اورارتو
اورارتوها
وقتی با تاریخ آذربایجان آشنا میشویم میبینیم که در هزارههای پیش از میلاد و حداقل سه هزار سال پیش از آمدن آریاییها بدین سرزمین، آذربایجان مدنیتهای والایی را از سر گذرانده و نوآمدگان میراثدار این تمدن شدهاند. در تاریخ آذربایجان شاهدیم که در هر زمانی چندین دولت و یا اتحادیه قبایل – توجه کنیم که هنوز امپراتوری به معنای علمی آن بوجود نیامده بود – چندین دولت در جوار هم و همزمان وجود داشته است. گاهی قلمرو یکی افزایش مییافت و دیگری محدود میشد و زمانی دیگر برعکس. گاهی یکی قدرت مییافت و سلطهی خود را گسترش میداد و دیگری دست و پای خود را جمع میکرد. این قدرتیابی کمکم به برخوردهایی نیز میانجامید و دولتهای موجود در برابر هم صف میکشیدند. اما نکتهی اساسی در اینست که دولتهای موجود در آذربایجان همگی جزو پروتوتورکها بودهاند و زبانی التصاقی داشتهاند. از آن جمله در اواخر هزارهی دوم و اوایل هزارهی اول قبل از میلاد سه دولت در سرزمین آذربایجان ظاهر میشوند که از غرب به شرق عبارتند از: اورارتوها، مانناها و ساکاها. ساکاها با آسیای میانه رابطه دارند، مانناها دارای تاریخی پایدار در آذربایجان هستند و اورارتوها به یونان گرایش دارند و بقیهی مسایل که اینجا در بارهی اورارتوها سخن خواهم گفت.
در سالنامههای آشوری اصطلاح Uruatri (اورارتو) به عنوان نام این قوم جایگزین "سرزمین نایری" شد. پژوهشهای اخیر نشان میدهد که اروآتری یا (اورو اؤتری – خوانشهای مختلف) منطقهای از نایری بوده است و شاید مطابق با آززی متون هیتیت باشد. اگرچه فرمانروایان اولیه پادشاهی اورارتو از قلمرو خود به عنوان "نایری" (به جای بایائنیلی بعدی) یاد میکردند، اما برخی از محققان معتقدند که اورارتو و نایری شهرهای جداگانهای بودند.
اورارتوها[2]
اواخر هزارهی دوم و اوایل هزارهی اول پیش از میلاد اورارتوها در تاریخ مطرح شدهاند. شاهانی داشته و مدنیتی بوجود آورده و با همسایگان خود برخوردها، دوستیها و دشمنیها داشتهاند و امروز بیش از ۳۷۰ کتیبه از آنان در دست است که تاریخ شاهان، کارهایی که انجام دادهاند و اشیاء بیشماری هم از ساختههای دست هنرمندان اورارتویی در موزههای جهان در معرض نمایش قرار دارد. اما تاریخ سازیها نیز از طرف همان سیّاسین ادامه دارد. امروز دیگر سدهی بیستم نیست، هم علوم پیشرفت کرده و هم انسانها روابط گستردهای دارند و فریب دغلکاریها را نمیخورند. حقایق هر روز بیشتر از دیروز بر مردم آشکار میشود.
نخستین اطلاعات در بارهی اورارتوها با خواندن کتیبهها در سال ۱۸۴۰ بدست میآید. نخستین خوانش هم در سال ۱۸۸۰ (قویار) و سایس (Sayce) در سال [3]۱۸۹۴ امکانپذیر شد. این کتیبهها حوادث مختلف و در سالهای مختلف را فاش میکنند. البته بعداً میتوان در مورد کشفیات اورارتو بطور جداگانه بحث کرد. در آخر بحث، راجع به کاوشهای اورارتوها بدین مساله خواهیم پرداخت.
بوریس پطروفسکی اورارتوشناس معروف مینویسد که اورارتوییها برای اولین بار در قرن سیزدهم قبل از میلاد در تاریخ به عنوان اتحادیهای از قبایل که هنوز یک دولت واحد ایجاد نکرده بودند.[4] اورارتو وارث پادشاهی میتانی بودهاست. اصطلاح اورارتو، با توجه به چندین کلمهی دیگر ریشهی زبانی این دولت را التصاقی نمایش میدهد. اما اروپاییان تلاش دارند بویژه در ۵۰-۶۰ سال اخیر آن را به زبان ارمنی منتسب سازند. آرا لوت بنویسند و سپس به آرارات پیوند دهند. اورارتوها در واقع بارها با آشور جنگیدهاند. تاریخ این جنگها به ۱۲۶۳ – ۱۲۴۳ ق.م. برمیگردد. سلمنسر اول پادشاه آشور سرزمین اورو آتری را مسخر ساخت. تازه باید بدانیم که در این زمان هنوز پادشاهی اورارتو پدید نیامده بود و اورارتوها تنها بصورت قومی قوی اما بدون دولت میزیستند و این کتیبه از سرزمینی بدین اسم، نام میبرد. نام شاه اورارتو بیایِنلی بوده است. لطفا به اسامی دقت بفرمایید.
اما در سدهی نهم قبل از میلاد دولت اورارتو شکل میگیرد. کتیبهی آشوری نوشته شده در سال ۸۰۲ ق.م. نشان میدهد که اورارتوها بر سرزمینهای الیپی، خارخار، آرازیاش، ماسو، قیزیلبوندا، مئنوا، پارسوآ، ائندیا تا دریای کاسپین – خزر بعدی تسلط یافتهاند. این کتیبه در زمان شَمَش آداد پنجم تحت عنوان نائیری نوشته شده است. اورارتوها شاهانی داشته و اوج و حضیضهای را پشت سر گذاشتهاند.
اسامی پادشاهان اورارتو:
اکثر اسامی شاهان اورارتو مشابه هم هستند و عبارتند از: ساردوری، آرگیشتی، ایشپوعینی، دوسا، مئنوآ و دیگران که بطور خلاصه میتوان به شکل زیر جمع بندی کرد:
دولت اورارتو از سال ۸۵۸ ق.م شروع میشود.
