اسحاق زنجانی

اسحاق زنجانی از شاعران سده‌ی یازدهم هجری است که زندگیش مصادف است با حکومت سلسله‌ی صفویه در ایران. اسحاق افندی زنجانی یکی از دهها سخنوری است که در این زمان می‌زیسته که راه سرزمینهای آناتولی را در پیش گرفته و بدان دیار رفته است. پیشاپیش گفتن این امر ضروری است که در زمان صفویه، شاعران زیادی سرزمین مادری خود را ترک کرده و به عناوین مختلف به کشورهای همسایه مهاجرت کرده‌اند. دسته‌ای از شاعران این‌دوره، راه هندوستان را در پیش گرفته‌اند و عده‌ای نیز سرزمین‌های آناتولی را ترجیح داده‌اند. دلایل هر یک نیز با دیگری متفاوت بوده است. در مجموع شاعران و عالمانی که در دوره‌ی صفویه مهاجرت را پذیرفته‌اند به چند دسته تقسیم می‌شوند: دسته‌ای را شاه ایران بویژه شاه اسماعیل صفوی و شاه تهماسب بسوی آناتولی گسیل داشته‌اند و برای تبلیغ تشیّع در سرزمینهای آناتولی و حمایت از عصیانهای اهل شیعه بدانجا فرستاده‌اند. تاریخ گواه صادقی بر این حرکت است و تعداد زیادی از این شاعران و عالمان امکان برگشت به وطن اصلی خود نیز نیافتند، یا جان خویش را در راه تبلیغ مرام‌های مذهبی از دست دادند که در این میان به مولانا همتی و پیر سلطان ابدال اردبیلی می‌توان اشاره کرد که دیوان هر دو چاپ و منتشر گشته است.

دسته‌ی دیگر شاعرانی هستند که در جنگ بین شاهان صفوی و سلاطین عثمانی، اسیر دست عثمانیان شده و مجبور به عزیمت و اقامت در سرزمینهای زیر سلطه‌ی آنان گشته‌اند. تعداد این شاعران نیز معلوم است که از معروفترین این شاعران کافیست به ملک‌الشعرا حبیبی اشاره کنیم.

دسته‌ی سومی هم وجود دارد که از حکومت صفوی ناراضی بوده و مجبور به مهاجرت گشته‌اند. هرچند که هندوستان دورتر بود اما سالمتر به نظر می‌رسید و امکان برگشت نیز وجود داشت. زیرا بین ایران و هند دشمنی وجود نداشت و رفتن به هند خطری را پیش نمی‌آورد و در صورت عدم تحمّل از طرف مهاجر، می‌شد به وطن بازگشت. البته سلاطین و امرای ترک‌زبان هندوستان، شاعران ترکی‌گوی را می‌نواختند و لذا بسیاری از شاعران آذربایجان بدان سرزمین رفتند و برخی نیز بازگشتند که از میان این شاعران می‌توان صائب تبریزی؛ علی جان قوسی، میرزا محسن تاثیر و حکیم رکن‌الدین مسیحی را یاد کرد.

به نظر می‌رسد اسحاق زنجانی با شاعران عثمانی دوستی و همفکری‌هایی داشته است.

از جمله مجموعه‌ای در دست داریم که در کتابخانه‌ی مجلس شورای اسلامی نگهداری می‌شود. این نسخه‌ی خطی با عنوان "مجموعه غزلیات ترکی" به شماره 5499 / ف 445 در کتابخانه‌ی مجلس شورای ملی موجود است.

زندگی و آثار اسحاق زنجانی

اسحاق زنجانی در زنجان بدنیا آمده است. سال توّلد او معلوم نیست اما از آثار خود او می توان برخی اطلاعات را بدست آورد. او بسال 1044 قمری برای تحصیل علوم زمان راهی کشورهای عربی گشته و در اسکندریه و مصر تحصیلان عالیه‌ی خود را به اتمام رسانده و با اخذ درجه‌ی اجتهاد از دست عالمان زمان به آنادولو آمده و در آنجا رحل اقامت افکنده و دیگر به موطن خویش برنگشته است. وی در سال 1082 موفق شده است بعد از 38 سال که برادرزاده‌هایش از ایران به دیدنش آمده‌اند غبار غم غربت از دل بزداید و یاد وطن اشک از چشمانش جاری سازد. آنها به شرق آنادولو آمدند و او برای دیدار آنها به پیشوازشان رفته است که شرح آنرا در همین اثری که تقدیم می‌گردد خواهید خواند. وی در سال 1088 به زیارت خانه‌ی خدا توفیق یافته است.

وی در سال ۱۰۹۰ قمری رخت از جهان بربست.

