آشنایی با مولانا جلال الدین عتیقی زنجانی

مولانا جلال‌الدین محمد عتیقی یکی از علما و شعرای ارزشمند تاریخ ادبیات آذربایجان است که در قرن هفتم هجری اشعاری به زبانهای فارسی و ترکی سرود و نام خود را جاودانه ساخت. جلال‌الدین عتیقی از شاعران و واعظان برجسته‌ دوره‌ ایلخانان به شمار می‌رود که سه اثر ماندگار در حوزه شعر و عرفان از خود برجای گذاشت، افکار صوفیانه و عارفانه، ترجیح عشق بر زهد و وحدت وجود از جمله اختصاصات فکری شعر عتیقی است. تذکره‌نویسان سال ۶۴۶ هجری را زمان تولد و ۷۴۱ قمری را سال فوت وی ذکر کرده‌اند. پدرش، قطب‌الدین ابوالفضل عبدالرّحمان، از مفسران و وعاظ شهیر و عالمان بزرگ آذربایجان در سده‌ی هفتم هجری به شمار می رفته و خاندان وی به فضل و احسان معروف و در علم و حشمت و جوانمردی بی‌بدیل بوده‌اند. وی در مقبره‌الشعرای تبریز آرمیده است.

این شاعر و عارف در زمانی که در تبریز می‌زیست با دربار سلطان غازان خان در ارتباط بوده و از احترام وافری برخوردار بوده است. وی در عین حال از معاصران سلطان اولجایتو هم بود که پایتخش را به سلطانیه منتقل کرده بود. همچنین با سلطان ابوسعید بهادرخان و خواجه رشیدالدین فضل‌الله وزیر ایلخانی محشور بوده است.[1]

پژوهشگران معاصر غالباً عتیقی را شاعری فصیح و سخنور توصیف کرده‌اند، وی در تفسیر قرآن هم صاحب نظر بوده است. او در مجالس، تفاسیر عرفانی قابل توجهی از برخی آیات ارایه داده است. عتیقی در فصاحت و بلاغت مقامی بلند داشت و غالباً در تبریز به وعظ می‌پرداخت.

مولانا عتيقي زنجاني در قرن هفتم هجري (۷۱۹-۴۱ -۶۴۶هق) در زنجان از مادر زاده شد، هنوز كودكي بيش نبود كه همراه پدرش قطب الدين عتيقي رهسپار تبريز شده، در آن شهر سكني گزيد. قطب الدين عتيقي همراه با خانواده‌اش راهي تبريز شد و به دربار ايلخانان وارد شد. او به عنوان عالمي سرشناس در تبريز شهرت بدست آورد و ديگر عالمان نيز دور او گرد آمدند. فرزندش جلال الدين محمد در چنين محيطي قد كشيد و بار آمد. او به تحصيل علوم مختلف زمان نايل آمد و قدم به دنياي شعر و ادب نهاد. طولي نكشيد كه بعنوان شاعر و عارفي بزرگ كسب شهرت كرد و ميان شعرا و ادبا احترام همگان را جلب كرد. به روايت‌های مختلف جلال­الدين محمد عتيقي بين سالهاي ۷۱۹ الي ۷۴۱ در تبريز دار فاني را وداع گفته و در مقبره الشعراي تبريز دفن شده است. از آنجايي كه زندگي بيش از نصف عمرش در تبريز بود، او را تبريزي دانسته‌اند ولي با اندكي دقت در اشعار تركي اين شاعر والا مقام، تشخيص لهجه‌ي زنجاني اين عالم چندان دشوار نيست.

يكي از چهره‌هاي تابناك ادبيات آذربايجان مولانا جلال­الدين محمد عتيقي زنجاني است. مي‌دانيم كه زنجان يكي از مناطقي است كه در طول تاريخ, عالمان، اديبان و عارفان و شاعران بزرگواري را تقديم دنياي اسلام و آذربايجان كرده است. بسياري از چهره‌هاي شهير دنياي اسلام از زنجان برخاسته‌اند. اين عالمان هر يك به جاي خود از چهره‌هاي افتخارآفرين زمانه بوده‌اند كه مايه‌ي سربلندي و سرافرازي مردم ما شده‌اند. آفرينش و علم به سه زبان عربي، فارسي و تركي در اين خطه‌ي فرهنگ‌پرور مايه ي مباهات آذربايجان است كه آثار اين عزيزان زينت بخش كتابخانه‌هاي دنياست. شيخ ابوالنجيب سهروردي، شيخ ابوالغنائم سجاسي، اخي فرج زنجاني، شيخ شهاب‌الدين سهروردي، مولانا عتيقي زنجاني، مولانا نرگس ابهري، مولانا همتي انگوراني و بالاخره حكيم هيدجي از چهره‌هاي افتخار­آفرين زنجان است كه باعث سربلندي ايرانيان و ترك زبانان ايران در ساحه‌ي فرهنگي جهان هستند.

دیوان اشعار وی را در این مجموعه خواهید خواند که بر اساس دو نسخه‌ی دستنویس تدوین گشته است و زیبایی این اشعار چنانست که سادگی، روانی و آهنگ آنها روح و روان خواننده را تسخیر می‌کند. این زیبایی اشعار، دارای آرایه‌های ادبی و بیان زیبایی نیز هست بطوری که امروز نیز این حلاوت و پختگی شعر، کام آدمی را شیرین کرده و نسبت به مطالعه‌ی بیشتر اشعار راغب‌تر می‌سازد.

عتیقی از خانواده‌ای برخاسته است که مقام علمی و ادبی پدر و اجدادش آنان را در نزد امرا و حکمای زمان عزیز و گرامی می‌داشت و به همین خاطر نیز به تبریز برده شدند.

واقعا تبریز چه چیزی داشته است که هزاران عالم و دانشمند، سخنور و ادیب را بسوی جلب کرده و تا آخر عمر آنان را در آغوش پرمهر خویش نگهداشته است. امروز مقبره‌الشعرا که مزار صدها تن از بزرگان را در طول سده‌های محتلف در خود جای داده است یکی از منحصر بفردترین مکانهای جهان است. این مکان پیام خاصی به دنیا دارد و نشان می‌دهد که دانشمندان سراسر دنیای اسلام را بخود خوانده و پذیرای آنان بوده است. البته فراموش نمی‌کنیم که در شهر تبریز تنها مقبره‌الشعرا نیست که اینهمه بزرگمردان را در خود جای داده است. اشاره‌ای بدین منزلت خالی از لطف نخواهد بود.



موقعیت فرهنگی تبریز

تبریز را باید شهر علم و ادب مشرق‌زمین دانست چرا که آنچه امروز در تبریز می‌بینیم نشانگر وجود هزاران عالم، عارف، هنرمند و شاعریست که در این خاک غنوده‌اند. امروز در تبریز آرامستانهای بسیاری هست که هر یک در سینه‌ی خود تن صدها بزرگوار دنیای علم و ادب را در خود نگهداشته‌اند. در همین آرامستانها صدها بقعه و مقبره و امامزاده وجود دارد که عارفانی نه تنها از خود شهر تبریز، بلکه دیگرانی که از سراسر دنیای اسلامی روی به تبریز آورده، سالها در این شهر به فعالیت پرداخته و آنرا بر موطن اصلی خود ترجیح داده و در سینه‌ی آن غنوده‌اند. مقبره‌الشعرا، دهها حظیره‌ی قدسی، مقبره‌های بزرگان، تکیه‌ها و غیره نشان از تجمع بسیاری از علمای زمان و شعرای مختلف در اعصار گوناگون دارد. در هر یک این مکانها شاید صدها تن از اینان در آن مدفون گشته اند نمونه‌های برجسته‌ی آن آرامستان سرخاب، چرنداب و گجیل است که مشهورترین شاعران دنیای مشرق زمین از جوار دیوار چین تا شاخ آفریقا را در خود دارد. چنین وضعی هنوز در جهان هیچ شهری بخود ندیده است که شاعران و عالمان را از گوشه و کنار جهان گرد آورده و در خود جای داده باشد. این امتیاز منحصر به شهر تبریز است که در طول سده های پنجم الی دهم هجری اندیشمندان و هنروران را به خود جلب کرده و اینان رغبت به اسکان در تبریز یافته اند تا از برکات معنوی شهر برخوردار گردند.

