جلال‌الدین محمد عتیقی زنجانی

جلال‌الدین عتیقی از شاعران و واعظان برجسته‌ دوره‌ ایلخانان به شمار می‌رود که سه اثر ماندگار در حوزه شعر و عرفان از خود برجای گذاشت، افکار صوفیانه و عارفانه، ترجیح عشق بر زهد و وحدت وجود از جمله اختصاصات فکری شعر عتیقی است.

تذکره نویسان سال ۶۴۶ هجری را زمان تولد و ۷۴۱ قمری را سال فوت وی ذکر کرده‌اند. پدرش، قطب الدین ابوالفضل عبدالرّحمان، از مفسران و وعاظ شهیر و عالمان بزرگ آذربایجان در سده‌ی هفتم هجری به شمار می رفته و خاندان وی به فضل و احسان معروف و در علم و حشمت و جوانمردی بی‌بدیل بوده‌اند. وی در مقبره‌الشعرای تبریز آرمیده است.

این شاعر و عارف در زمانی که در تبریز می‌زیست با دربار سلطان غازان خان در ارتباط بوده و از احترام وافری برخوردار بوده است. وی در عین حال از معاصران سلطان اولجایتو هم بود که پایتخش را به سلطانیه منتقل کرده بودو همچنین با سلطان ابوسعید بهادرخان و خواجه رشیدالدین فضل‌الله وزیر ایلخانی محشور بوده است.[1]

پژوهشگران معاصر غالباً عتیقی را شاعری فصیح و سخنور توصیف کرده‌اند، وی در تفسیر قرآن هم صاحب نظر بوده است. او در مجالس، تفاسیر عرفانی قابل توجهی از برخی آیات ارایه داده است. عتیقی در فصاحت و بلاغت مقامی بلند داشت و غالباً در تبریز به وعظ می‌پرداخت.

از این شاعر برجسته سه اثر مهم برجای مانده است:

دیوان فارسی،

دیوان تورکی،

مجالس - که وعظ‌های او را شامل می‌شود و توسط یکی از شاگردانش گردآوری شده‌اند.

و یک مثنوی ۱۱۸ بیتی با عنوان مناظره‌ی آهو و کمان.

دیوان عتیقی با وجود پختگی ذهن و زبان کمتر شناخته شده است. در این دیوان علاوه بر صنایع و آرایه‌های ادبی، افکار صوفیانه و عارفانه نیز بکار رفته است. ترجیح عشق بر زهد، خاکساری مفرط به درگاه معشوق، وحدت وجود و... ازجمله ویژگی‌های فکری شعر عتیقی است.

دیوان فارسی او بصورت فاکسمیله چاپ شده و دیوان ترکی‌اش بصورت پراکنده منتشر گشته است. هرچند دیوان تورکی وی، در حجم دیوان فارسی او نیست ولی دارای مضامینی قابل توجه و همسان با اندیشه‌ها و سبک شعری‌اش در دیوان فارسی است ولی روانی و سلاست زبانش در دیوان تورکی‌اش از اهمیت بیشتری برخوردار است.

کتاب «مجالس» در واقع سخنان و گفته‌های او بر بالای منابر و مجالس با مشایخ زمانه است. این کتاب مملو از ایماژها و صور خیال بسیار زیبایی است. وی در برخی از مجالس آیه‌ای از قرآن می‌خواند و به تفسیر آن می‌پردازد و در پایان شعری یا جمله‌ای کوتاه ذکر می‌کند.

سخنرانی‌ها و موعظه‌های عتیقی را شاگر وی ابوالمجد تبریزی گردآوری کرده است که بی‌تردید قلم کاتب در ترتیب این سخنان بی‌تاثیر هم نبوده است؛ با اینجال اساس اندیشه و زیبایی کلام را باید متعلق به حلال‌الدین عتیقی دانست.[2] ابوالمجد تبریزی از سال ۷۱۲ تا ۷۱۸ هجری برخی از سخنان او را گردآوری کرده است.

