•  ربع آخر قرن نهم، دوران کشمکش­های فراوان بر سر سلطنت و میان خاندانهای تیمور و قره ­قویونلو، آغ قویونلو و صفویه بوده است. سلطاه ابوسعید با کسب سلطنت در سال 855، با نیروی دیگری روبرو شد که او اوزون حسن آغ ­قویونلو بود. اوزون حسن در جنگی بر سر تصرف آذربایجان بر او غلبه یافت. اما ممالک تیموری به سادگی سلطه­ ی قره­ قویونلو یا آغ ­قویونلو را نپذیرفت. هرچند که جهانشاه قره ­قویونلو حکومت مقتدری پدید آورد و بخشی از سرزمین وسیع تیموری را تحت سلطه گرفت و یا اوزون حسن آغ­ قویونلو توانست بر بخش دیگری سلطنت نماید، اما از میان کشمکش های فراوان ، سلطان حسین سر برافراشت و از سال 875 مدتی نسبتا طولانی –بیش از 35 سال – تا سال 911 هجری خراسان، ماورا النهر و گرگان را به کف آورد و در هرا مستقر شد.
  •    سلطان حسین، یکی از سلاطین قدرتمند تیموری است که شهرت زیاد او نه تنها به خاطر زور شمشیر و تدبیر و سیاستش، بلکه به خاطر هنر و ادبش به دست آمده است. همه­ ی مورخان اذعان کرده اند که او توجه خاصی بر اهل علم و ادب و هنر داشته و مرکز ادبی، علمی –هنری هرات، توسعه و تکامل وافی کرده و به اوج ترقی فرهنگی و هنری خود رسیده است.[1] نوشته­ اند که در هرات، مدرسه و کتابخانه ­ای عظیم برپا ساخت و عده­ ی کثیری از شاعران، مورخان و مؤلفان معروف در این مرکز، در ظل عنایات سلطان حسین مجتمع و از توجهات او برخوردار بودند.[2]
  •    از جمله خوشبختی­ های او را، داشتن امیر و ندیم صدیق و مشاور فاضل و شاعری بنام"امیر کبیر علیشیر نوایی" دانسته ­اند که این دو دست در دست هم، مشوق عمده ی علما و فضلای روزگار برای تالیف و تصنیف بوده ، نویسندگان، صنعتگران، هنرمندان و شاعران را حمایت می­کرده­ اند.

  • سلطان حسین در سال 922 هجری دار فانی را وداع گفت، اما با 35 سال سلطنت از یک سو، بر گنجینه­ ی فرهنگ مردم افزود و از سوی دیگر با خلق دیوان پرحجم خود، جایی در دل مردم ادبدوست باز کرد. به طوری که امروز هم مردم ما از دیوان اشعار او بهره ­ها می­برند و از او به خوبی یاد می­کنند. می­دانیم که این سلطان علم دوست، در همان زمان مورد تفقد و مدح شاعران و عالمان زمان بوده و اکثر مورخان و تذکره نویسان خصوصیات علمی – اخلاقی اورا ستوده ­اند. حتی وزیر دانشمندش امیرعلیشیر نوایی اورا" سلطان­ الفضلا حسینی خلد ملکه " نامیده است.[3] نوایی اکثر آثار خود را بدو تقدیم کرده و همواره اورا ستوده است. دولتشاه سمرقندی مؤلف "تذکره­الشعرا"، سام میرزا در "تحفه­ی سامی"، عبدالرحمن در "بهارستان"، مولانا برهان­ الدین در "مجالس بهشت" و بسیاری دیگر، سلطان حسین را سلطانی بلند همت، بذال، علم دوست، دلباخته­ ی دانش و هنر، حامی بی­ مثال هنرمندان و عالمان دانسته ­اند. نویسنده­ی قاموس ­الاعلام از اشعار عامه پسند وی سخن رانده، علیشیر نوایی در "مجالس النفائس" اشعار اورا پسندیده، شاه محمد قزوینی مترجم "مجالس النفائس" هم از مورد پسند بودن اشعار سلطان در بین شاعران روزگار خود سخن رانده است.