ساردوری اول - ۸۳۴ تا ۸۲۸ پیش از میلاد
ایشپوئینی - ۸۲۵ تا ۸۱۰ پیش از میلاد
مئنوآ - ۸۱۰ تا ۷۸۵ پیش از میلاد
آرگیشتی اول - ۷۸۵ تا ۷۵۳ پیش از میلاد
ساردوری دوم - ۷۵۳ تا ۷۳۵ پیش از میلاد
روسای اول -۷۳۵ تا ۷۱۴ پیش از میلاد
آرگیشتی دوم - ۷۱۴ تا ۶۸۰ پیش از میلاد
روسای دوم - ۶۸۰ تا ۶۳۹ پیش از میلاد
ساردوری سوم - ۶۳۹ تا ۶۳۵ پیش از میلاد
اریمنا - ۶۳۵ تا ۶۲۹ پیش از میلاد
روسای سوم - ۶۲۹ تا ۶۱۵ پیش از میلاد
ساردوری چهارم - ۶۱۵ تا ۵۹۵ پیش از میلاد
روسای چهارم - ۵۹۵ تا ۵۸۵ پیش از میلاد
بنابراین جمعا حدود ۲۷۵ سال اورارتوها حکومت کردهاند که آغاز آن 858 و پایانش 585 ق. م.است.
ما روی تک تک این اسامی مکث خواهیم کرد و نشان میدهیم که اولا همهی این اسامی در ترکی دارای بار معنایی هستند اما در زبانهای هند و اروپایی معنایی برای آنها پیدا نکردهاند. همین خالدی یا هالدی. همان آلدی به معنی گرفتن است که در خوانش کتیبهها مفهوم خواهد شد.
قبل از سال ۸۲۳ پ.م. و به هنگام جنگهای داخلی آشور، ایشپوعینی پادشاه اورارتو به کرانههای دریاچه اورمو آمده و پادشاهی گیلزان را به اورارتو منضم ساخت و ظاهراً شکست سختی به پادشاه ماننا وارد کرد. در دههی دوم قرن نهم پ.م. به جای پادشاه ماننایی، شارسینا پسر مک تیارا فرمانروای پادشاهی پیرامون دریاچه اورمو بودهاست .
دوران حکومت آداد نراری سوم پادشاه آشور، با آغاز تهاجم مئنوآ به پیرامون دریاچه اورمو مصادف بود. به احتمال قوی سمیرامیس و آداد نراری سوم با منوآ دو بار در ماننا و پنج بار در جنوب دریاچه وان و یک بار در کنار رود فرات پیکار کرده اند.
شلمنسر چهارم جانشین آداد نراری سوم نیز از سال ۷۸۱ تا ۷۷۸ پ.م. با اورارتو در جنگ بود، ولی ظاهراً کامیاب نگردید. در آن زمان اورارتو برای آشور خطری جدّی بهشمار میرفت. حتی در پایان قرن نهم پ.م. اورارتوییان موساسیر را اشغال کردند و مستقیماً مرکز خاک آشور را مورد تهدید قرار دادند و وارد قسمت علیای فرات گشتند. شاهان اورارتو قلعهها ساخته و کتیبهها از خود به یادگار نهادهاند و ما امروز تاریخ حقیقی اورارتوها را از همین کتیبهها میخوانیم.
اما در این زمانها، برخوردهایی بین دو دولت التصاقی زبان در آذربایجان رخ میدهد. ماننا در زمان حکومت آرگیشتی اول تابع اورارتو بود. طبق آنچه اصطلاحاً سالنامه خورخور آرگیشتی اوّل نامیده میشود وی در همین سرزمین سه بار با لشکریان آشور تلاقی نمود و حتی وارد درّهی رود دیاله و نامار که منابع اورارتو بیایِنلو میخوانند شد. از جنگ آشور «علیه اورارتو و نامار» در کتیبهی آشوری در ذیل وقایع سال ۷۷۴ پ.م. یاد شده است؛ بنابراین در آن دوره، شرزمین ماننا هنوز در دست اورارتوییان بود زیرا ایشان در پارسوآ و نامار جنگ میکردند و ناگزیر میبایست در اراضی ماننا پایگاه داشته باشند. ضمناً این نکته را هم باید تذکر داد که در سالنامههای آرگیشتی اول پادشاه اورارتو، تا آن تاریخ از فتح یا شکست دولت ماننا سخنی در میان نیست.
منابع در مورد اورارتوها زیاد هست. دکتر جواد مشکور کتابی بنام "تاریخ اورارتو و سنگ نبشتههای اورارتی در آذربایجان" را نوشته (موسسه مطالعات و بررسیها و کاوشهای علمی و هنری و تاریخی ایران باستان، ۱۳۴۵) که دقیقا تحت تاثیر آریاباوران قرار دارد. خوانش کتیبهها در این اثر از ملیکشیویلی ایرانشناس شوروی است. به عنوان دومین منبع میتوان از قادر ابراهیمی نام برد که خوانش کتیبهها را صحیحتر انجام داده است. در بارهی اورارتوها کتابهای فارسیزبان کم نیستند اما بیشتر با همان تئز آریاباوری نوشته شدهاند. بنابراین خودِ کتیبهها میتوانند منبع موثقی برای ما باشند که خوشبختانه امروز محققین و زبانشناسان جهان بعد از بررسیهای علمی و زبانشناسانه نظر به التصاقی بودن زبان اورارتو و نزدیکی آن به زبان ترکی آذربایجانی دادهاند و در همین اواخر دانشمندان خودمان موفق به رمزگشایی و تشخیص دقیق و ترجمه صحیح کتیبهها شدهاند که در ادامه بدانها اشاره خواهم کرد.
