اغلب داستانهای تورکی ایرانی ( آذربایجانی ) که ریشه در تاریخ شفاهی ما دارد که در آنها  واقعیتها با افسانه عجین شده است ولی رگه هایی هم از باورهای باستانی و چگونگی رفتارهای اجتماعی را هم بازگو میکند . منتها اغلب داستانهای ما در طول تاریخ بخاطر اینکه بتوانند به حیات خود ادامه دهند ، در مقابل دینهای ظهورکرده بعد از خود ، تسلیم و اغلب (چه مناسبت داشته باشد و چه نداشته باشد ) ، با یاد آوری نام حاکم زمان بعنوان‌ بانی این سرزمین و این داستان ،  به  بازگویی در تایید دین و مذهب زمان  همان پادشاه ، توانسته است به حیات خود ادامه بدهد.بعضی از  داستانهای ما  بخاطر اینکه با مذهب به روی کارآمده بعد ازخود همراهی نکرده ، از ذهن و زبان -راویان قبول کرده مذهب جدید ،- کنارگذاشته شده است . به همین دلیل ، پس از به روی کارآمدن دولت صفویه ، که  مذهب شیعه جان گرفت و با قدرت تمام در همه زمینه های فرهنگی و دینی دست به اصلاحاتی زد . که  در زمان شاه عباس صفوی به اوج خود رسید .  اصلاحات شاه عباس در همه زمینه ها بوده است . بعنوان مثال ایجاد راههای مواسلاتی ، ایجاد کاروانسراهای متعدد در بین راهها و... را بنام این شاه در حافظه تاریخی را میدانیم . اغلب داستانهای ما تورکها در ایران ،  در زمان صفویه ، سانسور ، باز نویسی و باز سازی   شده است . گفتیم ،اغلب داستانهای افسانه ای ما ، چون قبل از قدرت گیری مذهب شیعه در آذربایجان آفریده شده بودند ، تاثیرهای آیین های قبلی را با خود داستند ولی  پس از روی کار آمدن مذهب شیعه ،  مجبور بودندکه تاثیراتیکه از مذهبهای قبل مذهب تازه حاکم شده را اگر داشتند، کنار بگذارند و رنگ و بوی مذهب جدید را بپذیرند . آن قسمت از کتابها و داستانهای ما که نتوانستد با آیینهای حاکم زمانه خود  کنار بیایند ، مجبور به فنا شده وکم کم و خود بخود از بین رفتند . به اهتمال قوی کتابهای دینی آن زمان  از آن  زمره هستند .  اما بعضی از آن کتابها مانند : قوتادقو بیلک لر، دده قورقود، دیوان لغات تورک ، چون بصورت کتبی بودند، بطور کامل  از بین نرفته و برای مدت مدیدی  کنار گذاشته شده اند که بصورت اتفاقی ،  پس از قرنها فراموشی ، پیدا و در مراکز دانشگاهی و علمی مطرح شده اند .با این حساب  اغلب داستانهای شفاهی ، از حافظه تاریخی و ادبیاتی زدوده شده اند.بنابراین بعد از قدرت گیری مذهب جدید ، تمامی فرهنگ و ادبیات مربوط به مذهب های قبلی از کتابها و داستانهای ما حذف شده است . ویا با الحاقات جدید ووارد ذهن وزبان مردم شده اند. این گونه تاثیرها را مانه تنها در داستان کوراوغلو میبنیم ، علاوه برآن ،  تاریخ وقوع حوادث کوراوغلو را تا تاریخ اختراع تفنگ -که آنهم در زمان صفویه بود- میرساند .   در  داسنانهای :  اصلی و کرم ، طاهر و زهره، عاشیق غریب ، عباس توفارقانلی و دیگر داستانها که  بما رسیده  ، میبینیم که تمامی داستانهای ما تاریخ تولید ، زمان صفویه وحتی شاه عباس  را دارند .  وگاهی  بخاطر اینکه این دستکاری خوب جا به افتد ،  نام الله وردی خان وزیر هم در داستانها مشاهده میشود.این درحالی است که اکثر آن داستانها عمری به درازی تاریخ  ، زبان و فرهنگ تورکان را دارند .گاهی در آن داستانها ما به رگه های از مذهب باستانی تورکها یعنی شامانیسم برمیخوریم .بعبارتی قهرمان داستان گاهی با قدرتهای  طبعت ، اعم از کوه ، رود ، باد ،  دریا ، خورشید حرف میزند و به عوامل طبیعی شخصیت  انسان وارگی  میدهد.در داستان طاهر و زهره ، طاهره با عوامل طبیعی اینچنین  گفتگو میکند : بیر قوش گلدی تاریمدانخبر گتدی یاریمدانقانادی گوی بویانمیشمنیم آه زاریمدان و یا : گوگده گئدن گوی دورنالارمنه یاران بیر خبر .