همانگونه که گفتیم علاوه بر تبریز، شهرهای موجود در نزدیکی تبریز نیز بسیاری از بزرگان را بسوی خود جلب کرده و آنان را تا آخر عمرشان چون مهمانی عزیز گرامی داشته و آنان نیز در دامن این سرزمین غنوده‌اند. یا فرزندان عاشق پاشا، عارفی از خراسان که در خسروشاه غنوده است. غریب‌نامه‌ی عاشق پاشا را مثنوی معنوی به زبان تورکی دانسته‌اند که بالغ بر ۱۲۰۰۰ بیت، ویژگی های دنیای تصوف و عرفان را بیان کرده است. نگاهی به کتاب ارزشمند روضه الجنان و جنات صدها بزرگ اهل علم و طریقت را که در تبریز و شهرهای اطراف غنوده‌اند معرفی کرده است.[2]

مولانا عتیقی نیز یکی از همین بزرگان است که البته به همراه پدر و عموی بزرگوارش بنا به دعوت حکومت وقت به تبریز آمده، در این شهر بالیده و نهایت در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شده است.


زبان ترکی

مردم آذربایجان از قدیم‌الایام به زبان ترکی سخن می‌گفته‌اند. چنانچه از تاریخ می‌خوانیم طبری آذربایجان را ارض‌الترک می‌خواند[3] و دیگر کتب تاریخی نیز آذربایجان و تبریز را بدین صفت خوانده‌اند. نخستین آثار نوشته شده به زبان تورکی به سده‌های نخستین هجری برمی‌گردد از آن جمله اثر بزرگ و ۵۵۰ صفحه‌ای شان قیزی داستانی (سال ۲۴۱ قمری)، نوم بیتیک (سده‌ی سوم هجری) و خزر مکتوبلاری را می توان نام برد که در آذربایجان و به زبان تورکی نوشته شده‌اند و امروز در دست است.

نخستین لغت‌نامه‌ای که به فارسی در آذربایجان نوشته شده است لغت اسدی طوسی است. او در برخی از صفحات کتابش نشان داده است که مردم آذربایجان به ترکی سخن می‌رانند از آن جمله در معنی کردن کلمه‌ی پالیک اظهار می‌دارد که آن را در آذربایجان چاروق گویند.[4] یعنی به عیان نشان می‌دهد که زبان مردم آذربایجان ترکی است. یا وقتی ناصر خسرو در تبریز به دیدار قطران نائل می‌گردد می‌نویسد: «در تبریز قطران نامی را دیدم که فارسی نمی‌دانست...»[5]

معلوم می‌گردد که قطران سعی کرده است فارسی را از هر کسی که دیدار می‌کرد فرا گیرد و استعداد شگرف او نیز همینست که بهترین اشعار فارسی زمان را نیز او سروده است. در اشعار این نابغه، روج زبان ترکی گم نگشته و در بسیاری از جاها خودی می‌نماید و صدها واژه، ترکیب‌ها، اصطلاحات و بیان ترکی را عینا به فارسی ترجمه کرده و به ادبیات فارسی هدیه کرده است.

شاید نخستین شاعری که در آذربایجان به زبان تورکی شعر آفریده است خواجه احمد فقیه تبریزی باشد که بسال ۶۱۸ق در سردرود غنوده است. وی از همین دیار برخاسته، ولی سرزمین‌های مختلف دنیای اسلام را گشته و وطن خویش را بر همه جا ترجیح داده است. او سه مثنوی ارزشمند به زبان ترکی سروده است.

در سده‌ی ششم هجری ادبیات فارسی در آذربایجان جان تازه‌ای می‌یابد و دهها شاعر آذربایجانی به سرودن اشعار فارسی روی می‌آورند بطوری که سبک آذربایجانی در شعر فارسی بعنوان مکتب و شیوه‌ای ماندگار جان می‌گیرد. شاعران بزرگی چون نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، مجیرالدین بیلقانی، فلکی شروانی و دهها شاعر دیگر در این جرگه جای می‌گیرند. ادیبان معاصر کسانی چون ذبیح الله صفا ، شمس کسمایی و دیگران، همچنین شرق‌شناسانی چون یان ریپکا نیز بدان می‌پردازند و مشخصات سبک آذربایجانی را محک می‌زنند.

جالبتر از همه بیانات ادیب بزرگ ایران سعید نفیسی است که بعد از سالها پژوهش و تحقیق یافته‌های ارزشمند خود را اظهار می‌دارد و نشان می‌دهد که مردم آذربایجان ترک‌زبان بوده‌اند و شاعرای آذربایجان فارسی را نه از مادر خود، بلکه از آموزگار می آموخته اند. عین جمله سعید نفیسی اینست:

«این نکته مسلم است که زبان شعر فارسی زبان طبیعی و رایج مغرب ایران مخصوصا آذربایجان نبوده و زبان مشرق بوده است که از راه ادبیات وارد این سرزمین شده است. شعر دری در آذربایجان از قرن پنجم و از زمان اسدی و قطران آغاز شده و در قرن ششم با ابوالعلا گنجوی، خاقانی، نظامی، فلکی، قوامی و بیلقانی به اوج خود رسیده است. ناچار شاعران آذربایجان زبان دری را از مادر خود نمی­آموخته و از آموزگار درمی­یافته­اند.»[6]

با این مقدمه‌ی کوتاه از زبان طبیعی مردم آذربایجان به زندگی و آثار مولانا عتیقی می پردازیم که آثارش را به سه زبان دنیای اسلام آفریده است. او به زیبایی‌ها، نکات قوت هر سه زبان تسلط کامل داشته و آفریده‌هایش در هر سه زبان نیز زیبا و خواندنی است.

ديگر اين مسئله جا افتاده است كه هفتصد سال پيش از اين، ادبيات تركي در زنجان ـ همانند ديگر مناطق آذربايجان رونق و رواج داشته است؛ کشف کلیله و دمنه از دیگر سخنور بزرگ منطقه – افتخارالدین محمد بکری قزوینی که بسال ۶۱۹ قمری به نثر و نظم نوشته است امیدها را بارورتر کرد. نسخه‌ی اصلی این اثر هم‌اینک در کتابخانه‌ی مرکزی تبریز با شماره و باورم به يقين رسيده بود كه مولانا عتيقي به دو زبان فارسي و تركي ديوان كاملي آفريده است.

کلیله و دمنه‌ی افتخارالدین محمد بکری دارای ۶۳۳ صفحه بوده و در تبریز با شماره ۱۱۳۵/۲۶۵۸ در ۶۳۳ صفحه نگهداری می‌شود. نسخه‌ی دیگری از این اثر دارای ۵۶۸ صفحه بوده و در کتابخانه‌ی مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است. همچنین نسخه‌ی دیگری هم با ۵۵۵ صفحه و با شماره ۲۳۵۴۶۱ در کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران نگهداری می‌شود. حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده در باره‌ی افتخارالدین و دو اثر تورکی وی: کلیله و دمنه / سندبادنامه، اطلاعات خوبی ارائه کرده است.[7] کاتب چلبی یا حاج خلیفه نیز در اثر معروف خود: کشف الظنون بدان پرداخته است.[8]


زندگی مولانا جلال‌الدین عتیقی

هنوز هم با وجود گذشت صد سال از نگارش نخستین تاریخ ادبیات ایران، بسیاری از ادیبان و شاعران ایرانی به هر زبانی که باشد در هاله‌ای از ناشناختگی مانده است. هنوز هزاران کتاب و اثر در قفسه‌ی کتابخانه‌ها و در کنج خانه‌ها مانده است و هنوز به زیور طبع آراسته نشده‌اند. دیوان پرجچم مولانا عتیقی به زبان فارسی در دهه‌های اخیر کشف شده و دیوان تورکی او نیز بصورت پراکنده‌ای در نشریات و مجموعه ها منتشر شده است. به دلایل عدم شهرت شاعر در تاریخ ادبیات خواهیم پرداخت.

لازم به ذکر است که پدر این شاعر بزرگ (جلال‌الدین عتیقی) یعنی قطب‌الدین عتیقی نیز شاعری توانمند بوده که آنچه از او بدست ما رسیده است تنها ۱۴۴ بیت است که شامل ۷ غزل، ۷ قطعه، ۲۵ رباعی و ۵ تک بیت است.

