مجالس النفایس

نخستین تذکره‌ی شاعران به زبان تورکی

کتاب «مجالس نفایس» که به زبان ترکی جغتایی در سمرقند و با نام حسین بایقرا نوشته شده است، نه تنها به عنوان اولین تذکره و شرح حال شاعرانی است که به زبان ترکی نوشته شده است، بلکه به دلیل روشن کردن زندگی اجتماعی و فرهنگی جهان ترک آسیای مرکزی در قرون ۱۴ و ۱۵ و ارائه اطلاعاتی در مورد زندگی ادبی و شاعران آن زمان، اهمیت دارد. برخی منابع اظهار می‌کنند که این اثر در سال ۸۹۶ (۱۴۹۱) یا ۸۹۷ (۱۴۹۲) نوشته شده است، برخی دیگر نیز می‌گویند که فقط مجلس دوم در سال ۸۹۶ نوشته شده است و علی شیر نوایی برای دومین بار در سال ۹۰۳ (۱۴۹۸) اثر خود را ویرایش کرده و آن را با افزودن بیست و سه شاعر دوباره گردآوری کرده است[1] (مجلس النفایس، ویرایش: سویما غنی‌یئوا، مقدمه؛ کارتال، شماره ۱۳ ، ۲۰۰۰، صفحه ۲۳).

کتاب «مجالس نفایس» شامل یک مقدمه و هشت بخش است کهبخش‌ها با عنوان «مجلس» ثبت شده است. نوایی در مقدمه، دلیل نگارش کتاب را توضیح می‌دهد و بیان می‌کند که «بهارستان» اثر ملا جامی و «تذکره‌‌الشعرای» دولتشاه سمرقندی آثار ارزشمندی هستند و دولتشاه با تلاش فراوان، اشعار شاعران را به زیبایی گردآوری کرده است. نوایی با اشاره به وجود آثار دیگری از همین نوع، اظهار می‌کند که آرزوی نوشتن کتابی در باره‌ی بسیاری از شاعران ارزشمندی را داشته که به دلیل عدم ذکر نامشان در این آثار، به مرور زمان فراموش شده‌اند؛ و سرانجام با تشویق و حمایت حسین بایقرا موفق به نگارش اثر خود شده است.

مجالس گردآوری‌شده توسط نوایی، که هر کدام شامل یک مقدمه و یک پیوست است، و تعداد شاعرانی که در هر کدام آمده است، به شرح زیر است:

مجلس اول شامل چهل و شش شاعری است که قبل از نوایی می‌زیستند؛

مجلس دوم شامل نود و سه شاعری است که در دوران کودکی و جوانی نوایی زنده بودند و با او مراوده داشتند، اما تا زمان تکمیل شرح حال درگذشته بودند؛

مجلس سوم شامل صد و هفتاد و سه شاعری است که در زمان نوایی شهرت یافتند و او شخصاً آنها را می‌شناخت و با آنها دوست بود؛

مجلس چهارم شامل هفتاد و دو دانشمند مشهور آن دوران است که شاعر نیز بودند؛

مجلس پنجم شامل بیست و سه شاعر-میرزا(شاهزاده) از خراسان متعلق به خاندان تیموری؛

مجلس ششم شامل سی و یک شاعر و دانشمند ساکن خارج از خراسان؛

مجلس هفتم شامل بیست و دو سلطان و شاهزاده‌ای است که از شعر لذت می‌بردند و اشعار زیبایی می‌سرودند؛

و بالاخره مجلس هشتم درباره‌ی سلطان حسین بایقرا است. در این مجلس، که یک پنجم اثر را تشکیل می‌دهد، نوایی بیان می‌کند که حاکم، دوست دوران کودکی و همراه نزدیک او، شاعر ماهری است و توضیحاتی در مورد ابیات آغازین (مطلع) غزلیات موجود در دیوان او ارائه می‌دهد.