اسحاق زنجانی را بعنوان دانشمند دینی و فقیهی معروف و شاعری نامدار شمرده می‌شود. آنچه از تذکره‌ها برمی‌آید آثار اسحاق زنجانی در طول سده‌های گذشته به عنوان کتب درسی بویژه در مراکز دینی تدریس می‌شده است.

معروفترین اثر اسحاق را باید "نظم‌اللعالی" دانست. این اثر به زبان ترکی است و در پاسخ به سوآلات دینی مردم در باب توحید، خاتم الانبیا، معاد، رسالت، ملائکه، اولیاء، وحی و الهام و. . . نوشته شده است و پاسخ‌های موجز و کوتاه او در لباس شعر اهمیت فراوان دارد. سادگی و وضوح این توضیحات هم بر ارزش کتاب افزوده است و عالم بزرگوار با اطمینان و استواری بی‌مانندی سوآلات دینی را جواب داده است. شاید کمتر عالمی باشد که اینچنین پاسخ‌های متقن و محکمی را ارائه نماید و این از استادی آن بزرگوار است.

آثار اسحاق زنجانی

اسحاق زنجانی در عین حالی که فقیهی دانا و مجتهدی عالم است، شاعری زبردست و هنرمندی اهل ذوق نیز می‌باشد. آثار بجا مانده از او نیز فراوان است که تسلط وی را بر سه زبان زنده‌ی دنیای اسلام: عربی، فارسی و ترکی نشان می‌دهد. آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند نگارش افکار و عقاید دینی اوست که با زبان شعر و ادب به بیان پرداخته است و از هنر سخن برای آموزش افکار دینی بهره گرفته است. توانمندی وی در بیان عقاید دینی و فلسفی، یکی از نکات مهم زبان ما نیز هست و او توانسته است پیچیده‌ترین و غامض‌ترین مفاهیم و استدلال‌های دینی فلسفی را در کوتاه‌ترین ابیات بیان کند و بدین گونه نشان داده است که زبان ترکی ظرفیت و پتانسیل‌های نامکشوفی دارد که ما در یک سده‌ی گذشته از آن محروم بوده‌ایم.

آثار اسحاق زنجانی:

مهمترین آثار فاضل کیدانی عبارتند از: شروط الصلاه، مطالب المصلی، المشروعات و غیرالمشروعات، مقدمه الصلاه، خلاصه الکیدانی، خلاصه الفقه، فقه الکیدانی، و . . . از این میان چند کتاب را اسحاق زنجانی تشریح کرده و یا به ترکی ترجمه کرده و به نظم در آورده است. در اینجا تنها به معرفی آثار عربی وی اشاره می‌کنیم:

مطالب المصلی این کتاب به زبان عربی است و شرحی است بر کتاب الکیدانی. نسخه‌ی خطی منحصر بفردی از این اثر عربی موجود است که شامل ۸۸ برگ می‌باشد و با شماره ۳۵۱ در کتابخانه‌ی کایسری نگهداری می‌شود. دو نسخه‌ی دیگر نیز از همین اثر یکی با شماره ۳۰/۱ و دیگری با شماره 45hk2960/2 در کتابخانه ملی آنکارا نگهداری می‌شود. این کتاب یک اثر فقهی است.

سال تالیف این اثر ۱۰۸۲ قمری ذکر شده است.

ضیاءالقلوب فی شرح حلایی القلوب این اثر نیز کتابی فقهی است. در واقع شرحی است بر اثر "موعظه" از بیرگیوی به زبان عربی. این شرح عربی توانمندی اسحاق را بر علم فقه زمان نشان می‌دهد و مترجمان این اثر نتوانسته‌اند حیرت و تعجب خود را از عمق معلومات اسحاق بروز ندهند. از این اثر اسحاق نیز نوزده نسخه‌ی خطی ثبت و ضبط شده است.

سراح‌القلوب در انتساب این اثر به اسحاق زنجانی و یا اسحاق افندی تردیدهایی وجود دارد.

شرح مقدمه‌الصلاه اصل کتاب از کیدانی است و اسحاق بر آن شرح نوشته است. این اثر نیز به زبان عربی است. این اثر در مورد نماز است و نسخه‌های یکسانی از این اثر موجود است.

شرح مطالب‌المصلی اصل اثر از فاضل کیدانی است و اسحاق آنرا شرح کرده است. یک نسخه از آن با شماره ۳۰/۱ در کتابخانه‌ی ملی موجود است و نسخه‌ی دیگری هم در کتابخانه‌ی مانیسا با شماره ۲۹۶۰/۱۲ نگهداری می‌شود.

ظهایر الآخره این هم یک کتاب شرح است. اصل کتاب از محمد افندی ابن پیرعلی است با نام ظهودالمتألهین. این کتاب به زبان عربی است. نسخه های فراوانی هم از این اثر در دست است است.