جلال‌الدین عتیقی را گاهی محمد و گاهی عبدالحمید معرفی کرده‌اند. ابن فُوَطی (۶۴۲ -۷۲۳ق) نخستین مورخی است که اطلاعاتی در حق عتیقی را ثبت کرده است. او بیش از ۲۰ سال در آذربایجان اقامت داشته و با بزرگان این سرزمین - از سلاطین و وزرا تا دانشمندان و سخنوران زمان روابط نزدیک و حسنه‌ای داشته است. وی معاصر جلال‌الدین عتیقی بوده است. وی در باره‌ی زندگی عتیقی اطلاعات دست اول و درستی را ارائه داده و او را از خانواده‌ای زنجانی شمرده است که در اوان کودکی همراه پدر و خانواده‌اش به تبریز رفته و در آنجا رشد و نمو کرده و به صورت شاعری فصیح‌گو و عارفی سخن‌سنج تربیت شده است.

برخی منابع نام او را قطعاً عبدالحمید دانسته و برخی نیز روی اسم محمد وی تأکید کرده‌اند.

تذكره‌ها سخن از خانواده‌ي عتيقي مي‌رانند. با تکیه‌ی بر این منابع، پدرِ قطب‌الدين با لقب كمال‌الدين شهرت داشته است. او نيز ضمن اينكه از بزرگان علم و عارفان محسوب مي‌شده، مورد احترام صاحب منصبان و درباريان بوده است. تذكره‌ها مي‌نويسند كه كمال­الدين خرقه‌ي تصوف را از دست شيخ ركن­الدين سجاسي گرفته است. ابن فُوَطي شيباني در اثر خود ضمن اشاره به اين امر، به زندگي او و خانواده‌اش در زنگان اشاره‌ها كرده و از اعتبار علمي اين خانواده در ميان عالمان زمان سخن گفته است. او مي‌نويسد كه كمال­الدين در ميان عالمان زنگاني صاحب اعتبار بوده است. ابن فوطي‌شيباني در اثر خود «مجمع­الادب في معجم­الالقاب» كه به زبان عربي است مي‌نويسد: "كمال­الدين ابو‌بكر عتيقي بن‌عبداللطيف‌ الحافظ ‌الواعظ كان من اكابرالائمه و العلما و اجازه‌الناصرالدين الله ان يروي عنه كتاب العارفين من تصفيه و كتب له الاجازه سنه ثلاث عشره و ستمائه و فيها ذكر اولاده و اولاده اعمامه ابن الامام كمال‌الدين عتيقي بن عبداللطيف من ركن­الدين ابي‌الغنائم محمد سجاسي".[9] از ديگر سو مي‌دانيم كه شيخ ركن‌الدين ابوالغنائم سجاسي يكي از عالمان بزرگ زنجاني است كه در قصبه­ي سجاس از توابع زنگان به دنيا آمده و آثار بسياري به زبان عربي نگاشته است.[10] ديگر تذكره‌ها از نسبت عتيقي با شيخ شهاب‌الدين سهروردي سخن مي‌رانند. ابن كربلائي در اثر معروف خود «روضات‌الجنان و جنات‌الجنان» نسبِ مولانا عتيقي را به شيخ شهاب‌الدين سهروردي مي‌رساند و از اولاد او مي‌شمارد.[11] همين عالم، عتيقي را با ۲۰ واسطه به ابوبكر خليفه‌ي نخستين پيامبر مي‌رساند. بنابراين نسبت عتيقي با سهروردي و پوشيدن خرقه از دست ركن‌الدين سجاسي، دو عاملي است كه نشانگر زنگاني بودن اوست و عامل سومي را مي‌توان در شيوه‌ي بيان و سبك شعري عتيقي جست. خصوصيات لهجه‌ي زنجاني در اشعار تركي مولانا عتيقي كاملاً مشهود است. هر چند كه اكثر تذكره‌ها عتيقي را اهل تبريز دانسته‌اند اما نمونه‌هاي فراوان در ديوان تركي او، ما را به زنگاني بودن او رهنمون مي‌شود. در بيت زير:

در بيت زير:

هر زامان سن سپه‌رن گول اوزونه مشك عبير

سني خار اولماياسان گر چه جفا كار اولاسان.

"سپه‌رن" از مصدر "سپمك" در زبان ادبي و معيار تركي به صورت "سپه‌رسن" استفاده مي‌شود اما در لهجه‌ي زنجاني "سپه‌رن"مصطلح است. همچنين در بيت زير فعل "تاپماق" به صورت "تاپاران" بجاي "تاپارسان" به كار رفته است.

گر قلب اولا خارا، تاپاران حالت افعي

يانديران اونو، حالت شاهانه‌دي سنده.

باز در شعر ديگري از عتيقي با رديف «بولبول» واژگان بسياري هست كه مربوط به لهجه‌ي زنجاني مي‌باشد.

به ابيات زير توجه كنيد:

ائده‌رن چاك صبر جامه‌سيني

تا اسه‌ر باد هر صبا بلبل.

ناله ائتمكده زاهده گويا

قيلميشن هردم اقتدا بلبل.

بارها كؤرموشن خزان اودونو

آه ناله سنه روا بلبل.

در اينجا كلمات «ائده‌رن»، «قيلميشن»، «گؤرموشن» بيانگر لهجه و شيوه‌ي گفتاري زنجان است.

خلق ديوان تركي توسط مولانا عتيقي زنجاني در هفتصد سال پيش، نشاندهنده‌ي قدمت شعر و شاعري به زبان تركي در اين خطه‌ي زرخيز است. اين ديوان با اين بيان ساده و روان خلق نمي‌شد مگر باور داشته باشيم كه صدها سال پيش از آن نيز، شعر و ادب به زبان تركي در اين منطقه رايج بوده است.

منابع چندي از جمله تاريخ گزيده، روضه‌الجنان، مجمع‌الفصحا، هفت اقليم و ديگر تذكره‌ها فقط از شهرت و زندگي او در تبريز سخن رانده‌اند و زمان حيات او را در قرن هفتم مسجّل دانسته‌اند. راقم اين سطور در سال ۱۳۷۰ در رابطه با صدمين سال مرگ «جاذب» شاعر بزرگ زنجاني كه به سه زبان تركي، فارسي و عربي آثاري به رشته‌ي تحرير كشيده و اثر جاودانه­ي «جُنگ‌المهمات» را براي چاپ ديوان تركي و فارسي جاذب را مرتب مي‌كرد در همين جُنگ به ديوان تركي مولانا عتيقي نيز برخوردم. مرحوم حاج رسول نهالي نوه‌ی دختری جاذب، نسخه‌ي منحصر بفرد جنگ­المهمات را ماهها در اختيار اينجانب نهاد كه در اين مجموعه، به ديوان تني چند از شاعران بزرگ آذربايجان نيز برخوردم که بخشی کاملاً مستقل را به اشهار مولانا عتیقی اختصاص داده بود.

نسخه­ی خطي از ديوان فارسی مولانا عتيقي در كتابخانه­ي فاتح استانبول تحت شماره‌ي ۳۸۴۳ نگهداري مي‌شود. در این نسخه که بعدها در ایران نیز بصورت فاکسمیله منتشر شد ملمعاتی (اشعار دو زبانه ترکی-فارسی) دیده می‌شوند.