همهی این محققین، حتا آریاباوران نیز بدین نتیجه رسیدهاند که زبان اورارتویی التصاقی بوده است هرچند که سعی دارند آنرا زبانی ارگاتیو – آگلوتیناتیو بشمارند یعنی هم زبانی ایزوله و هم پیوندی نام میبرند. ریاکاری بالاتر از این ممکن نبوده است! آقایان جواد مشکور (همان، ص ۴۹) و دهها محقق ایرانی و خارجی از این زمرهاند.
سردوری اول (حدود ۸۲۰-۸۳۲ پیش از میلاد)، با موفقیت در برابر حملات آشوریان از جنوب به رهبری شالمانصر سوم مقاومت کرد، قدرت نظامی دولت را تثبیت کرد و پایتخت را به توشپا (وان امروزی) منتقل کرد.
ایسپوینی همچنین اولین پادشاه اورارتویی بود که به زبان اورارتویی نوشت (پادشاهان قبلی سوابق نوشته شده به زبان اکدی را به جا گذاشتند). او پسرش سردوری دوم را نایبالسلطنه کرد. پس از تسخیر Musasir، ایسپوینی به نوبهی خود مورد حمله شمشی-آداد پنجم قرار گرفت. منوئه، جانشین و جانشین بعدی وی، منو (حدود ۷۸۵-۸۰۰ پیش از میلاد) نیز قلمروی پادشاهی را بسیار بزرگ کرد و کتیبههایی را در یک منطقه وسیع به جای گذاشت. در طول حکومت مشترک ایسپوینی و منوآ، آنها از قلمرو خود به عنوان نایری نام بردند و بجای آن بیانیلی را انتخاب کردند.
اورارتو تحت رهبری پسر منوآ آرگیشتی اول (حدود 785-760 قبل از میلاد) به بالاترین نقطه قدرت نظامی خود رسید و به یکی از قدرتمندترین پادشاهیهای شرق نزدیک باستان تبدیل شد. ارگیشتی اول قلمروهای بیشتری را در امتداد ارس و دریاچهی وان اضافه کرد و از مبارزات شالمنصر چهارم علیه وی ناامید شد. آرگیشتی همچنین چندین شهر جدید تاسیس کرد.
تیگلات پیلسر سوم آشور، اورارتو را در اولین سال سلطنت خود (۷۴۵ پیش از میلاد) فتح کرد. در آنجا آشوریها سواران و اسبهایی را پیدا کردند که برای اسبسواری رام شده بودند و در جنوب بینظیر بودند و در آنجا برای ارابههای جنگی آشوری مهار شدند.
در 714 قبل از میلاد، پادشاه اورارتویی روسا اول در کنارِ دریاچهی اورمیه توسط سارگون دوم شکست سختی خورد. وی متعاقباً با شرمندگی خودکشی کرد. پس از روسا دوم، اورارتو تحت حملات مداوم مهاجمان کیممری و سکایی ضعیف شد. تا رسیدن کیممریها و ساکاها بدینجا زمان برده است که در صفحات آینده راجع به آن خواهم پرداخت. در نتیجه، وابسته به آشور شد، همانطور که پسر روسا دوم، سردوری سوم (۶۳۵-۶۴۵ قبل از میلاد) نشان میدهد که آشوربانیپال پادشاه آشور را "پدر" خود مینامد.
در اواخر قرن هفتم قبل از میلاد (بعد از سلطنت سردوری سوم)، اورارتو مورد حمله اسکیتها و متحدان آنها - مادها قرار گرفت. در ۶۱۲ قبل از میلاد، پادشاه ماد، کیاکسر بزرگ به همراه سکاها آشور را فتح کردند، پس از آنکه جنگ داخلی به طور برگشتناپذیری تضعیف شد. سپس مادها پایتخت وارتان اورارتویی وان را در ۵۹۰ قبل از میلاد تصاحب کردند و عملاً حاکمیت اورارتو را پایان دادند. بسیاری از ویرانههای اورارتویی آن دوره شواهدی از تخریب توسط آتش را نشان میدهد.
البته میدانیم که ماننائیان از اورارتو جدا بودند. دولت و کشور مانائیان که به تمام نواحی مجاور دریاچه اورمیه بسط یافته بود اصولا در مبارزه با اورارتو استحکام و قوام یافتند. دولت مانناها در برابر شاهان اورارتو مقاومت شدیدی نشان دادند. علیرغم لشکرکشیهای خانمان بر باد ده آرگیشتی یکم و ساردوری دوم نتوانستند ماننائیان را بطور کامل مطیع و منقاد خویش سازند. با اینحال، گاهی موفقیتهای جزئی نصیب ایشان میشد؛ مثلاً در سال ۷۷۵ پ.م آرگیشتی اول موفق به تصرف بوشتو شد و در سال ۷۷۱ پ.م. نواحی چندی در مشرق دریاچهّ اورمیه را تسخیر کرد. اما این فتوحات موقتی بود و منجر به اشغال دایمی ماننا نشد؛ ولی ساردوری دوم یک بار دیگر به ماننا لشکر کشید. اما نیرومندی ماننا با ضعف موقعیت اورارتو مصادف شد. مانناها در جنگهای اورارتو با آشور مشارکت نمیکردند و دشمنی اورارتوها با مانناها نیز از همین چشمه آب میخورد. دکتر نوبری بدین مساله اشاره کردهاند.[5] (نوبری، ۱۳۹۷، ۲۸۹) و (نوبری، ۱۳۹۹، ۳۲۰)
به نظر میرسد که ساردوری دوم در همان سال ناگزیر با ماننا - در خاک ماننا - پیکار کرد و چنانکه در سالنامه مذکور است پس از اشغال دژ داربو در کرانهی شرقی دریاچه اورمو آن سرزمین را به خاک خویش منضم ساخت. لشکر کشیهای اورارتوییان علیه ماننا، بعدها بر اثر شکستی که از طرف تیقلات پیلسر سوم شاه آشور در سال ۷۴۳ پ.م. به اورارتوییان وارد آمد متوقف گشت.