  •    لازم به ذکر است که همه ­ی فرزندان سلطان حسین به تاسی از پدر علاقمند شعر و ادب بوده و دیوان اشعاری به زبان ترکی و گاهی فارسی هم ترتیب داده­اند. یکی از پسران سلطان حسین بنام میرزا بدیع الزمان متخلص به "بدیعی" دیوان اشعاری مفصل دارد که طبع نیز شده است(متوفی به سال 923). پسر دیگرش شاه غریب میرزا با تخلص"غریبی" دیوان شعرش طبع شده و تماما به ترکی است(متوفی به سال 902). فریدون فرزند دیگر سلطان حسین نیز دیوان شعری به ترکی دارد و او نیز متوفی 916 هجری است. از فرزندان دیگر سلطان حسین و شاهزادگان شاعرپیشه ­ی این دوره: محمد حسین میرزا، سلطان محسن میرزا، محمد مؤمن میرزا و مظفر حسین میرزا را نام برده ­اند که دارای اشعار زیبایی به فارسی و ترکی بوده­اند.[4] دکتر ذبیح­اله صفا در ضمن بررسی زندگی و آثار حسینی، می ­نویسد: "در مدرسه و کتابخانه ­یی که در هرات بنا کرده بود قریب دو هزار  طالب علم به خرج وی سرگرم تحصیل بودند و همه­ی ابنیه­ی وی در هرات از جمله شاهکارهای فن معماری و ظرافتکاری دوره­ی تیموری است".[5]
  •  
  •   وضع علوم ، هنر و ادب در دوره ی سلطنت سلطان حسین بایقرا
  •       تردیدی نیست که تیموریان در طول بیش از یکصد سال حکومت خود، در آبادانی و عمران شهرها کوشیده و تا امروز صدها اثر معماری از خود به یادگار نهاده­اند. در کنار این آثار، هنرهای دیگری مانند خطاطی، نقاشی، ادبیات، همچنین موسیقی نیز به اوج ترقی و کمال خود نزدیک شده است. امروز کتابخانه­ها و موزه­های جهان بسیاری از تابلوهای نقاشی و نسخه های خطی آثار ادبی این دوران را حفظ می­کنند. تردیدی نیست که علوم مختلف زمان – از علوم دینی تا علوم انسانی مانند ریاضیات، نجوم، هیئت، طب و غیره نیز رونقی داشته و آثاری تصنیف شده است. فراموش نکنیم که همه ­ی عالمان این دوره، طرفدار حکومت تیموری نبوده­اند، بلکه مخالفانی سرسخت نیز داشته اند که از آن جمله می­توان به فضل اله نعیمی تبریزی، قاسم انوار و سید علی عمادالدین نسیمی اشاره کرد که در آن زمان متهم به فساد عقیده شده، مثله شدند، ریسمان بر گردن و پایشان انداختند، سر بریدند و پوست از تنشان کندند. به هر حال، آنان که در این مساجد و مدارس بودند همگی طرفدار آنان نبوده ­اند. گاهی خانقاهها، واقعا خوانگاه بوده و گاهی به معنی مخفی گاه نیر عمل می­کرده است، هرچند که سلاطین تیموری بسیار دوست می­داشته­ اند تصوف جیره­ خوار در آستین بپرورند؛ در حالیکه صوفیانی نیز سر برافراشتند که خوان سلاطین را به خون آغشتند.