مولانا عتيقي زنجاني در قرن هفتم هجري در زنجان از مادر زاده شد، هنوز كودكي بيش نبود كه همراه پدرش قطب‌الدين عتيقي رهسپار تبريز شده، در آن شهر سكني گزيدند. مي‌دانيم با حمله­ي مغولان به ايران، بسياري از عالمان كه در مسير هجوم آنان بودند دست از سرزمين خود شسته، بيشتر آنان به سمت غرب كوچيدند و از شهر خود دور افتادند. البته مي‌توان عالمان اين دوره را از اين نظر به دو دسته تقسيم كرد: دسته‌اي همان راه ساده‌ي كوچ را انتخاب كردند و گروه دوم ايستادند و حتي كمر همت براي رام كردن اين مغولان بستند. آنان حتي راه به دربار آنان جستند و موفق نيز شدند. قطب‌الدين عتيقي نيز همراه با خانواده‌اش راهي تبريز شد و به دربار ايلخانان وارد شد. او به عنوان عالمي سرشناس در تبريز شهرت بدست آورد و ديگر عالمان نيز دور او گرد آمدند. فرزندش جلال‌الدين محمد در چنين محيطي قد كشيد و بار آمد. او به تحصيل علوم مختلف زمان نايل آمد و قدم به دنياي شعر و ادب نهاد. طولي نكشيد كه بعنوان شاعر و عارفي بزرگ كسب شهرت كرد و ميان شعرا و ادبا احترام همگان را جلب كرد. به روايت مختلف جلال­الدين محمد عتيقي بين سالهاي ۷۱۹ الي ۷۴۱ در تبريز دار فاني را وداع گفته و در مقبره‌الشعراي تبريز دفن شده است. از آنجايي كه زندگي بيش از نصف عمرش در تبريز بود، او را تبريزي دانسته‌اند ولي با اندكي دقت در اشعار تركي اين شاعر والا مقام، تشخيص لهجه‌ي زنجاني اين عالم چندان دشوار نيست. فراموش نکنیم که در منابع مختلف از عتیقی‌ای نام برده‌اند که در شروان، اهر، تبریز و زنجان می‌ریسته است که اغلب تاریخ ولات و وفات آن‌ها را نیز یکسان ذکر شده است و لذت می‌توان ادعا کرد که همگی این عتیقی‌ها همان جلال‌الدین عتیقی زنجانی است که مدتی از عمر خود را در شهرهای مختلف و در مقام‌های دیگری چون قضاوت و غیره بوده است. به زنجانی بودن او با توسل به سه عامل فوق‌الذکر اطمینان داریم.

ما بر اين باوريم كه محمد عتيقي در قرن هفتم هجري در زنجان به دنيا آمده و در همان دوران طفوليت به همراه خانواده‌اش به تبريز كوچيده است. پدرش در دربار ايلخانان صاحب منصب بوده و از احترام دربار بر خوردار بوده است. فراموش نمي‌كنيم كه در اين دوره، عالمان چندي از زنجان همراه خانواده‌هايشان به دربار ايلخانان در تبريز رفته و طرف مشورت بزرگان و درباريان قرار مي‌گرفتند از جمله‌ي اين خانواده‌ها مي‌توان خالدي‌ها و عتيقي‌ها را نام برد. صدر جهان و قطب جهان زنجاني از آن جمله بزرگاني هستند كه همراه خانواده‌ي خود در دربار ايلخانان صاحب منصب و مقام بوده و تا حد وزارت نيز بالا رفته‌اند.[12] قطب‌الدين عتيقي نيز در اين دربار جا و مقامي خاص داشته است. همواره يار و مددكار بزرگان و دربار بوده است.

جلال‌الدین محمد عتيقي در محيط فرهنگی تبریز و دربار ایلخانی (بخاطر حضور پدرش در دربار) پرورش يافته و در زمينه‌ي علم و عرفان براي خود جايي باز كرده است. تذكره‌ها از تشكيل مجالس شعر و حلقه‌‌‌هاي ادبي توسط محمد عتيقي سخن مي‌‌­رانند. مسلم اينكه مولانا نيز لقبي است كه شاعران و اديبان زمان بدو داده‌اند. شاعران گرد او جمع مي‌شدند و به خواندن و سرودن شعر به زبانهاي فارسي و تركي مي‌پرداختند.

همين عالم، عتيقي را با ۲۰ واسطه به ابوبكر خليفه‌ي نخستين پيامبر مي‌رساند. همچنین گفته می‌شود نسب عتیقی به برادر شیخ شهاب‌الدین محمود عتیقی اهری (متوفّای ۶۶۵) که خود از شاگردان رکن‌الدین سجاسی و از مشایخ صوفیه سلسله‌ی سهروردیه در قرن هفتم بوده‌است، می‌رسد. بنابراين نسبت عتيقي با سهروردي و پوشيدن خرقه از دست ركن‌الدين سجاسي، دو عاملي است كه نشانگر زنگاني بودن اوست و عامل سومي را مي‌توان در شيوه‌ي بيان و سبك شعري عتيقي جست. خصوصيات لهجه‌ي زنجاني در اشعار تركي مولانا عتيقي كاملاً مشهود است. هر چند كه اكثر تذكره‌ها عتيقي را اهل تبريز دانسته‌اند اما نمونه‌اي فراوان در ديوان تركي او، ما را به زنگاني بودن او رهنمون مي‌شود.

آثار مولانا عتیقی

از این شاعر برجسته سه اثر مهم برجای مانده است:

دیوان فارسی،

دیوان تورکی،

مجالس - که وعظ‌های او را شامل می‌شود و توسط یکی از شاگردانش گردآوری شده‌اند.

مثنوی ۱۱۸ بیتی با عنوان مناظره‌ی آهو و کمان، همچنین چند مثنوی کوچک نیز وجود دارد که در دیوان فارسی او محفوظ است.

اینک به شرح مختصری از آثار وی می‌پردازیم:

دیوان عتیقی با وجود پختگی ذهن و زبان کمتر شناخته شده است. در این دیوان علاوه بر صنایع و آرایه‌های ادبی، افکار صوفیانه و عارفانه نیز بکار رفته است. ترجیح عشق بر زهد، خاکساری مفرط به درگاه معشوق، وحدت وجود و... ازجمله ویژگی‌های فکری شعر عتیقی است. دیوان او را باید دو دیوان بشمار آورد: دیوان فارسی و دیوان تورکی.

دیوان فارسی او بصورت فاکسمیله چاپ شده[13] و دیوان ترکی‌اش بصورت پراکنده منتشر گشته است. هرچند دیوان تورکی وی، در حجم دیوان فارسی او نیست ولی دارای مضامینی قابل توجه و همسان با اندیشه‌ها و سبک شعری‌اش در دیوان فارسی است ولی روانی و سلاست زبانش در دیوان تورکی‌اش از اهمیت بیشتری برخوردار است.

دیوان جلال‌الدین عتیقی از روی نسخه خطی نفیس آن، متعلق به کتابخانه فاتح استانبول، به‌صورت عکسی چاپ شده‌است. درباره این نسخه نخستین بار در سال ۱۳۱۴ شمسی، محمدعلی تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان، در ضمن احوال جلال‌الدین عتیقی خبر داد و نوشت: «از مولانا [جلال‌الدین عتیقی] دیوان بسیار بزرگی که در تاریخ ۷۴۴ق استنساخ شده و در کتابخانه فاتح استانبول، با شماره ۳۸۴۳ موجود است.» کشف مجموعه‌ی خطی سفینه تبریز در سال ۱۳۷۴ شمسی انجام گرفت. نقل اشعار و رسائل جلال‌الدین عتیقی در آن و ارائه چهره‌ی صوفیانه‌ی وی، آن ‌هم به دست کاتبی که خود از جمله شاگردان او بوده‌ است، موجب شد که در باب احوال و آثار وی جست‌وجوی بیشتری صورت بگیرد که این امر به دست یافتنِ این نسخه (مجالس) ارزشمند منجر شد.

دیوان عتیقی، به کوشش نصرالله پورجوادی و سعید کریمی، در ۸۴۰ صفحه، ازسوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر شده ‌است.

نزهه‌المجالس[14] و فرهنگ سخنوران[15] مجموعه‌ای از رباعیات او را آورده‌اند.

اشعار تورکی جلال‌الدین محمد عتیقی هرچند بصورت مجزا در جنگ‌ها و مجموعه‌های متنوعی منتشر شده است اما مجموعه‌ی اشعارش بصورت دیوانی مستقل نشر نیافته است. کتاب حاضر مبادرت بدین امر کرده است.

مجالس

نسخه مجالس منحصربه فرد است و در هیچ فهرست نسخه‌ی خطی‌ای، نشانی از آن یافت نشده بود. کتاب مجالس از روی نسخه خطی مجلس به تصحیح و تحقیق سعید کریمی از سوی مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد.

مجالس سخنان، لطایف و اشارات جلال‌الدین عتیقی است. ابوالمجد تبریزی، که زمانی مرید وی بوده، از سال ۷۱۲ تا ۷۱۸ ق برخی از سخنان او را یادداشت کرده است. جالب است که برخی از این سخنان رادر اثر دیگری که در سال ۷۲۳ ق. بنام سفینه‌ی تبریز کتابت کرده آورده است. بر اساس تاریخی که در ابتدای هر مجلس آمده تعداد مجالس ۲۲ مجلس است که ابوالمجد بنا به سلیقه‌ی خود آنها را در ۶۷ قسمت مجزا گنجانده است. سخنان عتیقی در مجالس به آیات و احادیث و اشعار عربی و فارسی آراسته شده است.

