از جامعه قادر است آنچه را که پنهان است و برای مردم نادیدنی است ببیند و اطلاعات مستقیم و قابل اعتمادی را از عوالم ماوراالطبیعی بیاورد و تسلی دهنده و مایه ی آرامش است[8].



[1] J.Yasser, Musical Moment in the Shamanistic Rites of the Sieberian Pagan Tribes, New York, 1926.

[2] N.L.Gondatti

[3] W.Sieroszewski

[4] Sandscheijew

[5]  میرچا الیاده، شمنیزم، ترجمه: محمد کاظم مهاجری، قم، انتشارات نشر ادیان، 1387.

[6]  چشم اندازهای اسطوره، ترجمه: جلال ستلری، تهران، انتشارات توس، 1362.

[7] J.L.Maddox, Sociological Study of the Character and Evolution of Shamanism, 1926.

[8] J.Abbott, The keys of Power, London, 1932.

+ نوشته شده توسط م. کریمی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 و ساعت 22:20 |


Powered By
BLOGFA.COM