مولانا نرگسي ابهري

ابهر از توابع زنگان نيز خطه‌ي اد‌ پروري است كه حكما، فلاسفه، وشعراي بسياري را در دامنش پرورده كه برخي از شخصيت‌ها داراي جنبه‌‌‌هاي بين‌المللي‌اند از آن جمله ابوبكر عبدالله بن طاهر ابهري، قطب­‌الدين احمد ابهري، كمال‌­الدين ابوعمر ابهري، رفيع‌­الدين ابهري‌، اثیرالدين ابهري وديگران را به جامعه علمي ـ ادبي بشريت تحويل داده است. در ميان اين بزرگان مولانا نرگسي ابهري و حكيم هيدجي از اعتبار خاصي برخوردارند، زيرا آثار خود را تنها به يك موضوع و يك زبان اختصاص نداده اند بلكه در موضوعات متنوع اجتماعي، فلسفي، سياسي ـ ادبي و به زبانهاي فارسي، عربي و تركي قلم زده­‌اند. مولانا نرگسي ابهري با بال و پر شعر به پرواز در آمده و در آسمان شهرها و ديارهاي مختلف پر گشوده و جان سركش خود را به نيروي عشق جلا و توان بخشيده است و با هنر شعرش دلهاي مردم خود را رنگ و جلاي ديگري داده و از زنگارهاي كفر و كينه و حسد پاك كرده است.

اجداد نرگسي در دربار سلاطين اتابكان و تيموري از احترام خاصي برخوردار بوده و جزو نزديكان دربار به شمار مي آمدند. مولانا نرگسي نيز همين موقعيت خانوادگي را حفظ كرد و ابهر را به قصد هرات، قندها و مرو ترك كرد و در ديار امراي شعر دوست و در جمع ادبا و شعراي عصر به حشر و نشر پرداخت.

مولانا در سال ۸۷۸ هـ.ق در ابهر به دنيا آمده و در سال ۹۳۸ ه.ق در قندهار چشم از دنيا فروبست اما در طول زندگي پربار خويش با آفرينش ديوان شعري به زبان فارسي و تركي و عربي، نامي جاويدان از خود به يادگار نهاد و با شهد اشعارش، انديشه­‌هاي پاك انساني­‌اش را در كالبد انسان‌هاي ميهنش ريخت و كامشان را شيرين كرد ولي جاي تعجب است كه در كتاب‌هاي تاريخ ادبيات امروز از جمله آثار ذبيح­‌الله صفا نامي از او نيامده است!؟

تذكره‌هاي تاريخي و ادبي از او به احترام ياد كرده‌اند از جمله اميرعليشير نوايي وزير بزرگ سلطان حسين بايقرا و شاعر بزرگ ايران زمين كه آثار اصلي‌اش به زبان تركي است در حق مولانا نرگسي مي‌فرمايد: «مولانا نرگس هروي است (اهل هرات است) و عادت او، آن بود كه چون معني خوب در بيت مردم مي‌ديد، جست و چالاك آن را نظم پاك مي‌فرمود.»1

سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل صفوي در «تحفه‌ي سام» مي‌نويسد: «مولانا از شيخ زاده‌‌هاي ابهر عراق است اما اكثر اوقات در هرات بود ... او در سنه ۹۳۸ كه عمرش به ستّين رسيده بود چمن حيات را وداع كرده به سرابستان خلد انتقال نمود »1

امير عليشير نوايي و سام ميرزا هر يك، اشعاري را از مولانا نرگسي نمونه آورده‌اند. سومين كس از تذكره‌نويسان امين احمد‌رازي است كه در جلد سوم، هفت اقليم، مي‌نويسد:

«نرگسي به خصال پسنديده و افعال پسنديده موصوف بوده، هميشه در هرات همت به تمشيت امر به معروف و نهي از منكر مي‌گماشته2». سپس از منظومات نرگسي مقدار بيشتري را آورده است.

مولوي محمد مظفر حسين صفا در تذكره‌ي روز روشن، نرگسي را از ميان تذكره‌هاي مختلف جستجو كرده و تفاوت قولها را ذكر كرده است. وي نرگسي را محتسب هرات دانسته كه برخي او را اهل قزوين و برخي ديگر اهل سمرقندش خوانده‌اند3. لطفي بيگ شاملو نيز نرگسي را محتسب هرات دانسته و مرگش را نيز در آنجا نوشته است.4

نسخه‌هاي خطي فراواني از ديوان مولانا نرگسي ابهري در موزه‌هاي مختلف دنيا نگهداري مي‌شود و نسخه‌هاي دستنويس زيادي نيز در ايران موجود است از آن جمله در كتابخانه ملي ملك، كتابخانه مركزي دانشگاه تهران و كتابخانه‌هاي ملي ايران نسخه‌هاي متفاوت و مربوط به دورانهاي مختلف موجود است كه نسخه‌ی موجود در كتابخانه‌ي دانشگاه تهران حاوي ديوان تركي نرگسي نيز مي‌باشد كه متأسفانه تا امروز در هيچيك از ديوانهاي چاپ شده‌ي نرگسي، ديوان تركي نيز وارد نشده است و تنها بصورت پراكنده غزليات تركي او در جنگها، مجلات و نشريات مختلف درج شده است و جا دارد كه ديوان تركي اين شاعر ابهري هر چه زودتر به زيور طبع آراسته گردد و ملت ما بتواند از گنجينه‌ي اشعار نرگسي نيز لذت ببرد.

نرگسي از شاعراني است كه ادعاي نوآوري نداشته و به همين خاطر آنچنان كه بايد و شايد در جامعه‌ي ادبي ايران و آذربايجان مطرح نشده است. علاوه بر اين محتسب بودن او باعث گشته كه شاعران همعصرش خود را به او نزديك نكنند و در حقيقت با نوعي بي‌مهري شاعران دوران خود مواجه بوده است. از ديگر سو مدح امرا و حكما نيز در ديوان وي جايي ندارد و اشعارش بيشتر در موضوع عشق و دلدادگي است.

ادامه دارد...