بدین ترتیب، شرح حال ۴۶۱ نفر از افراد ذکر شده در مجالس النفایس به طور خلاصه بیان شده است و گهگاه جزئیاتی در مورد استعدادهای شعری و سایر شایستگی‌های آنها ارائه شده است. شایان ذکر است که نوایی این افراد را نه تنها از نظر توانایی‌های شعری، بلکه از نظر ویژگی‌های انسانی و اخلاقی نیز ارزیابی می‌کند. عدم پرداختن دقیق به شرح حال آنها، نتیجه سبک نگارش شرح حال در آن دوران است. بیشتر کسانی که شرح حال آنها در این اثر آمده است، شاعران ترکی هستند که اشعار خود را به فارسی سروده‌اند. از این شاعران که تعداد آنها در نسخه‌های خطی مختلف از ۴۵۱ تا ۴۶۱ متغیر است، تنها چهل و یک نفر اشعار خود را به ترکی سروده‌اند. از این نظر، این اثر همچنین منبع مهمی برای تاریخ ادبیات فارسی است. نوایی هنگام ارزیابی اشعار شاعران، مکرراً از کلیشه‌هایی مانند «زیباتر، سخنان زیبا، بیان زیبا، رنگارنگ، تحسین‌شده، شعر روان» و هنگام ارزیابی شخصیت آنها از عباراتی مانند «دارای طبعی خوش، شوخ‌طبع، خوی درویش‌صفت، فصیح، بی‌تکلف، غیررسمی» استفاده ‌کرده است.

اینک نزدیک به 100 نسخه خطی از این تذکره در کتابخانه های کشور های مختلف جهان وجود دارد.

مجالس النفائس پنج بار به فارسی ترجمه شده است. یکی از این ترجمه‌ها، ترجمه فخری هراتی در سال ۹۲۸ (۱۵۲۲) با عنوان لطائف‌نامه اسن که به شاه اسماعیل صفوی و پسرش سام میرزا تقدیم شده است. مترجم، با تکیه بر نسخه‌های خطی موجود در ایران، فصل نهمی را به ترجمه خود اضافه کرده که شامل شرح حال ۱۸۸ شاعری بود که در اثر نوایی نیامده بودند؛ همچنین بخش پایانی اثر خود را به نوایی اختصاص داده است.

ترجمه‌ی فارسی محمد بن مبارکشاه قزوینی، معروف به حکیم شاه، که آن را در استانبول در سال ۹۲۷ (۱۵۲۱) آغاز کرد و در سال ۹۲۹ (۱۵۲۳) به پایان رساند، با نام «ترجمه‌ی مجالس النفائس» شناخته می‌شود. قزوینی اثر خود را که به سلطان سلیم اول عثمانی تقدیم کرد، به هشت بخش (بهشت) تقسیم کرده است. او خلاصه‌ای از زندگی حسین بایقرا را در بخش هفتم گنجاند و بخش هشتم را به دو بخش (روضه) تقسیم کرد، بخش اول روضه به بهارستان و بخش دوم به شاعران دربار سلطان سلیم اول پرداخت. بخش ششم این اثر شامل شرح حال چهل و یک شاعر دربار سلطان یعقوب، حاکم آق قویونلو است. این اضافات قزوینی از اهمیت بالایی برخوردارند.

ترجمه‌ای دیگر که توسط شیخ‌زاده فیض نیمردانی در سال ۹۶۱ (۱۵۵۴) انجام شد، «بقائیه ناقیه» نام دارد.

ترجمه‌ی شاه علی بن عبدالعلی به نام دین‌محمد - حاکم سلسله‌ی جنید، نوشته شده است که در سال ۱۰۰۶ (۱۵۹۸) در هرات به تخت نشست و پس از شکست از شاه عباس اول صفوی در سال بعد، در راه ماوراءالنهر درگذشت.

ترجمه عبدالباقی شریف رادوی در هند انجام شده است.

ترجمه‌های هراتی و قزوینی توسط علی اصغر حکمت در تهران منتشر شده است. مجلس نفایس که علاءدوله قزوینی در تهیه نفائص المأثر خود از آن استفاده کرده، نیز منبعی است که سهی بیگ به عنوان الگو از آن استفاده کرده و در تدوین تذکره‌ی خود با نام «هشت بهشت» ​​از آن بهره‌ی فراوان برده است.

