مولانا همتی انگورانی

   زنگان در ادوار مختلف تاریخ بزرگان علم و ادب را تحویل جامعه فرهنگی – علمی کشورمان داده است. برخی از این بزرگان چنان در عرصه های خردورزی درخشیده اند که امروز مایه مباهات مردم ما هستند. سده ی دهم هجری یکی از ادوار هنرپرور و خردخیز کشورمان است که ادب و هنر سرزمین سرسبز ما را زینتی صد چندان بخشیده است. در این سده دهها عالم، صدها شاعر، هزاران مردم فرهیخته سر برافراشته و چون نگینی تاریخ بشریت را زینت داده اند. در ایم مقطع تاریخی از هر گوشه و کنار وطنمان اندیشه های تابناک، هنرهای زیبا، یادمانهای بی همتا آفریده شده، هر چند که در نتیجه اوضاع بعدی زیر غبار فراموشی و نسیان مانده است امروز غبار از چهره ی درخشان و تابناک این پدیده ها زدوده شده و بر جان و دل ما روشنائی و امید می بخشد.

   دوران صفویه، دوران جلال و شکوه امپراتوری ایران از نو زنده می شود و شاه اسماعیل خظائی علاوه بر به اهتزاز درآوردن پرچم ایران در میان قدرتهای برتر جهان، علم و ادب سرزمین ما را یک بار دیگر در منظر جهانیان برمی افرازد و در سایه ی جو ادبی – علمی بوجود آورده صدها تن از گوشه و کنار کشور به درخشش های هنری دست می یابند، بطوری که اکثر هنرها چون نقاشی، خطاطی، معماری، موسیقی، ادبیات، علم و فلسفه، حتا ریاضیات و دیگر علوم زمان به اوج تکامل می رسند و امروز هم مایه ی مباهات هر ایرانی در پهنه ی جهانی هستند و حیرت جهانیان را برانگیخته اند.

   یکی از بزرگان عرصه ی ادبیات مولانا همتی انگورانی است که از خطه ی زرخیز زنگان سر برآورده، سرزمین های بسیاری را زیر پا نهاده و با آفرینش ادبی خویش 500 سال تمام بر جان و روح مردمان روح آزادگی و عرفان دمیده است. سال تولد و مرگش را در دست نداریم، تنها سنگ قبری در وطن مادریش – که آنهم در همان روزهای کشف دزدیده شد ما را به محل دفن این شاعر بزرگ رهنموم می سازد.

   زنگان 200 سال پیشتر از آن، یعنی 700 سال پیش از این هم عالمی بزرگوار چون مولانا عتیقی زنجانی را در دامن خود پرورده بود و عرصه ی ادبیات با آفرینش عرفانیش رونق بخشیده بود و اینک مولانا همتی با دیوان پر حجم بالغ بر 10 هزار بیتی اش سروده های عرفانی را تقدیم بشریت می کند. مولانا همتی چون شمع حلقه ی اهل عرفان روشنائی بخظ محفل عارفان بوده و اشعارش جان و دل سوختگان اهل بیت را از عشق به آل علی (ع) سیراب می کرد.

   ارزش علمی – ادبی مرده ریگ آفرینش این شاعر مالا مقام که همزمان با روی کار آمدن شاه اسماعیل صفوی و رسمیت بخشیدن به تشیع در کل امپراتوری بزرگ ایران، زبان ترکی را نیز رسمیت بخشید و شاعران بسیاری را به تدوین دیوان اشعار برانگیخت که از میان آنان شعرای بزررگی که امروز مایه یربلندی هر ایرانی است قد علم کردند و ادبیات ایران را جلائی دیگر دادند. شاه اسماعیل خود شاعر بزرگی بود و دیوانهای متعدد نوشت و خطی زیبا داشت و در هنر نقاشی و موسیقی نیز از هنرمندان مطرح زمان بشمار می آمد. این نابغه ی دنیای جنگ و هنر و علم و ادب، ایران را به اوج هنرپروری و ادب آفرینی برگرداند. در چنین زمانی مولانا همتی با دو دیوان متشکل از اشعار غرفانی و مناقب آل علی به میدان آمد و جان در طبق اخلاص به سرودن و خلق دیوانی همت گماشت که ما خوشه چین این سفره ی گسترده ی اوییم.

   دیوان وی توسط راقم این سطور در سالهای 1388 و 1390 دوبار چاپ و منشر شد. در سال 88 برگزیده ای از دیوان عرفانی وی[1] و در سال 90 دیوان کاملی بر اساس نسخه ی دستنویس موجود در کتابخانه ی مرکزی دانشگاه تهران[2] منتشر گشت و در کمتر از شش ماه به چاپ دوم هم رسید تا تشنگان را اندکی آرام یازد. اینک پژوهندگان این عرصه با در دست داشتن این دیوان به پژوهش در آثار و احوال وی همت گزیده اند. تردیدی نیست که انجام پژوهشهای بیشتر در این عرصه ضروری است و تلاشهای برخی چون آقای محمدعلی نقدی قابل تقدیر است و امیدواری در این ساحه را بیشتر می کند.