  •    همت سلاطین صرف رونق دینی هم شده است و دانشمندانی چون ابوالخیر محمد ابن محمدالجزری (751 -833 هجری) با برپایی دارالقرآن به علم قرائت و تفسیر قرآن همت گماشت. ملا حسین واعظ کاشفی(متوفی 910هجری) "جواهرالتفسیر لتحفه الامیر" را در تفسیر قرآن نوشت. شیخ علا الدین محمد شاهرودی بسطامی(متوفی 875) "تفسیر محمدیه" را نوشت و شیخ محمد بن محمود بخاری "تفسیر خواجه محمد پارسا" را به رشته­ی تحریر کشید که این آثار بارها به طبع رسیده­اند.[6]
  •      در علم کلام نیز کسانی چون علی بن محمد بن یونس العاملی(متوفی 877) و علامه میرسید شریف جرجانی(قرن نهم هجری)، ابن ابی جمهور شمس­الدین محمد احسائی و نگارش آثار ماندگار این عالمان مانند زادالمسافرین، کشف البراهین، کتاب الملل و النحل و صدها اثر دیگر اشاره کرد.
  •    در حکمت و منطق و دیگر علوم عقلی نیز صدها اثر ارزشمند نوشته شده و صدها عالم و حکیم به ظهور رسیدند که نام بردن از آنان موجب دوری از موضوع اصلی ما خواهد بود. اما در ریاضیات، سمرقند مرکز علوم ریاضی جهان شد و بویژه در عهد الغ بیگ و میرزا بایسنقر و سپس سلطان حسین بایقرا با پرورش ریاضی­دانان و منجمان فرهیخته­ای چون خواجه نصیرالدین طوسی، غیاث ­الدین جمشید کاشانی، ملا علی قوشچی (که الغ بیگ بدو لقب "اوغلوم" داده بود)، قاضی زاده­ی رومی، عبدالقادر بن حسن رویانی، محمدبن حسین ملقب به"سید منجم"، رکن­الدین بن شرف­الدین حسینی و دیگران با کشفیات و رصدهای علمی زیاد، همچنین با نگارش آثاری ماندگار، علوم زمان را به اوج ترقی و کمال رساندند که امروزه هم آثارشان منبع علم آموزی مردم جهان است.
  •    در موسیقی: با ظهور دانشمند کبیر خواجه کمال الدین ابوالفضایل عبدالقادر مراغه­ ای(754 -837 )، با نگارش اشعار ترکی و تصنیف نت­های موسیقی و نگارش کتابهایی در علم موسیقی مانند "جامع الالحان" موسیقی آذربایجان را جانی تازه بخشید.
  •    از دیگر موسیقی دانان این زمان می­توان از "قول محمد"، "شیخ نایی"، "حسین عودی" و ... نام برد که همواره مدیون سخاوت و کرم دربار سلطان حسین بایقرا بوده و در ظل حمایت آن بزرگ، به تصنیف آثار گرانقدری نائل آمده­اند.
  •    از نقاشان بزرگ دربار سلطان حسین می­توان: مولانا جلال­الدین یوسف، شاه مظفر، حاج محمد، میرک و نهایتا از نقاش برجسته­ی تاریخ – استاد کمال الدین بهزاد نام برد که آثارشاه امروز هم زینت­بخش کتابخانه ها و کتابهای بی­شماری می­باشد.
  •    اما رشد و توسعه ی خطاطی در همین دوران به بالاترین زیبایی­های خود نائل شده است و در طول یکصد سال حکومت تیموری بسیاری از خطوط به وجود آمدند و صاحب اصول و فنونی علمی شدند و صدها، بلکه هزاران نسخه از کتابها استنساخ شدند. از صدهر خطاط زبردست این دوره به نام تنی چند اکتفا می­کنیم که در زمان سلطان حسین می­زیسته­اند: مولانا عابد، میرزا بایرام، مولانا معین­الدین فراهی، ملا علی تبریزی، سلطان علی مشهدی، خواجه عبدالله مروارید، سلطان محمد خندان، سلطان محمد ابن نورالله و...