مولانا جلال‌الدین عبدالحمید بن قطب الدین ابوالفضل عبدالرحمان بن کمال الدین ابوبکر عبدالرحیم عتیق بن عبداللطیف عتیقی تبریزی از صوفیان سرشناس و شاعران برجسته قرن هفتم و هشتم هجری قمری است.

ابوالمجد تبریزی، کاتب این دو اثر: مجالس و سفینه‌ی تبریز از مریدان عتیقی بوده و از دوران طفولیت در دامان وی بالیده است. از تاریخ و محل ولادتش اطلاع دقیقی در دست نیست و تذکره‌نویسان تنها به تاریخ درگذشت او اشاره کرده‌اند.

سفینه تبریز مجموعه‌ای است خطی مشتمل بر ۲۰۹ عنوان کتاب و رساله. قطع آن رحلی بزرگ و دارای ۳۶۸ برگ است. این اثر به خط تعلیق خوب و قلم ریز و فاصل میان مجالس به خط نسخ درشت در شب یکشنبه هشتم محرم سال ۷۲۳ قمری کتابت شده است. نسخه‌ی خطی مجالس به غیر از صفحه اول که ۳۲ سطر و صفحه آخر که ۲۰ سطر دارد، همه‌ی صفحات دارای ۴۱ سطر است.

کتابی که چاپ گردید داراب مطالب زیر بود:

فصل اول- سوانح زندگی و شرح آثار جلال‌الدین عتیقی

فصل دوم- موقعیت ادیان و وضعیت تصوف در زمان جلال الدین

فصل سوم- سیری در مجالس

متن مجالس

توضیحات

نمایه‌ها

منابع

این کتاب با شماره ثبت ۴۹۶۸۸۱ در کتابخانه‌ی شماره یک مجلس شورای اسلامی موجود است. تصویر زیر صفحه اول نسخه خطی مجالس در سفینه تبریز است. این اثر در ۲۲۴ صفحه به کوشش مرکز پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده است.


سفینه تبریز

ابوالمجد تبریزی که مواعظ عتیقی را گرد آوری کرده و در کتابی با نام مجالس آورده است اثری دیگری هم با نام سفینه دارد که چون در تبریز نوشته شده است عنوان سفینه‌ی تبریز بخود گرفته است و تنها یک مطلب کوچکی در باره‌ی شهر تبریز دارد. سفینه تبریز در سال‌های ۷۲۱ تا ۷۲۳ هجری قمری توسط ابوالمجد تبریزی در تبریز گردآوری و کتابت شده است. کتاب به فارسی، فهلوی و اندکی هم به ترکی است. این کتاب نسخه منحصربه‌فردی است که در آن ۲۰۹ رساله در موضوعات مختلف علمی از جمله ریاضیات، هیئت، نجوم، موسیقی، پزشکی، فلسفه، ادبیات، عرفان، تاریخ، جغرافیا، علل باریدن برف و باران، خواص انواع میوه‌ها، گیاهان، تاریخ پیغمبران و فیلسوفان گردآوری شده است.

چون این سفینه در تبریز کتابت شده عنوان «سفینه تبریز» را بدان داده‌اند. در حالی که برخی از ناسیونالیست‌های رومانتیک ایرانی سعی دارند از آن سوءاستفاده‌ کنند. برای همین به راه‌های غیرعلمی کشیده شده است. در حالی که این کتاب ربطی به تبریز ندارد تنها بخاطر نوشته شدنش در تبریز چنین نامی بر آن گذاشته شده است. برخلاف آنچه ناسیونالیست‌های ایرانشهری تبلیغ می کنند این کتاب هیچ ربطی به تبریز پیدا نمی کند و فهلویاتی هم که آمده است به تبریز و مردم تبریز ارتباطی ندارد. مگر ابن سینا، ابوسعید ابوالخیر، خواجه نصیرالدین طوسی و بیش از ۱۰۰ نویسنده‌ای که با نام و نشان و آثارشان در این مجموعه آمده است تبریزی‌اند؟ برخی از این نویسندگان صرفاً در تبریز هستند (تبریزی نیستند)؛ اما نشان می‌دهد که در این دوره (سده‌ی هفتم و هشتم هجری) تبریز همچنان مرکز توجه اندیشمندان و علما و هنرمندان است و بزرگان منطقه روی بسوی این مرکز تمدن و فرهنگ دارند.

در این مجموعه که شامل ۲۰۹ مقاله است مطالبی از ابن سینا، ابوسعید ابوالخیر، نصیرالدین طوسی، فرهنگ لغات فارسی از اسدی طوسی، موسیقی از عجب‌الزمان محمدبن محمود نیشابوری نوشته شده است. اشاره‌ای به تاریخ تبریز نیز کرده است. می‌دانیم که چقدر ابتدایی و دور از واقعیت است و نویسنده شناختی از تاریخ فرهنگ و تمدن این شهر ندارد. در فصل‌های مختلفی مخصوصاً از فصل ۴۵ به بعد مناظره هایی آورده است از جمله مناظره بین گل و مُل (گل و شراب) از ابوسعید ترمیدیه، مناظره بین سرو و آب از نظام‌الدین اصفهانی، مناظره بین شراب و حشیش از سعدالدین ابن بهاءالدین، مناظره دیگری بین شراب و حشیش، مناظره بین شمشیر و قلم، مناظره بین شمشیر و آسمان، مناظره بین النار و التراب (آتش و خاک) از امین‌الدین ابوالقاسم الحاجی بولاح.

سراینده‌ی برخی از این مناظره ها معلوم است و برخی دیگر ناشناس. البته کاتب (ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزی) دو مناظره از آثار خود را نیز آورده است:

مناظره بین السمع و البصر

مناظره بین نظم و نثر.

سفینه­ی تبریز در سال‌های اخیر در کشور ترکیه کشف و به ایران آورده شده است. در این کتاب بخشی از «مجالس» که سخنان و گفته‌های او بر بالای منابر و مجالس با مشایخ زمانه را در بر دارد درج شده است. این کتاب مملو از ایماژها و صور خیال بسیار زیبایی است. وی در برخی از مجالس آیه‌ای از قرآن می‌خواند و به تفسیر آن می‌پردازد و در پایان شعری یا جمله‌ای کوتاه ذکر می‌کند.

بی‌تردید قلم کاتب در ترتیب این سخنان بی‌تاثیر هم نبوده است؛ با اینجال اساس اندیشه و زیبایی کلام را باید متعلق به جلال‌الدین عتیقی دانست.[16]

"سفینه تبریز" مجموعه‌ای است خطی که به همت یکی از دانشمندان و ادبای تبریز به نام "ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی" در قرن هشتم هجری در تبریز جمع‌آوری و کتابت شده است. این اثر بسیار مهم که کشف بزرگی برای تاریخ و فرهنگ آذربایجان می‌باشد، در سال ۱۳۷۴ هجری شمسی برای کتابخانه مجلس شورای اسلامی خریداری و برای چاپ عکس آماده گردید و سرانجام در سال ۱۳۸۱ انتشار یافت.

آقای «عبدالحسین حائری» در مقدمه‌ی سفینه‌ی تبریز می‌نویسد:

"ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی" از خاندان ملکان تبریز و مولف "سفینه تبریزی" ضمن آنکه خود اهل شعر و ادب بوده‌ است، برخی از نیاکانش نیز اهل ادب و هنر بوده‌اند. پدر وی از رجال و دبیران تبریز در این عصر شعر می‌سرود. عم وی نیز شاعر بوده است. یکی از آثار ارزشمند مولف کتاب که خوشبختانه در "سفینه" هم درج شده است، "خلاصه الاشعار" می‌باشد. استاد "عبدالحسین حائری" در مورد آن می‌نویسد:

"شامل پانصد رباعی از شاعران مشهور در پنجاه باب، ابوالمجد در این تألیف خویش از مجدالدین ملک محمود (عم خویش) و مجدالدین محمد (پسر عم پدر خویش) نیز چند رباعی دارد. این رساله مدرک یگانه‌ای است برای نمونه‌ای از اشعار جمعی از شاعران که در جایی دیگر یاد نشده‌اند."