موضوع اندیشه‌گی و رندانه‌گی عتیقی در مقایسه با حافظ شیرازی نیز مورد توجه ادیبان بوده است. جلال‌الدّین عتیقی تبریزی قریب به ده سال پیش از تولّد حافظ در تبریز درگذشته است، منظومۀ فکریش سرشار از مفاهیم عرفانی و زبان او آموخته با مضامین رندانه بوده است. نظر بر اینست که ذهن و زبان حافظ و عتیقی بسیار نزدیک به هم است به گونه‌ای که می‌توان تأثیرپذیری حافظ از جلال‌الدّین عتیقی را قرین به یقین دانست.[3]

لازم به ذکر است که پدر این شاعر بزرگ (جلال الدین عتیقی) یعنی قطب الدین عتیقی نیز شاعری توانمند بوده که آنچه از او بدست ما رسیده است تنها ۱۴۴ بیت است که شامل ۷ غزل، ۷ قطعه، ۲۵ زباعی و ۵ تک بیت است.

ابن فُوَطی (۶۴۲-۷۲۳ق) نخستین مورخی است که اطلاعاتی در حق عتیقی را ثبت کرده است. او بیش از ۲۰ سال در آذربایجان اقامت داشته و با بزرگان این سرزمین از سلاطین و وزرا تا دانشمندان و سخنوران زمان روابط نزدیک و حسنه‌ای داشته است. وی معاصر جلال‌الدین عتیقی بوده است. وی در باره‌ی زندگی عتیقی اطلاعات دست اول و درستی را ارائه داده و او را از خانواده‌ای زنجانی شمرده است که در اوان کودکی همراه پدر و خانواده‌اش به تبریز رفته و در آنجا رشد و نمو کرده و به صورت شاعری فصیح‌گو و عارفی سخن‌سنج تربیت شده است.

مولانا عتيقي زنجاني در قرن هفتم هجري (۶۴۱-۶۴۳ق) در زنجان از مادر زاده شد، هنوز كودكي بيش نبود كه همراه پدرش قطب الدين عتيقي رهسپار تبريز شده، در آن شهر سكني گزيد. قطب الدين عتيقي همراه با خانوادهاش راهي تبريز شد و به دربار ايلخانان وارد شد. او به عنوان عالمي سرشناس در تبريز شهرت بدست آورد و ديگر عالمان نيز دور او گرد آمدند. فرزندش جلال الدين محمد در چنين محيطي قد كشيد و بار آمد. او به تحصيل علوم مختلف زمان نايل آمد و قدم به دنياي شعر و ادب نهاد. طولي نكشيد كه بعنوان شاعر و عارفي بزرگ كسب شهرت كرد و ميان شعرا و ادبا احترام همگان را جلب كرد. به روايت‌های مختلف جلال­الدين محمد عتيقي بين سالهاي ۷۱۹ الي ۷۴۱ در تبريز دار فاني را وداع گفته و در مقبره الشعراي تبريز دفن شده است. از آنجايي كه زندگي بيش از نصف عمرش در تبريز بود، او را تبريزي دانستهاند ولي با اندكي دقت در اشعار تركي اين شاعر والا مقام، تشخيص لهجهي زنجاني اين عالم چندان دشوار نيست.

تذكرهها سخن از خانوادهي عتيقي ميرانند. از آن جمله پدر قطب الدين لقب كمال الدين داشته است. او نيز ضمن اينكه از بزرگان علم و عارفان محسوب ميشده، مورد احترام صاحب منصبان و درباريان بوده است. تذكرهها مينويسند كه كمال­الدين خرقهي تصوف را از دست شيخ ركن­الدين سجاسي گرفته است. ابن فوطي شيباني در اثر خود ضمن اشاره به اين امر، به زندگي او و خانوادهاش در زنگان اشارهها كرده و از اعتبار علمي اين خانواده در ميان عالمان زمان سخن گفته است. او مينويسد كه كمال­الدين در ميان عالمان زنگاني صاحب اعتبار بوده است. ابن فوطيشيباني در اثر خود «مجمع­الادب في معجم­الالقاب» كه به زبان عربي است مينويسد: "كمال­الدين ابوبكر عتيقي بنعبداللطيف الحافظ الواعظ كان من اكابرالائمه و العلما و اجازهالناصرالدين الله ان يروي عنه كتاب العارفين من تصفيه و كتب له الاجازه سنه ثلاث عشره و ستمائه و فيها ذكر اولاده و اولاده اعمامه ابن الامام كمالالدين عتيقي بن عبداللطيف من ركن­الدين ابيالغنائم محمد سجاسي". از ديگر سو ميدانيم كه شيخ ركنالدين ابوالغنائم سجاسي يكي از عالمان بزرگ زنجاني است كه در قصبه­ي سجاس از توابع زنگان به دنيا آمده و آثار بسياري به زبان عربي نگاشته است. ديگر تذكرهها از نسبت عتيقي با شيخ شهابالدين سهروردي سخن ميرانند. ابن كربلائي در اثر معروف خود "روضهالجنان و جناتالجنان" نسبِ مولانا عتيقي را به شيخ شهابالدين سهروردي ميرساند و از اولاد او ميشمارد. همين عالم، عتيقي را با ۲۰ واسطه به ابوبكر خليفهي نخستين پيامبر ميرساند. بنابراين نسبت عتيقي با سهروردي و پوشيدن خرقه از دست ركنالدين سجاسي، دو عاملي است كه نشانگر زنگاني بودن اوست و عامل سومي را ميتوان در شيوهي بيان و سبك شعري عتيقي جست. خصوصيات لهجهي زنجاني در اشعار تركي مولانا عتيقي كاملاً مشهود است. هر چند كه اكثر تذكرهها عتيقي را اهل تبريز دانستهاند اما نمونههاي فراوان در ديوان تركي او، ما را به زنگاني بودن او رهنمون ميشود. در بيت زير:

هر زامان سن سپهرن گول اوزونه مشك عبير

سني خار اولماياسان گر چه جفا كار اولاسان.

"سپهرن" از مصدر "سپمك" در زبان ادبي و معيار تركي به صورت "سپهرسن" استفاده ميشود اما در لهجهي زنجاني "سپهرن"مصطلح است. همچنين در بيت زير فعل "تاپماق" به صورت "تاپاران" بجاي "تاپارسان" به كار رفته است.

گر قلب اولا خارا، تاپاران حالت افعي

يانديران اونو، حالت شاهانهدي سنده.

باز در شعر ديگري از عتيقي با رديف «بولبول» واژگان بسياري هست كه مربوط به لهجهي زنجاني ميباشد.

به ابيات زير توجه كنيد:

ائدهرن چاك صبر جامهسيني

تا اسهر باد هر صبا بلبل.

ناله ائتمكده زاهده گويا

قيلميشن هردم اقتدا بلبل.

بارها كؤرموشن خزان اودونو

آه ناله سنه روا بلبل.

در اينجا كلمات «ائدهرن»، «قيلميشن»، «گؤرموشن» بيانگر لهجه و شيوهي گفتاري زنجان است.

خلق ديوان تركي توسط مولانا عتيقي زنجاني در هفتصد سال پيش، نشاندهندهي قدمت شعر و شاعري به زبان تركي در اين خطهي زرخيز است. اين ديوان با اين بيان ساده و روان خلق نميشد مگر باور داشته باشيم كه صدها سال پيش از آن نيز، شعر و ادب به زبان تركي در اين منطقه رايج بوده است.

منابع چندي از جمله تاريخ گزيده، روضهالجنان، مجمعالفصحا، هفت اقليم و ديگر تذكرهها فقط از شهرت و زندگي او در تبريز سخن راندهاند و زمان حيات او را در قرن هفتم مسجّل دانستهاند. راقم اين سطور در سال ۱۳۷۰ در رابطه با صدمين سال مرگ «جاذب» شاعر يزرگ زنجاني كه به سه زبان تركي، فارسي و عربي آثاري به رشتهي تحرير كشيده و اثر جاودانه­ي «جُنگ المهمات» را براي چاپ ديوان تركي و فارسي جاذب را مرتب ميكرد در همين جُنگ به ديوان تركي مولانا عتيقي نيز برخوردم. مرحوم حاج رسول نهالي نوه‌ی دختری جاذب، نسخهي منحصر بفرد جنگ­المهمات را ماهها در اختيار اينجانب نهاد كه در اين مجموعه، به ديوان تني چند از شاعران بزرگ آذربايجان نيز برخوردم که بخشی کاملاً مستقل را به اشهار مولانا عتیقی اختصاص داده بود.

نسخه­ی خطي از ديوان مولانا عتيقي در كتابخانه­ي فاتح استانبول تحت شمارهي ۳۸۴۳ نگهداري ميشود. در این نسخه که بعدها در ایران نیز بصورت فاکسیمیه منتشر شد ملمعاتی (اشعار دو زبانه ترکی-فارسی) دیده می‌شوند.