  •    علم طب نیز در این دوره پیشرفت­های شایانی کرد و کتابهای ارزشمندی به رشته­ی تحریر درآمد. از میان صدها طبیب بزرگ می­توان به: مولانا قطب­الدین احمد آدم، مولانا شمس الدین محمد، مولانا برهان­الدین رازی، مولانا کمال­ الدین حسین واعظ کاشفی، برهان ­الدین نفیس کرمانی، غیاث­الدین متطبب و دیگران اشاره کرد که کتابهای نگارش یافته توسط آنان امروزه روز هم ماخذ و منبعی ارزشمند در علم طب به شمار می­آیند[7]. یادآوری می­شود سلطان حسین به چند رشته از علوم علاقمند و صاحب علم و مهارت بوده است که از آن جمله در ریاضیات، مدتی شاگرد مولانا فصیح الدین محمد نظامی بوده که در ریاضی و حکمت سرآمد زمان شناخته می­شد.
  •    اما شعر و ادبیات در دوره­ی تیموری ارزش و اعتباری فراوان یافت و برخلاف ادیبان فارسی که می­گویند بعد از حافظ، دوران فترت شعر و ادب ایران آغاز شده است ما بر این عقیده­ایم که ادبیات رونقی فراوان و جانی تازه یافته است. ادبیات ایران تنها ادبیات فارسی نیست که با ضعف آن ادبیات ایران را محک بزنیم، بلکه ادبیات ایران شامل ادبیات همه ی زبانهای ایرانی است. در این دوره، ادبیات ترکی به چنان اوجی رسید که امروز هم از درخشان­ترین دوره­های ادبیات محسوب می­شود. در این زمان صدها شاعر، عالم، ادیب و مورخ سر برآوردند و قدم در راه آفرینش ادبی- علمی نهادند که امروز مورد مباهات هر ایرانی است. در دوره­ی نخست تیموریان، سید علی عمادالدین نسیمی، شیخ فضل­ اله نعیمی تبریزی، همدوش با حافظ شیرازی قله­ های شعر و ادب را فتح کردند و به دنبال خود شاعران بزرگی چون سید قاسم انوار و ملک­ الشعرای حبیبی را کشاندند و صد البته با قلم بدست گرفتن سلاطین بزرگی چون سلطان حسین بایقرا، جهانشاه حقیقی و امیرکبیر علیشیر نوایی، زبان و ادبیات ترکی را رسمیت دادند و با تشویق و ترغیب شعرای زمان در دربار خویش، شعر و ادب را رونق دادند و زمینه­ی ایجاد ادبیاتی غنی و سرشار را فراهم آوردند. در عین حال، خود به یکی از توانمندترین شعرای زمان تبدیل شدند به طوری که شاعر بزرگ فارسی گوی – عبدالرحمن جامی، در مدح هنر شعری این سلاطین قلم فرسایی کرده و از این حیث، آنان را مدح و وصف کرده است.
  •    سلطان حسین بایقرا با 35 سال سلطنت بر بخش بزرگی از امپراتوری تیموری، و داشتن صدها عالم، هنرمند، ادیب و مورخ در دربار خود، امکان استفاده از دانش این بزرگواران و عشق و علاقه­ ی بیحد وی به هنر و ادب، توانسته است خود را در میان بزرگان این عرصه نشان دهد و با استعداد ادبی خود توانسته است آثاری بسراید که شاعران زمان را به دنبال خود بکشاند. او، دیوان خود را پیش جامی فرستاده تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد و جامی، تمامی آنرا پسندیده و به گواه تذکره­نویسان، مورد تائید قرار داده است. در ضمن، امیرعلیشیر نوایی وزیر کاردان و نکته سنج سلطان حسین، بی­تردید بر دیوان اشعار سلطان حسین نظارت داشته و جالب است که وی با وجود اینکه یکی از شعرای نامدار جهان است، غزلی از حسینی را تضمین کرده است و این امر نشانگر ذوق و سلیقه سلطان و توافق امیر با او بوده است. بنابراین دیوان سلطان حسین که با تخلص "حسینی" سروده شده است، در زمان حیات خود او مورد پذیرش و استفاده­ی ادیبان و شاعران زمان بوده است و تذکره نویسان با اعتماد و اطمینان از سلاست کلام و فصاحت بیان او سخن گفته و به نقل اشعاری از او همت گماشته­اند.