دولت اورارتو اطراف دریاچهی وان مستقر بود و پایتخت آنان شهر توشپا بود که در ساحل شرقی این دریاچه قرار داشت. شهرهای اورارتو معماری خاص و شاهانهای دارند که باقیمانده بعضی از آنها، حکایت از پیشرفته بودن آن و تأثیرش بر معماری ماد و هخامنشی میکند.
سلطنت اورارتو بعد از سالها جنگ و رقابت با آشور و بعد از حمله کیمریها، در اثری حمله اسکیتهای اشکودار در قرن ششم قبل از میلاد، از بین رفت و باقیماندهی آن، به انقیاد پادشاهی ماد درآمد
دانشپژوهیها نشان میدهد که گویش اورارتویی به زبان هوریانی شبیه است و زبان گوتتی به عنوان زیرگروه زبان هوریانی شناخته شده و زبان ماننایی نیز از زبان هوریانی انشقاق یافتهاست. همهی این زبانها التصاقی هستند.
نخستین اشارهها به زبان اورارتویی به قرن نهم پیش از میلاد برمیگردد و در سال ۵۸۵ پیش از میلاد پس از سقوط امپراتوری اورارتویی متوقف میشود. اما باید اضافه کرد که زبان مانناها، تداوم همان زبان است و تکامل یافتهتر شده و تنها با آمدن هخامنشیان تحت فشار قرار گرفته که البته موجودیت خود را حتا در کتیبههای هخامنشی حفظ کرده است که در بررسی هخامنشیان بدان خواهیم پرداخت. اما ارمنیان ادعا دارند زبان اورارتویی به زبان ارمنی تبدیل شده است؛ هیچ سندی دال بر تحول زبان اورارتو به ارمنی ارائه نمیدهند جز اینکه زبان ارمنیان تحت تاثیر یونان بوجود آمده و از قرن پنجم میلادی به بعد است که میتوان از زبان ارمنی سخن گفت. حتا خط ارمنی نیز چنین تاریخی را دارد. ولی متاسفانه بخاطر همین سیاستبازیهای اروپایی از قرن ۱۹ هرچه در منطقه یافتند به ارمنستان بردند تا تاریخی برای هند و اروپایی خود دست و پا کنند. با وجود تلاشهای فراوان تا کنون حتا یک کتیبه را نتوانستهاند با زبان ارمنی تطبیق دهند. اما ادعاها همچنان پا برجاست و هنوز دنبال رگههایی از زبان اورارتویی در زبان ارمنی هستند.
اورارتویی یک زبان کنایی، پیوندی است که نه با زبانهای سامی و نه زبانهای هند و اروپایی نزدیکی دارد بلکه به خانواده هورواورارتویی وابسته است. قواعد هر دو زبان یکی است و در هنگام صرف نامها، پسوندهایی که به نام اضافه میشود در هر دو زبان یکسان است. در بسیاری از کتیبههای یافت شده در منطقه امپراتوری اورارتویی با خط میخی و دبیره آشوری نوشته شده است. ادعا شده است که اورارتویی یک الفبای جداگانه هیروگلیفی داشته است اما این ادعا تا کنون بیپایه و اثباتنشده باقی مانده است.
دیاکونوف باور دارد زبانهای هورری و اورارتویی به زبانهای قفقاز شمالشرقی وابستگی دارد. کهنترین نوشتهی بدست آمده متعلق به پادشاهی ساردوری یکم و مربوط به اواخر قرن ۹ پیش از میلاد است و تا سرنگونی حکمرانی اورارتویی تا ۲۰۰ سال بعد نیز این کتیبهها نوشته شدهاند.
پادشاهان اورارتویی، از زمان فرمانروایی مشترک ایشپوینی و پسرش منوآ، از پادشاهی خود به عنوان بیائینیلی یا "سرزمین بیا" یاد میکردند. اما دقت کنید "لی" در انتهای نام، لی نسبت است مانند تبریزلی، تهرانلی، و... از طرف دیگر، جان گرپین و م. دیاکونوف استدلال کردهاند که اورارتوییها خود را شورلی مینامیدند گاهی اوقات به عنوانShurili یا Šurili گفته میشود، نامی که در عناوین سلطنتی پادشاهان اورارتو به معنی پادشاه Šuri در نظر گرفته شده است. شوپریا – سوبارتو و غیره هم خواندهاند. توجه کنیم که شور و شوپریا و شوریلی در متون کلاسیک ترکی، به شار تبدیل شده است به معنی شاه و شهریار. این واژه در سهیل و نوبهار[6]، غریبنامه[7] و چندین اثر کلاسیک ترکی در قرن هفتم هجری هم به کار رفته است.
نام اورارتو، در کتیبهی بیستون، به کار رفته است که امروزه آن را به صورت ارمنی ترجمه کردهاند(؟!). و نام آرارات در قرن اول بعد از میلاد در آثار تاریخنگاری و ترجمههای لاتین بکار رفته که بعدها به عنوان ارمنستان ترجمه شده است. اینها تحریف تاریخ است. برخی از ترجمههای انگلیسیزبان، از ترجمه آرارات به عنوان ارمنستان پیروی میکنند.
اورارتولوگ معروف پل زیمانسکی حدس زد که اورارتوییها، ممکن است از پایتخت مذهبی خود موساسیر به منطقهی دریاچهی وان مهاجرت کرده باشند. به گفته زیمانسکی، طبقه حاکم اورارتویی بر جمعیت متنوع قومی، فرهنگی و زبانی حکومت میکردند. زیمانسکی تا آنجا پیش رفت که نشان داد پادشاهان اورارتو ممکن است خود از قومیتهای مختلف قومی باشند.
ظهور ارمنستان
پادشاهی وان در ۵۹۰ قبل از میلاد نابود شد و در اواخر قرن ششم، ساتراپ ارمنستان جایگزین آن شد. به گفته هرودوت، آلارودیوی (Alarodioi)، احتمالاً تنوع نام اورارتویی، بخشی از ساتراپ امپراتوری هخامنشی بودند و یک گروه ویژه در ارتش بزرگ خشایارشا اول تشکیل دادند. با این حال، مورخان بعدی، در مورد ارتباط آلارودیوی با اورارتویی تردید کردهاند، زیرا دومی هرگز نام مستعار مربوط به "آرارات" را برای خود اعمال نکردهاند.