فهرست «رسایل سفینه» تبریز مرتبط با شعر و ادب فارسی چنین است:

مناظره سرو و آب (رساله ۴۶) مناظره شراب و حشیش (رساله ۴۷) مناظره شمشیر و قلم (رساله ۴۹) مناظره زمین و آسمان (رساله ۵۰) مناظره النار و التراب (رساله ۵۱) مناظره السمع و البصر (رساله ۵۲) مناظره نظم و نثر (رساله ۵۳)

گزیده دواوین شعرای همعصر مولف، بخش مهم دیگری از کتاب می‌باشد که از آن جمله به دیوان‌های زیر می‌توان اشاره کرد:

دیوان غزلیات جلال‌الدین عتیقی از شعرای قرن هفتم و هشتم تبریز

دیوان ملک محمود تبریزی از شعرای قرن هفتم تبریز

دیوان مجدالدین تبریزی پدر مولف سفینه تبریز

قصه مناظره آهو از جلال‌الدین عبدالحمید عتیقی

صحبت‌نامه مثنوی از همام تبریزی

عشق‌نامه از ملک‌الشعرا عزالدین عطایی تبریزی

خلاصه الشعار اثر خود مولف

دیگر بزرگانی که از آنان نام برده شده و آثاری درج گشته است: سهروردی، احمد غزالی، ظهیر فاریابی، زین‌الدین سیفی، بهاءالدین یعقوب، بهاءالدین حیدر کاشی، سعدالدین حاصبکی، امام فخر رازی، کمال‌الدین اصفهانی، نظام‌الدین اصفهانی و بسیاری از بزرگانی که اهل تبریز نیستند ولی در تبریز ساکنند بخاطر موقعیت برجسته‌ای که تبریز در عرصه‌ی فرهنگی حائز آنست.

علاوه بر موارد یاد شده که مختص تبریز و آذربایجان است، گزیده‌هایی از شاهکارهای شعر و ادب فارسی در این سفینه درج شده است. از جمله «حدیقه سنایی»،‌ ویس و رامین» گرگانی، «خسرو و شیرین»، «لیلی و مجنون»، «هفت‌پیکر»، «شاهنامه فردوسی»، «رباعیات اوحدی کرمانی»، «لغت فرس» اسدی طوسی، «کلمات» شیخ‌الاسلام انصاری، «پندنامه» انوشیروان، «عقل سرخ و بانگ مرغان» و آثار دیگر شهاب‌الدین سهروردی، آثار احمد غزالی، آثار متعدد فخر رازی و آثار خواجه نصیر طوسی و...

از جمله موارد جالب توجه در آن کتاب رساله ۱۶۷ سخنرانی در بالای منابر از «عتیقی» است. گردآورنده «سفینه» که از کودکی از محبت جلال‌الدین عتیقی برخوردار بوده است؛ «چون آن مخدوم مدظله بر منبر فایده و تذکیر می‌فرمود»، وی سخنان عتیقی را در خاطر می‌گرفت و در خانه بر اوراق ثبت می‌کرد تعداد این منابر شصت و شش مورد، به فارسی و تاریخ اول آن رمضان ۷۱۵ تا شوال سال ۷۱۸ هجری[۱۶ آذر ۶۹۴ تا آذر ۶۹۷ شمسی ] است.

نسخه‌ی سفينه‌ی تبريز در ۳۶۸ برگ چهار ستونی در قطع رحلی بزرگ تدوين شده است از وجوه مختلفی برای تاريخ و فرهنگ ايران و اذربايجان اهميت دارد. اهميت ديگر اين ميراث ارزشمند در مورد موسيقی اذربايجان است. از ديگر سوی سفينه تبريز برای تاريخ ادبيات و زبان فارسی اذربايجان نيز کتابی ارزشمند محسوب می گردد. گرداورنده متن سفينه قسمت عمده اثار شعرای اذربايجان هم عصر خود را در مجموعه ثبت و ضبط کرده است؛ شعرايی که اکنون از برخی از انها هيچ اثری در دست نيست؛ از ان جمله می‌توان به اشعار جلال‌الدين عتيقی تبريزی، مجدالدين ملک محمود بن مظفر تبريزی، مجدالدين محمد تبريزی و عزالدين عطايی اشاره کرد.

اشاره به خلاقیت شعری عتیقی

موضوع اندیشه‌گی و رندانه‌گی عتیقی در مقایسه با حافظ شیرازی نیز مورد توجه ادیبان بوده است. جلال‌الدّین عتیقی تبریزی قریب به ده سال پیش از تولّد حافظ در تبریز درگذشته است، منظومه‌ی فکریش سرشار از مفاهیم عرفانی و زبان او آموخته با مضامین رندانه بوده است. نظر بر اینست که ذهن و زبان حافظ و عتیقی بسیار نزدیک به هم است به گونه‌ای که می‌توان تأثیرپذیری حافظ از جلال‌الدّین عتیقی را قرین به یقین دانست.[17]

براي اينكه بدانيم اشعار تركي مولانا عتيقي اصل است و يا ترجمه از ديوان فارسي است بهترين راه اين است كه اشعار تركي و فارسي او را يك به يك به مقايسه بنشينيم. نزديكي مضمون نشان مي‌دهد كه اين اشعار به دو زبان مختلف ازآنٍ يك شاعر است. گاهي يك غزل ترجمه‌اي كامل از غزل او از زبان ديگر است و گاه يك غزل در يك زبان تداوم طبيعي غزل ديگر او به زبان ديگر است، اما نمي‌توان اين اشعار را ترجمه ناميد.

نزديكي مضمون اشعار در دو دیوان فارسی و ترکی نکته‌ی بسیار جالب توجهی است. از جمله غزلهائي كه در باره ی زلف سروده است در هر دو ديوان فارسي و تركي عتيقي فراوان است از اين اشعار، نه يكي دوتا، بلكه صدها نمونه مي‌توان نشان داد:

گرفـت باز دل خـستـه ره مـيـخـانه

ز عشـق سلسله زلفــي شـديم ديـوانه.

***

دم از زلـــف او عـــتيــقـــي زد

هـمه جــان بخــش و مشــكبار آمــد.

***

اي زاهد اگر جست عتيقي سر زلفش،

لطفي كن و زنجير به ديـوانه رها كن!

***

اي زولف نه‌دير فكر حكيمانه‌دي سنده،

يا سئحر‌دي يا حيله‌ي پيرانه‌دي سنده.

***

انصاف ائله كؤنلوم، نئجه چكسين غم زلفون؟

بيلمم نه بلا بولدو منيمچون خم زولفون.

***

خم زلفه دل ديوانه گرفتار اولالي

دئمه ديوانه، دئنن مستدي هوشيار اولالي.

***

اي عتيقي يئمه غم، ائيله‌مه رسوا زولفي

كؤنلون آسوده‌دي تا زلف اونا غمخوار اولالي.

***

اي زلف داخي توتما گوني، گؤرسون عتيقي

گيرم بو صفت غيرت مردانه‌دي سنده

***

مني رسوا قيلان زلف گؤروم خوار اولاسان

نه‌كي گولزار آراسان، محرم اسرار اولاسان

***

نه جفالر چكيب اي زلف، عتيقي سندن

سني مشاطه جفاسينه گرفتار اولاسان

***

قصدين گر اولا بو دل ديوانه داغيلسين

بير شانه چك اول زلف پريشانه داغيلسين.

و غزلی که تماماً در باره‌ی زلف است:

خم زلفـه دل ديـوانه گـرفـتـار اولالــي

دئمه ديوانه, دئنن مستدي هشيار اولالي.

غم هجرانله هر لحظه پريشاندي گؤگل

زلف لــرزاندو هميـشـه دل اونا يار اولالي.

دئمه‌ سـن باد صبا قيلدي پريـشان زلفـي

اسـميوب هيـچ مـن زار گـرفـتار اولالـي.

اسه يارب، ائده بير زلفي پريشان كي يورك

گؤرمه­ميش گون داخي زلف حايل رخسار اولالي.

گل،گل، اي باد صبا، ائيله پريشان زلفي!

مشك كافوره تؤكولسون كه يورك زار اولالي.

قيلميوب نرگسه بير لحظه تماشا كؤنگل

گؤرميوب يوسفيني حسنه خريدار اولالي.

اي عتيقي يئمه غم, ائيلمه رسوا زلفي

كؤنگل آسوده دو تا زلف اونا غمخوار اولالي.