«مجالس النفایس» تذکره‌ای است که به عنوان الگویی برای آثار تذکره الشعرایی که از قرن شانزدهم به بعد در آناتولی نوشته شده‌اند قرار گرفت.

این اثر که در سال ۸۹۷ (۱۴۹۱-۹۲) نوشته شده است، به عنوان اولین فرهنگ زندگینامه شاعران به زبان ترکی، حائز اهمیت است. نوایی با الگو قرار دادن بهارستانِ جامی و تزکره توش-شعرای دولتشاه، اثر خود را به هشت بخش تقسیم کرد که هر کدام «مجلس» نامیده می‌شوند. مجلس هشتم کاملاً به حسین بایقرا اختصاص دارد. بیشتر شاعران ذکر شده در این زندگینامه اشعار خود را به فارسی سروده‌اند. طبق نسخه کتابخانه موزه کاخ توپکاپی (ریوان، شماره ۸۰۸)، مجلس شامل ۴۵۱ شاعر است و تنها چهل و یک نفر از آنها به ترکی شعر سروده‌اند. این اثر توسط آکادمی علوم ازبکستان در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. مجالس النفائس در قرن شانزدهم سه بار به فارسی ترجمه شد و با اضافات، توسط حکیمشاه محمد بن قزوینی، فخری هراتی و شاه علی بن عبدالعلی به فارسی برگردانده شد. علی اصغر حکمت ترجمه‌های فخری و قزوینی را با مقدمه‌ای منتشر کرد (تهران ۱۳۲۳ ق/۱۹۴۴)

تذکره‌ی صادقی کتابدار (قرن شانزدهم)، با عنوان مجمع‌الحواص و به زبان ترکی جغتایی نیز، ضمیمه‌ای بر مجالس النفائس شمره شده است. این اثر نیز توسط دکتر عبدالرسول خیامپور به فارسی ترجمه شده و بسال ۱۳۲۷ در تبریز انتشار یافت.


منابع:

احمد گلچین معانی، تاریخ تذکره‌های فارسی، تهران، ۱۳۵۰، ص ۱۱۸-۱۲۸.

محمدعلی تربیت، زبده الآثار، تهران، ۱۳۷۲، ص ۳۵۲-۳۵۳.

Ali Şîr Nevâî, Teẕkire-i Mecâlisü’n-nefâʾis (trc. Muhammed Fahrî-yi Herâtî – Hakîm Şah el-Kazvînî, nşr. Ali Asgar Hikmet), Tahran 1323 hş.; a.e. (nşr. Suyima Ganiyeva), Taşkent 1961; a.e.: Mecâlisü’n-nefâyis (nşr. ve trc. Kemal Eraslan – Naci Tokmak), Ankara 2001, I-II.

Bedia Aziz, Herat Mektebi Tezkireciliği (mezuniyet tezi, 1924), Dârülfünun Ed.Fak.

Sâdıkī-i Kitâbdâr, Tezkire-i Mecmau’l-havâs (trc. Abdürresûl Hayyâmpûr), Tebriz 1327 hş., s. 4-12.

J. Eckmann, “Die Tschaghataische Literatur”, Ph.TF, II, 304-402.

Ali Şir Nevaî: Divanlar ile Hamse Dışındaki Eserler (haz. Agâh Sırrı Levend), Ankara 1968, IV, 61-86.

“Türkiye Kitaplıklarında Nevaî Yazmaları”, TDAY Belleten (1958), s. 127-214.

Halûk İpekten, Türk Edebiyatının Kaynaklarından Türkçe Şu’ara Tezkireleri, Erzurum 1988, s. 34-37.

Ahmet Kartal, “Ali Şîr Nevâî’nin Mecâlisü’n-nefâ’is İsimli Tezkiresi ve XVI. Asırda Yapılan Farsça İki Tercümesi”, Bilig, sy. 13, Ankara 2000, s. 21-63.

Abdülkadir Karahan, “Tezkire”, İA, XII/1, s. 227.


[1] Mecâlisü’n-nefâʾis, Suyima Ganiyeva, önsöz; Kartal, s. 13, 2000, s. 23.