نزديكي مضمون اشعار در دو دیوان فارسی و ترکی نکته‌ی بسیار جالب توجهی است. از جمله غزلهائي كه در باره ی زلف سروده است در هر دو ديوان فارسي و تركي عتيقي فراوان است از اين اشعار، نه يكي دوتا، بلكه صدها نمونه ميتوان نشان داد:

گرفـت باز دل خـستـه ره مـيـخـانه

ز عشـق سلسله زلفــي شـديم ديـوانه

******

دم از زلـــف او عـــتيــقـــي زد

هـمه جــان بخــش و مشــكبار آمــد

******

اي زاهد اگر جست عتيقي سر زلفش

لطفي كن و زنجير به ديـوانه رها كن

******

اي زولف نهدير فكر حكيمانهدي سنده

يا سئحردي يا حيلهي پيرانهدي سنده.

******

انصاف ائله كؤنلوم نئجه چكسين غم زلفون

بيلمم نه بلا بولدو منيمچون خم زولفون.

******

خم زلفه دل ديوانه گرفتار اولالي

دئمه ديوانه، دئنن مستدي هوشيار اولالي.

******

اي عتيقي يئمه غم، ائيلهمه رسوا زولفي

كؤنلون آسودهدي تا زلف اونا غمخوار اولالي.

******

اي زلف داخي توتما گوني، گؤرسون عتيقي

گيرم بو صفت غيرت مردانهدي سنده

******

مني رسوا قيلان زلف گؤروم خوار اولاسان

نهكي گولزار آراسان، محرم اسرار اولاسان

******

نه جفالر چكيب اي زلف، عتيقي سندن

سني مشاطه جفاسينه گرفتار اولاسان

******

قصدين گر اولا بو دل ديوانه داغيلسين

بير شانه چك اول زلف پريشانه داغيلسين.

اينك نمونهاي از غزليات او تقدیم خوانندگان می‌شود:

خم زلفـه دل ديـوانه گـرفـتـار اولالــي

دئمه ديوانه, دئنن مستدي هشيار اولالي.

غم هجرانله هر لحظه پريشاندي گؤگل

زلف لــرزاندو هميـشـه دل اونا يار اولالي.

دئمهسـن باد صبا قيلدي پريـشان زلفـي

اسـميوب هيـچ مـن زار گـرفـتار اولالـي.

اسه يارب، ائده بير زلفي پريشان كي يورك

گؤرمه­ميش گون داخي زلف حايل رخسار اولالي.

گل،گل اي باد صبا, ائيله پريشان زلفي

مشك كافوره تؤكولسون كه يورك زار اولالي.

قيلميوب نرگسه بير لحظه تماشا كؤنگل

گؤرميوب يوسفيني حسنه خريدار اولالي.

اي عتيقي يئمه غم, ائيلمه رسوا زلفي

كؤنگل آسوده دو تا زلف اونا غمخوار اولالي.

منابع:

کریمی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲.

صفا، ذبیح االله، تاریخ ادبیات در ایران، چ۳، تهران: امیر کبیر، ۱۳۶۳.

تأثیرپذیری حافظ از جلال الدین عتیقی تبریزی (با تکیه بر دیوان اشعار آنها)، امیدوار عالی محمودی، فصلنامۀ علمی- تخصصی مطالعات زبان و ادبیات غنایی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد سال هشتم، شماره بیست و نه، زمستان ۱۳۹۷، ص. ۷۶-۵۲.

تصحیح و معرفی مثنوی مناظره‌ی آهو و کمان عتیقی تبریزی، چرمگی عمرانی، مرتضی و علی اکبر رمضانی، فصلنامه‌ پیام بهارستان، شماره ۲۵، بهار و تابستان ۱۳۹۴، صص ۲۳۴ ۲۴۷.

سعید پور امینایی، دکتر محمود مدبّری، دکتر محمد صادق بصیری، بررسی سبک شعر جلال الدین عتیقی (مطالعه موردی؛ دیوان شعر)، فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی، سال یازدهم، شماره اول، فروردین ۱۳۹۷، شماره پیاپی ۳۹، صص ۷۹-۹۷.

منبع: ماهنامه آذربایجان پست، شماره ۱۰۱.


[1] ذبیح الله، صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج ۳، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳، ص ۱۱۲۵.

[2] عبدالحمید عتیقی تبریزی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲، ص۱۰.

[3] تأثیرپذیری حافظ از جلال الدین عتیقی تبریزی (با تکیه بر دیوان اشعار آنها)، امیدوار عالی محمودی، فصلنامۀ علمی- تخصصی مطالعات زبان و ادبیات غنایی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد سال هشتم، شماره بیست و نه، زمستان ۱۳۹۷، ص. ۷۶-۵۲.