همانگونه كه مي‌بينيم موضوع زلف، در غزلات عتيقي، فراوان به كار گرفته شده است. حتي برخي از اين غزليات، منبع الهام شاعران بعد از عتيقي شده است و يا اين اشعار او را تضمين كرده‌اند و يا نظيره‌هايي بر آن نوشته‌اند از آن جمله شاعر بزرگي چون عاجز سرابي بر شعر او با رديف "داغيلسين" نظيره‌اي نوشته است كه يكي از ماندگارترين غزلهاي ادبيات آذربايجان است. ناگفته نماند براي حل مسائل ادبيات آذربايجان و روشن ساختن هنر عتيقي، راههاي نارفته‌ي بسياري هنوز وجود دارد كه در سالهاي آتي و در چاپ ديوان كامل عتيقي پيموده خواهد شد.

خلق ديوان تركي توسط مولانا عتيقي زنجاني در هفتصد سال پيش از اين نشاندهنده‌ي قدمت شعر و شاعري به زبان تركي در اين خطه‌ي زرخيز است. اين ديوان با اين بيان ساده و روان خلق نمي‌شد مگر باور داشته باشيم كه صدها سال پيش از آن نيز، شعر و ادب به زبان تركي در اين منطقه رايج بوده است. تذكره‌هاي چندي درباره‌ي زندگي مولانا عتيقي اطلاعات موثقي ارائه داده‌اند و اشعارش در جنگها و سفينه‌هاي مختلف درج شده است. و نسخه‌هاي خطي چندي از ديوان كامل وي در اطراف و اكناف جهان پراكنده است. محمدعلي تربيت در «اثر دانشمندان آذربايجان» از عتيقي نام مي‌برد و از زندگي او و پدرش در تبريز سخن مي‌راند[18]. نمونه‌هايي از اشعار فارسي او را مي‌آورد و قبر وي را در مقبره الشعرا ذكر مي‌كند.

اثر ديگر در اين زمينه كتاب «سخنوران آذربايجان»[19] است كه ضمن تكرار همين اطلاعات، نمونه‌هايي ديگر از اشعار مولانا عتيقي را مي‌آورد. البته هر يك از اين اثرها، كتابها و مآخذي را كه مراجعه كرده‌اند ذكر مي‌كنند. راقم اين سطور به اصل اين مآخذ نيز مراجعه كرده و اطلاعات خود را جمع بندي كرده است. متأسفانه اطلاعات تازه‌اي به دست نيامده مگر تكرار گفته‌ها و نوشته‌ها. از آن جمله تاريخ گزيده، روضه‌الجنان، مجمع‌الفصحا، هفت اقليم و ديگر تذكره‌ها فقط از شهرت و زندگي او در تبريز سخن رانده‌اند و زمان حيات او را در قرن هفتم مسجّل دانسته‌اند.



آماده‌سازی دیوان تورکی مولانا عتیقی:

راقم اين سطور در سال ۱۳۷۰ در رابطه با صدمين سال مرگ محمد کاظم خوئینی «جاذب» شاعر بزرگ زنجاني كه به سه زبان تركي، فارسي و عربي آثاري به رشته‌ي تحرير كشيده و اثر جاودانه­ي «جنگ‌المهمات» را براي چاپ ديوان تركي و فارسي «جاذب» را مرتب مي‌كردم در همين جنگ به ديوان تركي مولاناعتيقي نيز برخوردم. مرحوم نهالي -نوه‌ی دختری جاذب، نسخه‌ي منحصر بفرد جنگ­المهمات را ماهها در اختيار اينجانب نهاد كه در اين مجموعه‌ی نفیس، اشعار شاعران بسیاری بویژه شاعران منطقه به دو زبان فارسی و تورکی مانند عتيقي، جاريه، عاجز و تني چند از شاعران بزرگ آذربايجان نيز برخوردم. ابتدا بر اين انديشه بودم كه اشعار فارسي مولانا عتيقي را جاذب خود به زبان تركي ترجمه كرده است. پس از آنكه با زبان شعري جاذب آشنا شدم دانستم كه اين اشعار ترجمه نيستند بلكه بلكه متعلق به خود عتيقي است اما فكر نمي‌كردم اين عتيقي همان مولانا عتيقي قرن هفتم هجري باشد. در همان سال كه با اين اثر آشنا شدم مقالات چندي در نشريه‌ي وارليق و پيام زنجان نوشته و غزلهاي عتيقي را انتشار دادم. تا اينكه نسخه خطي ديگري بغير از جنگ المهمات به دستم رسيد. غزليات تركي كه در اين نسخه آمده بودند عیناً منطبق بر غزليات موجود در جنگ­المهمات بود.

کاتبِ جنگ‌المهمات، محمد کاظم خوئینی با تخلص "جاذب" (۱۲۲۵ – ۱۳۱۲ق) بود. وی شاعری توانمند بود که به سه زبان فارسی، ترکی و عربی شعر سروده و دیوانی ترتیب داده است. علاوه بر شعر، در خطاطی نیز دستی داشت که استنساخ و تالیف "جنگ المهمات" نمونه‌ای از هنر و علم اوست. اثر ماندگار و ارزشمند "جنگ­المهمّات" حاوی اشعار و آثار ده‌ها شاعر و عالم، و نمونه‌ی آثار بزرگانی به زبان‌های فارسی و عربی و ترکی بوده، از علوم مختلف زمان همچون صرف و نحو، طب، نجوم، جبر، جفر و غیره را با خطی زیبا نگاشته است و اشعار فارسی و ترکی خودِ جاذب نیز بر جای جای این جنگ آذین بسته است. او سال‌ها در حوزه‌ی علمیه‌ی زنجان با حمایت آیت‌الله شیخ عبدالکریم خوئینی به تدریس علوم دینی پرداخت و عالمانی را به دنیای علم و ادب تحویل داد. جنگ‌المهمات با دستخط جاذب در قطع سلطانی و بیش از ۳۰۰ ورق است.

دیوان جاذب که راقم از درون جنگ‌المهمات به خط خودِ جاذب بیرون کشیده و به صورت اثری مستقل تقدیم جامعه‌ی ادبی کرده‌ام حاوی مجموعه‌ای از عزلیات، قصائد، مثنوی، مخمس، ترجیع بند و غیره است که به سه زبان دنیای اسلام سروده است. اشعار ذوقی چندی نیز قاطی دیوان وی گشته است. در این میان ملمعات شاعر هم بسیار دلچسب و زیباست که بیشتر این ملمعات به دو زبان فارسی و ترکی است. گاهی بیتی به فارسی و بیت دیگر به ترکی سروده شده و گاهی مصرع به مصرع به دو زبان می‌باشد.[20]

در سال ۱۳۷۴ بود که وجود يك نسخه­ی خطي از ديوان مولانا عتيقي در كتابخانه­ي فاتح استانبول اعلان گردید. اين نسخه تحت شماره‌ي ۳۸۴۳ در اين كتابخانه نگهداري مي‌شود. اين نسخه بيشتر حاوي غزليات فارسي مولانا عتيقي است. جالب اينكه دوست ديگرم در زنجان تز دكتراي خود را روي غزليات فارسي اين شاعر بزرگ قرار داده بود كه مراودات ما توانست نتيجه‌بخش باشد و اين نشان مي‌داد كه بررسي آثار عتيقي جاني تازه گرفته و راه در دانشگاه‌ها گشوده است. ناگفته نگذارم كه مقالات چندي درباره‌ي مولانا و آثار تركي او در نشريات مختلف ايران از جمله پيام زنجان‌‌اميد زنجان، بهار زنجان، ‌پيك آذر، فجر آذربايجان، يول، وارليق و ديگران نوشته و به چاپ رساندم و تصميم گرفتم كه ديوان كامل تركي عتيقي را آنچه هم اينك در دسترس است به چاپ رسانم.