اورارتوها در اوج قدرت خود از ماکو، نخجوان، اطراف اورمو تا وان را در دست داشتهاند. سلماس، خوی، ائواوغلو، سراب، قرهضیاالدین همه را در اختیار داشته است. توجه به نام اراضی آنان به همانگونه که در کتیبهها آمده توجه بفرمایید: قیرودو، قیتو هاتو، توایشدو - که "تو" و "دو" پسوندهای ترکی به معنی سرزمین میباشد. هرچند مدتی قلمرو آنان وسیعتر شده و به سرزمین ماننا هم هجوم آورده و تسلط هم یافتهاند. آنان گیلزانها را هم تابع خود کردهاند. آخرین یافتههای تاریخی اظهار میکند که اورارتوها شاخهای از هورریان بودهاند. در بیآئینیلی پسوند "لی" نشانگر التصاقی بودن زبان آنهاست. امروز سعی دارند نام آرارات را انتخاب کرده حتا کوه آغری را آرارات بنامند در حالیکه هرودوت آنرا آلارویدی نامیده است.
آریاییها(به ساختگی بودن این عنوان توجه دارید) در همین سدهها وارد فلات ایران میشوند و امروز با توجه به این تاریخ، سعی دارند اورارتوها را نیز ضمیمهی تاریخ خود کنند. قبل از آمدن آریاییها همهی سرزمینهایی که امروز ارمنستان نامیده میشود وطن مردمانی بود که زبان التصاقی داشتهاند و دولتهای قدرتمندی هم تشکیل دادهاند و اورارتوها نمونهای از این دولتها بشمار میروند که زبانشان التصاقی هست.
تعدادی بقایای معماری سنگی مستحکم و همچنین برخی از آجرهای گلی وجود دارد، به ویژه هنگامی که سوخته است، که به بقا کمک میکند. بقایای سنگ عمدتا در دژها و دیوارها، معابد و مقبرههای سنگتراشی بسیاری وجود دارد. این سبک، که تغییرات منطقهای ایجاد کرد، ویژگی متمایزی را نشان میدهد، تا حدی به دلیل استفاده بیشتر از سنگ در مقایسه با فرهنگ اقوام همسایه. معبد معمولی مربع شکل بود، دیوارهایی با سنگ به ضخامت قسمت داخلی باز اما برای قسمت بالاتر از آجر گلی استفاده میکردند. اینها در بالاترین نقطه ارگ قرار گرفتند و از تصاویر به جای مانده بلند بودند، شاید با سقفهای شیروانی. تأکید آنها بر عمودی به عنوان تأثیر معماری ارمنی مسیحی بعدی ادعا شده است.
هنر اورارتو مخصوصاً اشیاء برنزی قابل توجه است: اسلحه، مجسمه، ظروف شامل دیگهای بزرگ که برای قربانی کردن استفاده میشد. همچنین بقایای حکاکی عاج و استخوان، نقاشیهای روی دیوار، مهرهای استوانهای و البته سفالگری وجود دارد. به طور کلی، سبک آنها ترکیبی از پیچیدگی تأثیرات فرهنگهای همسایه است. باستانشناسی نمونههای نسبتاً کمی از جواهرات فلزات گرانبها تولید کرده است که آشوریها در حمل آن به مقدار زیاد از Musasir در ۷۱۴ قبل از میلاد مفتخر بودهاند.
زبان اورارتویی
"زبان اورارتویی" در کتیبههای خط میخی پادشاهی اورارتو استفاده شده است. امروز پژوهشگران میدانند که اورارتویی و هوری یک جد مشترک دارند و زبانشان التصاقی بوده است. در واقع، به گفته پل زیمانسکی: اولین گویش هوری، در کتیبهی سلطنتی Tiš-atal دیده شده و از اوایل هزارهی دوم قبل از میلاد باز مانده است. منابع، ویژگیهایی را نشان میدهد که در هورریان بعدی ناپدید شدهاند اما در اورارتویی وجود دارند (ویلهلم 1988: 63). به طور خلاصه، هرچه بیشتر درباره هورریان کشف میکنیم، بیشتر با شباهت اورارتویی پی میبریم (Gragg 1995: 2170).
نوشتهاند که زبان اورارتویی یک زبان ergative-agglutinative است که متعلق به خانوادهی زبان هورو-اورارتویی است که به هیچ زبان یا خانواده زبانی دیگر ارتباطی ندارد. اما این سخن فریبکارانه است زیرا امروز التصاقی بودن زبان آنان مسجل شده است. نمونههایی از زبان اورارتویی در بسیاری از کتیبهها، در سراسر منطقه پادشاهی اورارتو یافت شده است. اگرچه بیشتر کتیبههای خط میخی به زبان اورارتویی نوشته شده است، اما اندکی از آنها نیز به زبان اکدی (زبان رسمی آشور) نوشته شده است.
تلاشهای بسیاری برای جعل تاریخ از اورارتو برای ارامنه به سنگ خورده و با علوم پیشرفتهی امروزی، بیشتر کتیبههای اورارتویی به زبان پروتوتورک قابل دریافت است. دیگر جعل نامهایی چون آرارات و نامگذاریهایی از این دست نیز کارساز نیست. الفبای ارمنی در قرن 5 بعد از میلاد ایجاد شده است و اطلاعات کمی از تاریخ تحولات این زبان در دست است.
کتیبههای اورارتو در آذربایجان
اجازه بدهید هشت کتیبهای که در آذربایجان ایران کشف شده و توسط دانشمندان اورارتوشناس و زبانشناسان خوانده شده است باهم مرور بکنیم.
