میرزاصالح تبریزی

میرزا صالح‌ تبریزی یکی از شاعران کمتر شناخته‌شده عصر صفوی در قرن یازدهم است که در دوران خود عهده‌دار منصب شیخ‌الاسلامی شهر تبریز بوده است. صالح تبریزی شخصیتی علمی و فقهی بوده که به بیشتر به سبک هندی شعر می‌سروده است. دیوانش به دو زبان فارسی و تورکی است.

پس از شاه اسماعیل ختایی، که سعی در گسترش زبان آذربایجانی در تمام عرصه‌های زندگی عمومی و ارتقای آن به سطح زبان دولتی داشت، زبان ترکی نفوذ خود را در بالاترین محافل دولت صفوی حفظ کرد. درست است که در نتیجه درگیری‌های نظامی مداوم عثمانی-صفوی، آذربایجان نقش خود را به عنوان مرکز سیاسی و اقتصادی دولت صفوی در قرن هفدهم از دست داد و پایتخت در زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی اول (۱۵۲۴-۱۵۷۶) از تبریز به قزوین و در زمان سلطنت شاه عباس صفوی اول (۱۵۸۷-۱۶۲۹) از قزوین به اصفهان، واقع در داخل ایران، منتقل شد. با این وجود، ترکی آذربایجانی در اصفهان، همانطور که در تبریز و قزوین بود، زبان کاری دربار و ارتش باقی ماند.

انگلبرت کمپفر (Engelbert Kempfer)، جهانگرد آلمانی که در سال‌های ۱۶۸۴-۱۶۸۵ از ایران بازدید کرده بود، گزارش داده است که ترکی آذربایجانی زبان رسمی دربار صفوی بوده است. تورخان گنجه‌ای، محقق برجسته آذربایجانی، با استناد به آثار جهانگردان اروپایی پترا دلا واله (Petra della Valle)، آدام اولئاری(, Adam Oleari)، شوالیه (Şevalye)، شانسون (Şanson) و رافائل دو مان (Rafael dü Man) و همچنین نامه‌های شاه صفی (۱۶۲۹-۱۶۴۲) به فردیناند دوم (II Ferdinanda)، امپراتور اتریش-مجارستان، و شاه سلطان حسین (۱۶۹۶-۱۷۲۲) به آگوست، دوک ساکسونی و پادشاه لهستان، نشان می‌دهد که ترکی آذربایجانی جایگاه والایی در دربار صفوی در اصفهان داشته است. این محقق اطلاعات زیر را از سفیر آلمان، آدام اولئاری، که از نوامبر ۱۶۳۶ تا فوریه ۱۶۳۸ در ایران زندگی می‌کرد، نقل می‌کند: «زبان ترکی در اصفهان آنقدر مهم است که به ندرت کلمه‌ای از فارسی در آنجا می‌شنوید.» نوشته‌های انگلبرت کمپفر آلمانی، منشی و پزشک هیئت اعزامی به سرپرستی سفیر سوئد در ایران در سال ۱۶۴۸، ایده‌های مربوط به تسلط زبان فارسی در میان طبقه بالای کاخ در آن زمان را کاملاً دگرگون می‌کند: «زبان ترکی که در کاخ صحبت می‌شود، بیشتر زبان مادری سلسله حاکم است تا مردم عادی، و این زبان چنان در کاخ در میان خانواده‌های اشراف گسترش یافته است که اکنون ندانستن آن برای هر فردی از طبقه ممتاز شرم‌آور است.»

فهرست اسامی افرادی که در دوره صفویه در قرن هفدهم بالاترین مناصب را داشتند و به زبان ترکی شعر می‌سرودند، بار دیگر گفته‌ی ما را تأیید می‌کند. اشعار شاه عباس اول و شاه عباس دوم به زبان مادری‌شان از قبل یک واقعیت شناخته شده است. دیوان ترکی وحید قزوینی، که از آغاز تا پایان قرن هفدهم میلادی به مدت ۹۵ سال زندگی کرد و در دوران سلطنت شاه سلیمان (۱۶۶۶-۱۶۹۴) شخص دوم دولت، وزیر اعظم بود، که در کتابخانه دولتی برلین نگهداری می‌شود، منتشر شده است.

مصاحب گنجوی، که اشعارش به زبان مادری‌اش در دیوان فارسی یافت شده است، پیشخدمت دربار شاه عباس دوم، ندیمی-مصاحب شاه، درگاه شهر قم و بیگلربیگی استان گنجه-قره‌باغ بود. نویسنده دیوان به زبان مادری‌اش، شاه صفی، ملقب به "ظفر" و در دوران سلطنت شاه عباس دوم، پیشخدمت، دیوان بیگ، قورچوباشی، والی استان کرمان، متولی مقبره شیخ صفی الدین و وزیر اردبیل بود.

صفی‌قولو بیگ صفی، که نسخه خطی دیوان کوچک او به زبان ترکی در کتابخانه دانشگاه تهران نگهداری می‌شود، به عنوان والی مشهد و بیگلربیگی هرات خدمت می‌کرد. هنگامی که سلطان شاملو شاه سلیمان (۱۶۶۶) به تخت سلطنت نشست، به عنوان قورچوباشی و بعداً حاکم قم منصوب شد.