ناگفته نماند که برخی از ادیبان سعی دارند سفینه‌ی تبریز و حتی مجالس را که در تبریز نگاشته شده است اثری قلمداد کنند که زبان آذربایجان را به فهلوی و از این قماش گویش‌ها منسوب دارند. در حالی‌که چاپ دیوان تورکی مولانا عتیقی این ترفند نابخردانه‌ی آنان را برملا می سازد. باید توجه کرد که کمتر دیاری می‌شناسیم که شاعرانش به سه زبان شعر بگویند در حالی که آذربایجان چنین سرزمینی است و مایه‌ی فخر و مباهات ماست که اسلاف خردمند ما به چنین شیوه‌ای آراسته بوده و هستند. ادبیات آذربایجان به سه زبان مزین گشته و کم نیستند شاعرانی که آثاری به هر سه زبان خلق کرده‌اند. در این میان می‌توان به شهاب‌الدین سهروردی، خواجه احمد فقیه اسبوسی (هر دو در سده‌ی ششم هجری)، مولانا عتیقی زنجانی (سده‌ی هشتم هجری) مولانا همتی انگورانی (سده‌ی دهم هجری) و بالاخره حکیم هیدجی در سده‌ی گذشته اشاره کرد که از نوابغ سه زبانه‌ی آذربایجان، بویژه زنجان بشمار می‌آیند.

در عین حال بایو توجه نمود که آثار و شاعرانی که در سفینه‌ی تبریز آمده است شاعران و علمایی که آثارشان در سفینه‌ی تبریز آمده است همگی اهل آذربایجان نیستند بلکه پیشتر هم گفتیم ابن سینا، شهیر فاریابی، صدر خجندی، حسن غزنوی، جمال اصفهانی، یمین اصفهانی، خیام و... اهل تبریز یا آذربایجان نیستند. ولی تبریز از چنان موقعیت فرهنگی برخوردار بوده است که صدها و بلکه هزاران شاعر را از چهار گوشه‌ی جهان ادب به سوی خود کشانده است و مقبره‌الشعرا سندی استوار بر این ادعاست.

باور داریم دیگر آثار وی در دهه های آتی کشف خواهد شد و این گنجینه را پربارتر خواهد نمود. اینک دیوان تورکی مولانا عتیقی را خدمت ادبدوستان تقدیم می‌داریم تا برگی بر گنجینه‌های فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی افزوده باشیم.



منابع:

ذبیح االله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۸ جلد، تهران، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۳.

تأثیرپذیری حافظ از جلال الدین عتیقی تبریزی (با تکیه بر دیوان اشعار آنها)، امیدوار عالی محمودی، فصلنامۀ علمی- تخصصی مطالعات زبان و ادبیات غنایی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد سال هشتم، شماره بیست و نه، زمستان ۱۳۹۷، ص. ۷۶-۵۲.

حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲.

ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ۸ جلد، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳.

سعید پور امینایی، دکتر محمود مدبّری، دکتر محمد صادق بصیری، بررسی سبک شعر جلال الدین عتیقی (مطالعه موردی؛ دیوان شعر)، فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی، سال یازدهم، شماره اول، فروردین ۱۳۹۷، شماره پیاپی ۳۹، صص ۷۹-۹۷.

سعید کریمی؛ نصرالله پورجوادی، دیوان عتیقی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲.

حافظ حسین ابن کربلایی، روضات الجنان و جنات الجنان، تصحیح: جعفر سلطان الفرائی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹.

دیوان غزلیات و قصاید نظامی، تصحیح سعید نفیسی، تهران، کتابفروشی فروغی، ۱۳۱۹.

كمال الدين أبو الفضل عبد الرزاق بن أحمد المعروف بـه ابن الفوطي الشيباني، مجمع الآداب في معجم الالقاب، مؤسسه الطباعه والنشر- وزاره الثقافه والارشاد الاسلامي، ايران، ١٤١٦.

كريم نيرومند، علما و حكماي زنجاني، زنجان، چاپ ستاره، ۱۳۵۶.

عبدالحمید عتیقی تبریزی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲.

جمال خلیل شروانی، نزهه المجالس، تصحیح: محمد امین ریاحی، انتشارات علمی، ۱۳۷۵.

عبدالرسول خیامپور، فرهنگ سخنوران، انتشارات طلائیه، ۲ جلدی، ۱۳۷۲.

عبدالحمید عتیقی تبریزی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲.

مرتضی چرمگی عمرانی و علی اکبر رمضانی، تصحیح و معرفی مثنوی مناظره‌ی آهو و کمان عتیقی تبریزی، فصلنامه‌ پیام بهارستان، شماره ۲۵، بهار و تابستان ۱۳۹۴، صص ۲۳۴ – ۲۴۷.

محمدعلی تربيت، دانشمندان آذربايجان، تبريز، فردوسي، ۱۳۵۵.

محمد کاظم خوئینی، دیوان جاذب، تصحیح: م. کریمی، تبریز، انتشارات آذر تورک، ۱۳۹۴.

م. كريمي، آشنايي با بزرگان زنجان، پيام زنجان، ۱۳۶۸، شماره ۱۲.



Katip Çelebi, Keçç Ei-Zunun, 2 cilt Takim, Türk Taruhu Kurumu Yayinlari, 1943, s 347.



[1] ذبیح الله، صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج ۳، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳، ص ۱۱۲۵.



[2] حافظ حسین ابن کربلایی، روضات الجنان و جنات الجنان، تصحیح: جعفر سلطان الفرائی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. (دریافت جایزه بهترین کتاب سال)

۳ تاریخ طبری، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، ۱۶ جلد، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵، صص ۶۲۲، ۷۳۳ ۷۴۶ و...

-ابوالحسن مسعودی، مروج الذهب، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، ۱۳۹۴، صص ۱۹۱، ۱۹۷، ۲۰۲.

۱ ابومنصور علی ابن احمد طوسی، لغت فرس، تصحیح: عباس اقبال آشتیانی، چاپخانه‌ی مجلس، ۱۳۱۹.

۲ شرف الدین حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی، تصحیح: محمد نخجوانی، مقدمه‌ها: بدیع الزمان فروزانقر، ذبیح الله صفا، سیدحسن تقی زاده، انتشارات ققنوس، ۱۳۶۲.

۱ دیوان غزلیات و قصاید نظامی، تصحیح سعید نفیسی، تهران، کتابفروشی فروغی، ۱۳۱۹، ۱۳۵-۱۳۶.

[7] حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲، ص ۸۴۳.

[8] Katip Çelebi, Keçç Ei-Zunun, 2 cilt Takim, Türk Taruhu Kurumu Yayinlari, 1943, s 347.

۱ كمال الدين أبو الفضل عبد الرزاق بن أحمد المعروف بـه ابن الفوطي الشيباني، مجمع الآداب في معجم الالقاب، مؤسسه الطباعه والنشر- وزاره الثقافه والارشاد الاسلامي، إيران، ١٤١٦، ص

۲ م. كريمي، آشنايي با بزرگان زنجان، پيام زنجان، ۱۳۶۸، شماره ۱۲.

ـ كريم نيرومند، علما و حكماي زنجاني، زنجان، چاپ ستاره، ۱۳۵۶.

۲ حافظ حسین کربلایی، روضات الجنان و جنات الجنان، تصحیح: جعفر سلطان القرائی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، جلد اول، ۱۳۴۹، ص ۳۵۴ – ۳۵۸.

۱ كريم نيرومند، علما و حكماي زنجاني، زنجان، چاپ ستاره، ۱۳۵۶، ص ۱۸۳.

۱ عبدالحمید عتیقی تبریزی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲.

۲ جمال خلیل شروانی، نزهه المجالس، تصحیح: محمد امین ریاحی، انتشارات علمی، ۱۳۷۵، ص ۱۲۰.

۳ عبدالرسول خیامپور، فرهنگ سخنوران، انتشارات طلائیه، ۲ جلدی، ج ۲، ۱۳۷۲، ص ۲۴۴-۲۴۵.

[16] عبدالحمید عتیقی تبریزی، دیوان عتیقی، به کوشش نصراالله پورجوادی و سعید کریمی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۲، ص۱۰.

[17] تأثیرپذیری حافظ از جلال الدین عتیقی تبریزی (با تکیه بر دیوان اشعار آنها)، امیدوار عالی محمودی، فصلنامه علمی- تخصصی مطالعات زبان و ادبیات غنایی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد سال هشتم، شماره بیست و نه، زمستان ۱۳۹۷، ص. ۷۶-۵۲.



۱ تربيت، محمدعلي، دانشمندان آذربايجان، تبريز، فردوسي، ۱۳۵۵.

[19] عبدالرسول خیامپور، فرهنگ سخنوران، انتشارات طلائیه، جلد دوم، ۱۳۷۲، ص ۲۴۴ و ۲۴۵.

[20] محمد کاظم خوئینی، دیوان جاذب، تصحیح: م. کریمی، تبریز، انتشارات آذر تورک، ۱۳۹۴.