۱ باسدام که امروز بسطام نامگذاری کردهاند در قره ضیاءالدین تابع شهرستان خوی: این کتیبه به اورارتویی نوشته شده و ۱۶ سطر هست. کاشف آن باستانشناسی است که در سفارت آلمان در تهران کار میکرده است. گزارش این کشف را اسماعیل دیباج نوشته است: او مینویسد: این کتیبه در روستای بسطام از محالات چایپارا در حوالی شهرستان ماکو در کنار یک قلعهی ویران شده در ابعاد ۷۲ در ۵۶ سانتیمتر و در ۱۶ سطر است. او مینویسد که متاسفانه چند سال پیش این سنگنوشته در ساخت پلی بر روی رودخانه آغ چای بکار گرفته شده بود که متوجه آن شده و از آنجا کندند و به موزهی باستان ایران منتقل کردند. این کتیبه در زمان روسای دوم (۶۸۰ – ۶۴۶ ق.م) فرزند آرگیشتی دوم نوشته شده است.
پروفسور هینتس شهر بسطام امروزی را همان شهر روسا میداند.
۲ کتیبه سقین دیل
این کتیبه در ۵ کیلومتری قصبه ی ورزیقان قرهداغ از توابع اهر و دو کیلومتری زاغیداغی یا قیهداغی کشف شده است. ابعاد آن ۱۱۶ در ۵۷ سانتیمتر است که دارای ۱۰ سطر بوده و از طرف ساردوری فرزند آرگیشتی اول نوشته شده است. خبر کشف این کتیبه را دکتر جواد مشکور در تیر ماه سال ۱۳۳۰ در مجله دانش شماره ۵۶ داده است و در کتاب خود تاریخ اورارتو نیز آورده است. البته این کتیبه را ملیکیشویلی عالم گرجی ترجمه کرده و نامهای جغرافیایی را نیز تعیین کرده است.
۳ کتیبه رازلیق
این کتیبه در ۱۲ کیلومتری شمال سراب در روستای دیزهکند بر روی یک سنگ به ابعاد ۱۱۰ در ۸۲ سانتیمتر نوشته شده است و دارای ۱۲ سطر است. این کتیبه از طرف آرگیشتی دوم (۷۱۳ – ۶۸۰ ق.م) پسر روسای اول نوشته شده است.
۴ کتیبه نشتیبان
کتیبه نشت اوغلو در روستای قیرخ قیزلا از توابع آغمیون سراب در کنار رودخانهی آجیچای و دره قاراکو قرار دارد. این سنگ نوشته در زمان آرگیشتی دوم پسر اورسا نوشته شده که ۱۳ سطر نوشته بر روی سنگی به ابعاد ۱۰۶ در ۶۵ سانتیمتر است. در فاصلهی کمی از این کتیبه "داش معبد" دیده میشود که شاه اورارتو آن را تسخیر کرده و به آتش کشیده است و اکنون نشانههای معبد مانده است.
البته دکتر جواد مشکور ابعاد این شنگ نوشته را ۱۲۵ در ۸۵ سانتیمتر گزارش کرده است.
۵ کتیبه داشتپه
این کتیبه در نزدیکی داشتپه ۱۹ کیلومتری جنوب دریاچه اورمیه قرار دارد. کتیبه در زمان مئنوآ نوشته شده است که ایکی قسمت از این کتیبه توسط مستر فابر به موزهی بریتانیا برده شده و هنوز دو قسمت دیگر باقی مانده است.
۶ کتیبه کیلیشین
این کتیبه در گذرگاه رواندوز به طرف اشنویه در ابعاد ۱۱۱ در ۷۰ سانتیمتر نوشته شده است.
در این کتیبه دستور ایشپوعینی شاه اورارتو به دو زبان آسوری و اورارتویی نوشته شده است. نام دو شاه یعنی ایشپوعینی و فرزندش مئنوآ برده شده است. شولتز آلمانی این کتیبه را کشف کرده و راولینسون انگلیسی آن را خوانده و ترجمه کرده است.
حالا نگاهی بیندازیم به ترجمهی کتیبهها:
برای هر جمله نخست خود جمله سپس ریختشناسی و در پایان هم ترجمهی کتیبه آورده شده است:
dḫal-di-ni-ni uš-ma-ši-ni DIŠme-nu-a-še DIŠiš-pu-u-i-ni-ḫi-ni-še dḫal-di-ni-li KÁ (3) ši-di-íš-tú-a-li
Ḫaldi=ni=nə ušma=ši=nə Menua=šə Išpuini=ḫi=ni=šə Ḫaldi=ni=lə KÁ šidišt=u=alə
آلدینینه اوشمه سینه مئنوآشه ایشپوعینیشه آلدینیله قالا شیدیست آلا اَ.
به خواست هالدی(حالدی)، مینوشه، شاه ائیشپون، قلعه هالدین را بنا نهاد (به خواست زندگی، منوچهر، شاه دریای نور قلعه زندگی را بنا نهاد.
ترجمه ما: من مئنوآ، شاه ائشپوعین شهر را تصرف کرده و قلعه ای در آن بنا کردم.
ku-ṭu-ni pa-ri KURbu-uš-tú-ú-e pa-ri KURma-al-ma-li-i-e'
Kuṭ=u=nə parə Buštu=ə, parə Gurmal mali=ə
قوتونه پاره بوشتوه پاره قورمال مالیه
او رسید تا جایی که شهر بوشتو بود تا جایی که شهر مالمالی بود.
بوشتو – شهر خالی
قورمالی – قورماق – بنا کردن
ترجمه ما: او به جایی رسیدیم که خالی بود و باید شهری ساخته شود.