ضیاءالقلوب یک اثر خلاقانه و با موضوع متصوفانه به زبان عربی است. این اثر را یکی از مهمترین آثار اسحاق زنجانی شمرده‌اند که بازتابنده‌ی افکار متصوفانه‌ی اوست و در آن از سماع و رسومات طریقتها دفاع می‌کند. تا حال بیش از پنجاه نسخه‌ی خطی از این کتاب ثبت شده است و در کتابخانه‌های مختلف دنیا وجود دارد. همچنین باید اضافه نمود که در سالهای بعد، شرحهایی بر این اثر نگاشته شده بویژه شرحی که در سال ۱۰۹۵ با نام اجلاس القلوب نوشته شده حائز اهمیت است.

منظومه کیدانی این کتاب نیز یک اثر منظوم ترکی است که موضوع آن را از کتاب کیدانی گرفته و ترجمه و منظوم ساخته است. اصل آن به زبان عربی بوده و اسحاق زنجانی آنرا به ترکی ترجمه و منظوم ساخته است. از این اثر نیز نسخه‌های فراوان در دست است.

یک صفحه از "مجموعه غزلیات ترکی" موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی

اسحاق عالمی است شاعر، یا شاعریست عالم. زیرا مثنوی عقاید منظومه‌ی وی نشانگر بکارگیری شعر برای بیان اعتقادات او است. همچنین در بخش سبب تالیف اثر از عقاید فقهی خویش سخن می‌راند. این بخش از اثر را در سطور زیر مشاهده می‌فرمایید. او می‌نویسد:

خطور ائیلردی قلبه گاهگاهی

عنایت ائیله‌سه فضل الهی

عقاید انجوسوندن بیر قلاده

ائدَم زینت عروس اعتقاده.

طریقتده اولان هر بیر عقیده

اولا بیتیمده بیر مُهر خریده.

یازیم شرح مواقفدن مسائل

مقاصد بکرینه تحفه حمائل.

امام اعظم کلامی فقه اکبر

بو نظمیم گلشنینده حوض کوثر.

او دوست دارد اعتقادات خویش را به میان آورده و از به نظم کشیدن عقاید طریقتش سخن می‌راند. در غزلیاتش نیز به طریقت خود اشاره‌ها دارد. مثلا:

جهاندا کعبه‌ی کوی نیازه طریقتده ارنلردیر ارنلر.

اسحاق شاعر اهل طریقت و سماع است. اشاره به سماع به عنوان یکی از آداب و سنن طریقت مورد حمایت شاعر است که در اشعارش بدان اشاره‌ها دارد.

اسحاق در غزلیات خویش عقاید صوفیانه و عارفانه‌اش را بیان می‌دارد، گاه از شوق دیدار جمال یار سر به آسمان می‌ساید و گاه در عالم خیال بال و پر می‌گشاید و سیر عوالم می‌کند. رمز و رازهای عارفانه همواره در غزلیات او در تموج است و رغبت و اشتیاق دیدار یار ازلی او را از خود بی‌خود می‌کند. او در راه عشق از نام و شهرت گذر می‌کند و صبوری را نیز تحمل ندارد:

من بیلدیگیم بودور اسحاق، صبری قوی دار غیرت ایله کئچ، یورو ناموس و عاردن.

او که عاشق شده است هرچه می‌کشد و هرغمی دارد حقش می‌داند:

یار غم بوینونا دوشدو، نه چکرسن یئریدیر نولا اسحاق گرک کندونو زوار ائیله.

او هنر خود در غزلسرایی را می‌پسندد و هر غزل تازه‌اش را برابر با دیوانی کامل می‌داند:

بیلدیم سؤزونو نئیدوکن اسحاق بودور بو بیر تازه غزل وار ایسه دیوانه برابر.

دم غنیمت دانستن، زندگی را با عیش و عشرت گذراندن، همواره باده و قدح در دست داشتن و غم یار خوردن، سیر چمن و گلگشت و. . . اشاره‌های سمبلیک شاعر به شیوه‌های متصوفانه بیش نیست و همانند شاعران متصل به طریقت‌های صوفیانه، اسحاق نیز پیوندی اعتقادی به این اندیشه‌ها و رازها دارد.

مجنون کیمی دادلو ایچه‌لوم جامینی عشقین حجتده گرک ایچیله پیمانه برابر.

دیوان تورکی اسحاق زنجانی از طرف راقم مرتب گشته و منتشر شده است.[1]

منابع:

خواجه اسحاق رضائی زنجانی، تورکجه اثرلری، تصحیح: محمدرضا کریمی، تبریز، انتشارت نباتی، ۱۳۹۷.


[1] خواجه اسحاق رضائی زنجانی، تورکجه اثرلری، تصحیح: محمدرضا کریمی، تبریز، انتشارت نباتی، ۱۳۹۷.