   مولانا همتی شاعر اهل ولایت و تشیع است. احکام و فقه اسلامی و ولائی در شعر او جان می گیرد. الهام از قرآن، احادیث و روایات نبوی بر زیبائی کلام او می افزاید و بیان او را جلا می دهد و سخنان نابش با آیات قرآنی صیقل می یابد. او گلشن ولایت را گشته و عندلیب غزلخوان این صحن شده است:

همتی گزدی ولایت گولشنینده هر نفس

                                مست اولوبدور عشقیلن سؤیلر مثال عندلیب. (ص64)

او همواره با عشق زنده است و دوری و جدائی از این دایره او را از انسانیت و احترام به انسانها دور می کند و به همین خاطر گاه بر خود نهیب می زند که:

                     چیخما سن دایره ی انسان ایچیندن همنی!(ص65)

   دیوان وی دوگونه است: یکی دیوان عاشقانه و عرفانی اوست و دیگری دیوانی که در منقبت آل علی سروده است. در این دیوان مدح پیامبر و 12 امام جای گرفته و از عشق او به خاندان ولایت سخن می رود. او همواره از خدای خویش می خواهد تا دلی دانا و دیده ای بینا بر او ببخشاید :

همتی نین حاجتی سندن بودور قیل یاعلی

                                        بیر دل دانا اونا، بیر دیده ی بینا نصیب.

او عشق را از جام باده ای که از دست نازنین امامش نوشده است بر کف آورده:

مجلس قالوا بلی دن عشقیله بو همتی

                               ائیله میشدیر ساقی کوثر الیندن باده نوش.

او که می داند بلا و محنت بر آل پیامبر و آل علی می بارد نباید روی از این خاندان برگرداند؛ لذا مصیبت و بلاهای آنان را بجان و دل می خرد:

همتی آل محجمد عشقیله دؤندرمه یوز

                   هر طرفدن باشینا اغیار گر یاغدیرسا داش.

در دیوان وی انواع فرم های شعری از غزل و قصیده، ترجیع بند و مخمس موجود است تا قوشما و گرایلی. موضوع همه گونه شعر او عشق است و عرفان. بخشی از یک گرایلی همتی:

ای عاشق دیدار حق    الصبرُ مفتاح الفرج

ای صادق گفتار حق    الصبرُ مفتاح الفرج.

 

ای دل شیدایی کؤنول    یاندیر بو جسمی، ائیله کول

کولدن بیتر صبر ایله گول    الصبر مفتاح الفرج.

 

اوت یاپراغی کیمیا اولور    رز دانه سی سحبا اولور

هم غوره دن حلوا اولور    الصبرُ مفتاح الفرج. . .

تنوع در اوزان و بحور مختلف و انتخاب این همه رنگارنگی در آهنگ و موسیقی اشعار، نشانگر ذوق و سلیقه ی مولانا همتی است. همتی نیز در دوران حیات خویش از آزار و اذیت دشمنان و کهنه اندیشان و زاهدان سالوس و ریائی در امان نبوده است. برای حذف او از دایره زندگی و تاثیر فراوانش بر مردمان عصر خویش، تلاش می کردند تا به انحاء مختلف او را در منظر مردم بد اندیش و خلاف دین نشان دهند. او نیز به زیبائی به پاسخ گوئی برخاسته و حیله و مکر آنان را به خودشان برگردانده است. غزل زیر پاسخی بر دشمنان اوست:

عشقیلن بو عرصه ده مادان اری دیر همتی    مشرک و منکرلرین باغرین اریدیر همتی.

خارجی و ناصبی، مروانی و مشرک دگیل    تابع آل علی، حق لشکری دیر همتی.

نور آلمیش خاک پاییندن، بصیرت اهلی دیر    پیرو شاه ولایت، حیدری دیر همتی.

اتحادی و حلولی، فلسفی دن دور ائده ن    نقطوی دن، هم حروفی دن بری دیر همتی.

پیشواسی، رهنماسی، رهبری اثنی عشر    قول و خلقی حقه لایق، جعفری دیر همتی.

هله لیک.



[1]  همتی دیوانیندان سئچمه لر، م. کریمی، تهران، 1988.

[2]  دیوان همتی انگورانی، تدوین و تصحیح م. کریمی، تهران، 1390.

مولانا همتی انگورانی / م. کریمی