نمونههای زیر از ۳۷۲ کتیبه که به وسیله منوا پسر ایشپوینی نگاشته شده است، بدست آمده است
URUa-lu-di-ri-i-e (4) É.GAL ši-di-iš-tú-ni ba-du-si-e'
Aludiri=ə É.GAL šidišt=u=nə badusi=y=ə
آلودیری اَ قال شیدیستو نه بادوسی یه
برای شهر آلودیری او دژی در حد کمال ساخت.
dḫal-di-ni-ni uš-ma-ši-ni dḫal-di-ni-ni ba-a-u-ši-ni DIŠme-nu-a-ni DIŠiš-pu-ú-i-ni-e-ḫé i-ú LÚa-te-i-ni e-si na-ḫa-a-be KURša-ti-ru-ú-ni du-ur-ba-i-e ma-nu'
Ḫaldi=ni=nə ušma=ši=nə Ḫaldi=ni=nə bau=ši=nə Menua=nə Išpuini=ḫə iu ate=y=n(ə)=ə esi=ə naḫ=a=bə, Šatiru=nə durbayə man=u
آلدینی نی اؤشمه سینه آلدینینا بائوسی نه منوآنه ایشپوعینی هه اییو آته ی نه ائسی اِ ناه آ به ساتیرو نه دوزبایه مانو.
زمانی که به اراده و فرمان هالدی، منوا پسر ایشپوینی، به جای پدر بالا رفت (به تاج و تخت رسید)، (سرزمین) شاتیرو سرکش بود.
ترجمهای دیگر از همین کتیبه: مینوآ پسر ایشپوعینی برای اندازه گیری آنجه تصرف کرده است میآید و نحوه ی جنگیدن و سقوط قلعه را از من تقاضا دارند و آینده تصرف شهر توشپا اورو تاریک است.
آلدینی نی – آنچه تصرف کرده است
اوشمه سینی – برای اندازه گیری آن
ایشپوعینیشی – نام است
دیبی دونی – ته اش یخ میزند
دوزدونی – آنچه ساخته است
مینوآ ابارسی – مینوآ را ببرد
تی نی – بگو نه
اَ قال سی – قلعه اش را
دییش تونی – مبارزه اش را
مندن اومان – آنچه از من انتظار دارند
مینوآ – پسر ایشپوعینی
آلوسی – نحوه گرفتنش را
ḫal-di-ni uš-ta-a-be ma-si-ni šu-ri-e ka-ru-ni URUḫu-ra-di-na-ku-ú-ni ka-ru-ni URUgi-di-ma-ru-ú-ni ka-ru-ni KURša-ti-ru-ú-i KURe-ba-a-ni dḫal-di-ni ku-ru-ni dḫal-di-ni-e šu-ri-i ku-ru-ni '
Ḫaldi=nə ušt=a=bə masi=nə šuri=ə, kar=u=nə Ḫuradinaku=nə, kar=u=nə Gidimaru=nə, kar=u=nə Šatiru=yə ebanə. Ḫaldi=nə kurunə, Ḫaldi-ni-yə šuri kurunə
هآلدی نه اوسته به ماسینه شورییه قارونه هورادینده مینه قارینه گئتمه رونه قارونه ساتیرویه ابانه . آلدینه قورونا آلدینی یه شورو قورنه.
الدی با سلاح خود به پیش میرود، هورادیناکو فتح شد، گیدیمارو فتح شد، سرزمین شاتیرو فتح شد. هالدی قدرتمند است، سلاح هالدی قدرتمند است.
ḫa-ú-ni URUḫu-ra-di-na-ku-ú-ni URUgi-di-ma-ru-ú-ni ḫa-ú-ni KURša-ti-ru-ú-i KURe-ba-a-ni-i URUtar-zu-ʼa-a-na-a-na-ni'
Ḫa=u=nə Ḫuradinaku=nə, Gidimaru=nə, ḫa=u=nə Šatiru=yə eban=i=yə Tarzuana-nə
ها اونه هارادیناکو نه گئتماروها اونه ساتیرو یه ابانیه تاردونانا نه.
او (منوا) فتح کرد (شهرهای) هوآردیناکو، گیدیمارو، تارزوآنا از سرزمین شاتیرو.
URUḫu-ra-di-na-ku-ú-ni... a-ru-ni-e dḫal-di-še DIŠme-i-nu-ú-a DIŠiš-pu-u-i-ni-e-ḫi-ni-e'
Ḫuradinaku=nə … ar=u=nə Ḫaldi=šə Menua=ə Išpuini=ḫi=ni=ə
آردیناکونه آرونه آلدی ایسه مئنوآیا ایشوعینی هینی ه.
هالدی آردیناکو را به منوا پسر ایشپوینی داد.
ترجمهای دیگر: شهر آردیناکو را تسخیر کرد و به مئنوآ پسر ایشوعینی داد.
کاوشها:
در اواخر دهه ۱۸۴۰، سر آستن هنری لیارد، مقبرههای قلعه سنگی اورارتویی قلعهی وان، از جمله اتاق آرگیشتی را مورد بررسی و توصیف قرار داد. از دهه ۱۸۷۰، ساکنان محلی شروع به غارت خرابههای توپراققالا کردند و آثار هنری آن را به مجموعههای اروپایی فروختند. در دهه ۱۸۸۰، این سایت تحت کاوش ضعیفی قرار گرفت که توسط هرمز رسام به نمایندگی از موزه بریتانیا سازماندهی شد.