  •    آثار متعددي به نظم و نثر از وي برجاي مانده است :رساله معما، به شعر كه از طبع‌آزمايي‌هاي رايج آن زمان بوده است؛ مناظره گل و مل، در قالب مثنوي كه نسخه دستنويس آن در كتابخانه شخصي اصغر مهدوي موجود است؛ ديواناشعار تركي، كه اشعار آن در قالب غزل و دربرگيرنده­ی مضامين عاشقانه است؛ و رساله‌اي منثور به زبان تركي كه در آن انديشه‌ها و عقايد خود را همراه با شرح مختصري از وضعيت فرهنگي عصرخويش بيان كرده است. اثر معروفي كه به‌غلط به وي نسبت داده شده مجالس‌العشاق است كه نويسنده واقعي آن، كمال‌الدين حسين گازُرگاهي، از معاصران و نزديكان حسين بايقراست.
  •  
  •      سلطان حسین بایقرای شاعر: "حسینی"
  •  
  •    نزدیکترین دوست سلطان حسین، وزیر کاردان و مدبر او امیر کبیر علیشیر نوایی است که خود یکی از بزرگترین شاعران ادبیات ازبک محسوب می­شود و در کل جهان ادب، به عنوان شاعری توانمند و مقتدر شناخته شده است. او اشعار حسینی را بارها مطالعه کرده و حتی از دیوان وی بهره­ها برده است که از آن جمله تضمین یک غزل او شاهد این مدعاست. علیشیر نوایی، سلطان حسین را "سلطان­ الشعرا" نامیده و جایگاهی ویژه بدو داده است. همچنین در کتاب ارزشمند خود به نام "مجالس­النفائس" که به زبان ترکی نوشته و بعدا به اکثر زبانهای دنیا از جمله به فارسی نیز ترجمه شده است، بخشی را به اشعار حسینی اختصاص داده و غزلیاتی نقل کرده است.
  •    کتاب دیگر این عصر" تذکره الشعرا" از دولتشاه سمرقندی است که او نیز با احترام از اشعار حسینی نام برده و نمونه­ هایی را ارائه داده است. اما این کتاب، تنها به آوردن چند غزل فارسی حسینی اکتفا کرده است و در مورد غزلیات ترکی سکوت کرده و بدون دادن نمونه ای از اشعار ترکی، به تعریف این اشعار بسنده کرده است. تردیدی نیست که دولتشاه اشعار ترکی را نمی­دانسته و لذا به آوردن اشعار فارسی راضی شده است.  مؤلف قاموس الاعلام نیز سلطان حسین بایقرا را از اعاظم شاعران ترکی­ گوی نام برده و به نقل چند غزل فارسی او بسنده کرده است.