دو شاعر دیگری که نقش مهمی در توسعه ادبیات بومی ما در قرن هفدهم داشتند - موجی اهری و میرزا صالح تبریزی - از چهره‌های مذهبی عالی‌رتبه - شیخ الاسلام بودند. دیوان فارسی میرزا صالح که اخیراً به دست ما رسیده است، شامل اشعار ترکی او نیز می‌باشد.

نیمه ی دوم عصر صفوی از اعصار درخشان توجه به زبان ترکی و آفرینش آثار ادبی به این زبان است. صفای تبریزی و موجی تبریزی هم از سخنوران این عصر هستند و محتملا بین سالهای ۱۰۵۰ تا ۱۱۳۰ هجری زیسته‌اند.

ایالت فارس به مرکزیت شهر شیراز چه در اشارات افسانه‌ای و چه در تاریخ ارتباط تنگاتنگی با ترکان و زبان ترکی دارد. مولانا صحیفی ذوالقدر شیرازی و ملا حسین عنقای شیرازی از شیرازیانی هستند که در سالهای بعدی به آناتولی مهاجرت کردند.

نسخه‌ی خطی دیوان میرزا صالح در کتابخانه مجلس تهران نگهداری می‌شود. اطلاعات بسیار کمی در مورد میرزا صالح تبریزی داریم. ولی‌قلی بیگ بن داوودقلی شاملو در شرح خود با عنوان «قصص‌الخاقانی» که در سال ۱۰۷۲ هجری (۱۶۶۱ میلادی) به پایان رسانده است، درباره شاعر می‌نویسد: «میرزا صالح شیخ الاسلام تبریز است. او گاهی اصالت فضولی دارد و از آموزه‌های نوایی پیروی می‌کند... زادگاه این دانشمند تبریز است... اشعار ترکی و فارسی او در کشور بهشت‌گونه ما شهرت فراوانی دارد.»

ولی‌قلی بیگ خاطرنشان کرده است که شاعر پیرو مکتب ادبی فضولی بوده است. محمد طاهر نصرآبادی (1623-1711) در اثر خود با عنوان «تذکره نصرآبادی» که در سال‌های 1672-1679 نوشته شده است، درباره میرزا صالح می‌نویسد: «او یکی از اشراف تبریز است. او فردی والامقام، معتبر و مهربان است. او در مقام شیخ الاسلام تبریز چنان مسیری را طی کرد که هیچ کس از او شکایتی ندارد. او شاعری با طبعی طبیعی و قدرتمند در شعر ترکی و فارسی است...»

نویسندگان تذکره‌های «سفینه خوشگو» و «صحوفی ابراهیم» نیز نظر متفاوتی درباره این شاعر ابراز نکردند. وقتی آثار شکری تبریزی، شاعری که در نیمه‌ی دوم قرن هفدهم و آغاز قرن هجدهم می‌زیست و دیوان او در کتابخانه‌ی مجلس در تهران وجود دارد، دیدیم که او شرحی بر اشعار فارسی میرزا صالح نوشته است. علاوه بر این، معلوم شد که شکری در دوران اقامت در خارج از کشور با میرزا صالح مکاتبه داشته است.

در سال ۲۰۰۸، در گلچین «آنتالوژی غزل‌های آذربایجانی قرن هفدهم» که م. حسینی گردآوری کرده است، چندین شعر به زبان آذربایجانی از میرزا صالح تبریزی نیز که در کتابخانه‌ی مجلس شورای اسلامی ایران نگهداری می‌شود، منتشر شد. این نسخه که عمدتاً حاوی اشعار فارسی شاعر است، شامل آثار ترکی او نیز می‌شود. در صفحات ۶۵ تا ۷۹ دیوان ۱۰۲ صفحه‌ای، ۳۶ شعر او به زبان ترکی آذربایجانی - غزل، رباعی و تک‌بیت - در مجموع ۱۴۹ بیت وجود دارد. یکی از اولین چیزهایی که در اشعار زبان مادری میرزا صالح در اینجا جلب توجه می‌کند این است که او از خلاقیت فضولی بهره برده و آثاری را تحت تأثیر این شاعر بزرگ سروده است. یک غزل از او تقدیم می‌گردد:

یئریمیز سالک اولان راهِ رضادن غیری،

ایسته‌مز عارف اولان جور و جفادن غیری.

واریدیر هر نه گرک مهر و وفادن غیری،

یوخودور، ایسته‌میین جؤورو جفادن غیری.

گؤرمه‌دیم مهر طریقینده ستمدن اؤزگه،

گلمه‌دی عشقده باشیما بلادن غیری.

گؤرگج اول خسروِ خوبانی نه افغانلار ائدیم،

ایتی سؤز کیمسه دئمز شاهه گدادن غیری.

یاردان باشقا دو عالمده مُرادیم یوخدور،

نه گرک دردی اولان جانه دوادن غیری؟

کؤنلونی صاف ائله خلق ایله و آسوده دیریل،

ایسته‌مز آیینه هئچ کیمسه صفادن غیری.

اهلِ مال نو و مهرِ نو و کینی نه اولا،

سایمادیم هئچ کیمی موجود خدادن غیری.

قد و بال و گؤزو قاشیله یوخ بازاریم،

کؤنلومو صید ائتمز ایمیش حسن ادادن غیری.

قاپی چوخ گزدیم و گؤز یاشیمی بیجا تؤکدوم،

یوخ ایمیش داده یئتن کیمسه خدادن غیری.

صالحی منع ائدرلر مئی و معشوقیندن،

بانا هئچ کیم ستم ائتمز صالحادن غیری.