اولین مجموعه سیستماتیک کتیبههای اورارتویی، و بدین ترتیب آغاز اورارتولوژی به عنوان یک حوزه تخصصی به دهه ۱۸۷۰ و با کمپین سر آرچیبالد هنری سایس برمیگردد. مهندس آلمانی کارل سستر، کتیبههای بیشتری را در سال ۱/۱۸۹۰ جمع آوری کرد. والدمار بلک در سال ۱۸۹۱ از این منطقه دیدن کرد و استیل روسا را کشف کرد. یک عملیات دیگر که برای ۱۸۹۳ برنامهریزی شده بود، با خصومتهای ترکمنستان و ارمنستان جلوگیری شد. بلک به همراه لمانهاپت در سال ۱۸۹۸/۹ بار دیگر از این منطقه بازدید کردند و توپراققالا را حفاری کردند. در این اعزام، بلک به ستون کلیشین رسید، اما مورد حمله کردها قرار گرفت فرار کرد. بلک و لمانهاپت در تلاشی دوم دوباره به ستون رسیدند، اما مجدداً از شرایط آب و هوایی از کپیبرداری از کتیبه جلوگیری کردند. پس از حمله دیگر به بلک، مداخله دیپلماتیک ویلهلم دوم را برانگیخت، سلطان عبدالحمید دوم موافقت کرد تا مبلغ ۸۰۰۰۰ مارک طلا به بلک به عنوان غرامت بپردازد. در طول جنگ جهانی اول، منطقه دریاچهی وان برای مدت کوتاهی تحت کنترل روسیه قرار گرفت. در سال ۱۹۱۶، دانشمندان روسی نیکولای یاکوولویچ مار و یوسف آبگاروویچ اوربلی، در قلعه وان حفاری کردند، یک ستون چهار چهره را که دارای سالنامه سردوری دوم بود کشف کردند. در سال ۱۹۳۹ بوریس بوریسوویچ پیوتروفسکی کارمیر بلور را حفاری کرد وTeišebai ، شهر خدای جنگ، Teišeba را کشف کرد. حفاریهای محققان آمریکایی Kirsopp و Silva Lake طی سالهای ۱۹۳۸-۱۹۴۰ در جنگ جهانی دوم متوقف شد و بسیاری از یافتهها و سوابق میدانی آنها هنگامی که یک زیردریایی آلمانی کشتی آنها SS آتن را اژدر کرد از بین رفت. اسناد بازمانده آنها توسط مانفرد کورفمن در سال ۱۹۷۷ منتشر شد.
مرحله جدیدی از حفاریها پس از جنگ آغاز شد. حفاریها ابتدا محدود به ارمنستان شوروی بود. قلعه Karmir Blur، متعلق به دوران روسای دوم، توسط تیمی به سرپرستی بوریس پیوتروفسکی حفاری شد و برای اولین بار حفاران یک سایت اورارتویی یافتههای خود را به طور سیستماتیک منتشر کردند. از سال ۱۹۵۶، چارلز برنی بسیاری از مکانهای اورارتویی در منطقه دریاچهی وان را شناسایی و مورد بررسی قرار داد و از سال ۱۹۵۹، یک گروه اعزامی ترکیه تحت رهبری تحسین اوزگیچ آلتین تپه و عارف ارزن را حفاری کرد.
در اواخر دهه ۱۹۶۰، مکانهای اورارتویی در شمال غرب ایران حفاری شد. در سال ۱۹۷۶، یک تیم ایتالیایی به سرپرستی میرجو سالوینی سرانجام با همراهی یک اسکورت سنگین نظامی به تیرک کلیشین رسید. جنگ خلیج فارس این سایتها را به روی تحقیقات باستانشناسی بست. اکتای بل حفاری سایتهای اورارتویی را در خاک ترکیه از سر گرفت: در ۱۹۸۹ آیانیس، قلعهای متعلق به قرن ۷ قبل از میلاد که توسط روساس دوم اورارتو ساخته شد، در ۳۵ کیلومتری شمال وان کشف شد. علیرغم کاوشها، تنها یک سوم تا نیمی از 300 مکان شناخته شده اورارتویی در ترکیه، ایران، عراق و ارمنستان توسط باستانشناسان مورد بررسی قرار گرفته است (Wartke, 1993). بدون حفاظت، بسیاری از سایتها توسط ساکنان محلی که به دنبال گنج و دیگر آثار باستانی قابل فروش هستند، غارت شدهاند.
منابع:
پطروشفسکی و دیگران، تاریخ ایران (از دوران باستان تا...)، ترجمه: کریم کشاورز، انتشارات پیام، ۱۳۶۳.
دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمه: کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۲.
جواد مشکور، تاریخ اورارتو و کتیبههای اورارتی در آذربایجان، تهران، ۱۳۴۵.
بوریس ب. پیوترووسکی، اورارتو، ترجمه: رشید برناک، تهران، اندیشه نو، ۱۳۸۱.
ایرج اسکندری، در تاریکی هزاره ها، بی جا، ۱۳۶۳.
م. کریمی، مروری بر تاریخ ادبیات آذربایجان، ج ۱، تبریز، ۱۳۹۵.
م. کریمی، مقدمه ای بر تاریخ تحولات زبان ترکی آذری، زنجان، انتشارات زنگان، ۱۳۷۶.
امیرعلی نثار نوبری، نقدی بر تاریخ ماد دیاکونوف، قم، انتشارات افکار، ۱۳۹۷.
امیرعلی نثار نوبری، سیری در زبانهای باستان، قم، انتشارات افکار، ۱۳۹۹.
Archold Henry Sayce, The decipherment of the cuneiform inscriptions, London, 2008.
Paul Zimansky, (1995), "Urartian material culture as state assemblage", Bulletin of the American Association of Oriental Research 299, 105.
Diakonoff, Igor M (1992), "First Evidence of the Proto-Armenian Language in Eastern Anatolia".
I. M. Diakonoff, "Hurro-Urartian Borrowings in Old Armenian." Journal of the American Oriental Society, Vol. 105, No. 4 (Oct. – Dec. , 1985), pp. 597–603
Piotrovsky, Boris B., (1969), The Ancient Civilization of Urartu. New York: Cowles Book, Co.
[1] 13/6/1400
[2] 20/6/1400
[3] Archold Henry Sayce, The decipherment of the cuneiform inscriptions, London, 2008.
[4] پطروشفسکی و دیگران، تاریخ ایران (از دوران باستان تا...)، ترجمه: کریم کشاورز، انتشارات پیام، ۱۳۶۳.
[5] علی محمد نثار نوبری، نقد تاریخ ماد دیاکونوف، تبریز، نشر اختر، ۱۳۹۷. / نوبری، سیری در زبانهای باستان، قم، انتشارات، ۱۳۹۹.
[6] خواجه احمد مسعود، سهیل و نوبهار، تصحیح: م. کریمی، تبریز، نشر اختر، ۱۳۹۵.
[7] عاشیق پاشا، غریب نامه، تصحیح: م. کریمی، تبریز، انتشارات نباتی، ۱۳۹۸.
آذربایجان ادبیاتی، تاریخی و اینجه صنعتی