  •  
  •    زندگی سلطان حسین بایقرا
  •      در کتابهای تاریخی و تذکره­های متعدد، زندگی و شرح حال دوران حکومت سلطان حسین نوشته شده و از 35 سال خدمت او در آبادانی و عمران کشور تیموری سخن­ها رانده­اند. تذکره­هائی مانند تذکره الشعرا، تحفه­ی سامی، مجالس­النفائس، مجمع الخواص و... به هنر شاعری سلطان حسین اشاره ها شده و نمونه هائی از اشعار اورا ارائه داده اند. در زمان حاضر نیز نوشته ­هائی در مورد شعر و شاعری وی آمده است که اشاره­ای بدانها خواهیم کرد. ابتدا لازم است در مورد لقب "بایقرا" از کتاب مجالس ­النفائس توجه کنیم. در این کتاب آمده است که چون برادر بزرگتر سلطان حسین میرزا، موسوم به "بایقرا میرزا" اورا پرورده و بزرگ کرده بود وی را سلطان حسین میرزای بایقرا نامیدند.[8]
  •    دکتر ذبیح اله صفا در تاریخ ادبیات خود چنین می­نویسد: " سلطان ابوالغازی حسین میرزا از سلاطین مشهور و دانش پرور و شعر دوست تیموری است که عهد سلطنتش به وجود بزرگترین رجال علم و ادب دوران تیموری مزین بود". وی، در مورد منابع زندگی او چنین ادامه می­دهد: "ذکر منابع تحقیق در باره­ی او زائد به نظر می­آید. زیرا تواریخ مهمی که در عهد او و یا در اوان سلطنتش به رشته­ی تحریر درآمد پر است از مناقب او، مانند مطلع­السعدین، روضه الصفا، حبیب السیر و... علاوه بر این دولتشاه سمرقندی فصلی مشبع در باره ی او دارد".[9] وی اضافه می کند:"وی به ترکی و به فارسی شعر می­ ساخته و در شعر "حسینی" تخلص می­کرده است.[10]   البته دکتر صفا نیز بیشتر به عمران و آبادانی کشور در زمان او پرداخته و می­نویسد: " در مدرسه و کتابخانه­ای که در هرات بنا کرده بود قریب ده هزار طالب علم به خرج وی سرگرم تحصیل بودند و همه­ی ابنیه­ی وی و امرایش از جمله شاهکارهای فن معماری و ظرافتکاری دوران تیموری است". وی بعد از ارائه­ ی اطلاعاتی در این باره، تنها به آوردن یک غزل فارسی از او اکتفا کرده، ولی بابی تازه می گشاید و چنین مطرح می­کند که کتاب مشهور "مجالس العشاق" منسوب بدوست.
  •    این کتاب هرچند که از طرف دیگران نیز به بایقرا نسبت داده شده است اما تحقیقات موثق نشان داده است که مؤلف آن کمال الدین گازرگاهی بوده و به سلطان حسین تقدیم کرده است.[11] علی اصغر حکمت نیز به این موضوع پرداخته و اصل کار(ایجاد شبهه) را ادوارد براون کرده است که او در طرح چنین شائبه­ هائی استادی ماهر است.[12]
  •    ادوارد براون نیز در مورد شاعری سلطان حسین بایقرا سخنی فراتر از صفا نگفته است یا برعکس، صفا گفته­های اورا تکرار کرده است. یادآوری می شود ادوارد براون کسی است که سیاست "تفرقه بینداز و حکومت کن" انگلیس را در ساحه­ی ادبیات ایران به اجرا در آورده است. او در تاریخ ادبیات ایران که متاسفانه هنوز بهترین تاریخ ادبیات فارسی تلقی می­شود همواره تلاش کرده است ادبیات ایران را فقط به ادبیات فارسی منحصر نماید و از ادبیات غنی ایرانی که شامل ادبیات زبانهای ایرانی است خودداری نماید. برای همین هم است که از اشعار ترکی بایقرا حتی یک بیت هم ذکر نمی­ شود و در تمامی کتابهای ادبیات ایران که توسط ادیبان فارس و پیروان او نوشته شده است سیاست همین است، و در کتابهای افرادی چون صفا، شفا، شفق، و دیگران نمونه­ای از اشعار ترکی آورده نمی­ شود. این سیاست تا حدی است که حتی به دیوان فارسی شاعران بزرگی چون نسیمی، فضولی و ... نیز بی­ توجهی نشان داده می­شود و دلیل آن غنای بالای اشعار ترکی این بزرگان است و اشاره به آنان ممکن است عمق و ژرفای ادبیات ترکی را عیان سازد. متاسفانه این لکه ­ی ننگ، دامن ادبیات ایران را آلوده است.