گاهی درد دلهاییکه قهرمان داستانها با عوامل طبیعی اعم از کوه و دریا و باد و باران و طوفان و حتی مزارهای سرراه  دارد .  قهرمان داستان آن عوامل را مظهر خدایان خود میدانسته است .در داستان کور اوغلوکه نه تنها در آذربایجان بلکه در بین تمامی شاخه های حوزه زبانی تورکی شناخته شده است . - با اندکی تغییر - که در آن جوامع توسط آن مردمان روایت  و گاهی مکتوب  شده است . میبینیم که در بین تورکمنها و تورکهای اویغور ، -دوغو ترکستان - که امروزه در جغرافیایی کشور چین اسیر شده اند - داستان کوراوغلو بنام "گور اوغلو ،" یعنی فرزند      " گور" معروف است .  ما مکتوب آن داستانها را در دست داریم .در آذربایجان ، محقق نامی ، دکتر رحیم رئیس نیا هم در کتابی بنام "کوراوغلو در افسانه و تاریخ" ،  حضور کوراوغلو را به تاریخ باستان میرساند .اما صمد بهرنگی  بخاطر تاثیر پذیری از روشنفکران چپ، که در آن روزگار حاکم بر کلیه مراکز ادبی ، اندیشه ای و دانشگاهی تمامی ایران  بودند و صمد بهرنگی هم  خود در آن حوزه بود  و از طرفی چون صمد بهرنگی جوانمرگ شد. ( در ۲۹ سالگی)، شاید  نتوانسته است  به اصلاح نظر خود بپردازد. لاجرم  نظر نویسندگان روسی و اندیشمندان چپی آن کشور را با تلفیقی از فکر پویا و کاوشگر خود چاپ نماید. زنده یاد  صمد بهرنگی،  سعی در طبقاتی دیدن جریان کوراوغلو دارد ودر  بی ریشه کردن و یا ریشه آن داستان را به روزگار صفویه رساندن داستان کوراوغلو تلاش کرده وحتی کوراوغلو را با  کرد های جلالی مربوط دانسته  است .  درحالیکه  این نظریه کاملا غیر علمی و غیر واقعی است . زیرا  این داستان در بین تمامی شاخه های تورک در جهان معروف است، تاریخ خیلی قدیمی دارد. لذا ارتباط کوراوغلو با کردها معنی ندارد و حتی داستان کوراوغلو و منطقه چنلی بئل در یک جا نه بلکه در جای جای نجدی که تورکها در آن زیسته اند وجود دارد. حتی در تورکیه امروز ، حداقل در سه نقطه متفاوت ما به "چنلی بئل" "کوراوغلو" برخورد میکنیم .داستان کوراوغلو همانند ، داستانهای ملا نصرالدین، مختص یک مکان خاص نیست و هر عاشقی روایتی متفاوت از هم روایتی از داستان کوراوغلو را دارد.در داستانهای عباس توفارقانلی و طاهر زهره و اصلی کرم ، به الحاقات زیادی برخورد میکنیم که در زمان شاه عباس به داستانهای ما اضافه  شده است ، با ذکرچند نمونه از آن داستانها،   سخن کوتاه میکنیم و ادامه این تحقیق را بعهده جوانان محقق میگذاریم  .در داستان طاهرزهره ، طاهر وقتی گیر می افتد، این چنین به التماس می افتد :بیر آدی حیدر دیر، بیرآدی صفدرذولفقار ییه سی ، ساقی کوثرسو اوسته اوخلانان سوت امر اصغراو معصوم بالایا ، باغیشلا منیویاکربلا چولونده ، قانلی کفنلرتوپراق اوسته دوشن اوگول بدنلرجوان علی اکبر غمی باِغریمی دلرآناسی لیلایا باغیشلا منی دراینجا ارتباط داستان طاهرزهره با این ابیات تقریبا مصنوعی و الحاقی مینماید .اما در داستان اصلی کرم ، اضافه کننده ابیات مذهبی ، طبیعی تر از داستان طاهر زهره عمل نموده است .در خاتمه داستان اصلی و  کرم ،کرم وقتی با اصلی در اتاق عروسی وارد  میشود و میخواهد دگمه های لباس اصلی را در بیاورد ،  غافل از این بود که پدر اصلی ، دگمه های لباس اصلی را سحر و جادو کرده است . کرم اینچنین میخواند:ازل باشدان محمده صلواتآچیل دوگمه شاه مردان عشقینهشمر لعین ، ابن زیاده لعنتآچیل دگمه ، شاه مردان عشقینه عشق الیندن منده اولموشام عاصیسیلیندی قالمادی ، اورگیمین پاسیامام حسن، امام حسین آغاسیآچیل دگمه شاه مردان عشقینه کرم دییر : منده ایچمیشم باداهرطرف دن منی چولقاییب قاداآغام شاه مردان ، یئتیسین داداآچیل دگمه ، شاه مردان عشقینهمیبنید ، این قسمت از ابیات در این داستانها ، همان درخواست مجوز است برای خواندن و رواج دادن این داستانها در بین مردم میباشد .ح.ا