  •    در باره­ی شعر و آثار سلطان حسین بایقرا در کتب و تذکره ­های قدیمی می­توان در حبیب­السیر، تذکره­الشعرا، مجالس ­النفائس، بهارستان جامی، تحفه­ی سامی، قاموس الاعلام، مقدمه­ی سنگلاخ و ... مطالبی را یافت و از آثار معاصر ایران می­توان در کتاب­های نوشته شده توسط ذبیح­اله صفا، سعید نفیسی، دکتر یارشاطر، ادوارد براون، علی اصغر حکمت، و دکتر رکن­الدین همایون فرخ یافت. همایون فرخ در نشر دیوان امیر کبیر علیشیر نوائی اشارات فراوان به آثار سلطان حسین بایقرا کرده و از تحقیقات دانشمندان ازبکستان نیز سخن می­راند.[13]
  •   اما در ادبیات ترکی نیز، هرچند تحقیقات وسیعی صورت گرفته، اما دیوان حسینی تنها در نیمه­ی دوم قرن بیستم مورد توجه قرار گزفته و منتشر می شود. اسماعیل حکمت نخستین ادیبی است که دیوان سلطان حسین بایقرا را در سال 1946 نشر می­دهد.[14] از آن پس، ادیبان ترک به بررسی این دیوان پرداخته و جایگاه آن را در ادبیات ترکی باز نموده اند. نهاد سامی بانارلی در کتاب "رسیملی تورک ادبیاتی تاریخی"، ضمن بررسی زندگی او، نگاهی به آثار وی دارد. او می نویسد: سلطان حسین بایقرا، بانی مکتب هرات در شعر و ادب بوده و در دربارش شاعران برجسته­ای چون جامی، هاتفی، امیرعلیشیر توائی، خطاطانی چون سلطان علی، نقاشانی چون کمال­ الدین بهزاد، تذکزه نویسی چون دولتشاه سمرقندی گرد می ­آمدند و مجالس الشعرا تشکیل داده و از شنیدن اشعار زیبای علیشیر نوائی لذت می­بردند. این مجلس یادآور مجالس جم بوده که لبریز از ذوق و شعف بوده است".[15] وی می­افزاید که دیوان سلطان حسین، بعد از مرگ وی ترتیب یافته و مورد توجه عموم قرار گرفته است. در ضمن، بانارلی معتقد است قدرت شعرسرایی وی در حد و اندازه­های قدرت سلطنتی وی نبوده، بلکه خود او شعرسرایی را بیشتر برای تشویق هنرمندان و عالمان مد نظر قرار داده است. اضافه می­نماید اکثر محققان ترک، در بررسی ادبیات این دوره، اگر ده صفحه به امیرعلیشیر نوائی اختصاص می­دهند، یک صفحه ­ای هم به سلطان حسین می­پردازند از آن جمله بانارلی در حالیکه 12 صفحه به نوائی جا داده، تنها نیم صفحه به حسینی اختصاص داده است.
  •    نسخه­ های خطی دیوان حسینی، که امروزه کتابخانه­ های سراسر دنیا از جمله: استانبول، هرات و لندن را مزین کرده است در دوران بعد از مرگ شاعر، اما نزدیک به دوران حیات وی استنساخ شده اند.
  •    دیوان حسینی در نیمه ی دوم قرن گذشته مورد توجه قرار گرفته و شاید بتوان گفت که از این زمان جائی در میان تدقیقات ادبی ترکی پژوهی یافته است. به هر حال دیوان وی در شهرهای مختلف دنیا از جمله: هرات، استانبول، شهرهای ازبکستان و افغانستان به چاپ رسیده است و اسماعیل حکمت، بانارلی، فؤاد کؤپرولوزاده، و دیگران بدان پرداخته­اند.
  •    چاپ ما نخستین چاپ این دیوان در ایران به شمار می­آید که از روی چاپ افغانستان به عمل آمده است. تردیدی نیست که نشر این دیوان به دلیل کار نخستین، دارای عیب و ایراداتی باشد. نسخه­ ی چاپی مورد استفاده ما، در سال 1976 به انجام رسیده است. امید آن داریم که مورد توجه ادبدوستان  قرار گرفته و با دقت تدقیق گران مواجه گردد تا از ایرادات آن کاسته شده و دیوانی بهتر ارائه گردد.