پروین اعتصامی
۲۵ اسفند در تقویم ایران، با نام پروین اعتصامی رقم خورده است و در این روز جشنواره ادبی برگزار و جایزهای با نام وی اهدا میشود. همچنین جشنواره ی فیلمی نیز به نام او در جریان است. هنوز همه ی اینها در برابر شخصیت والای پروین بسیار اندک است، زیرا او نه تنها در بیان شخصیت زن ایرانی تلاش وافری کرده و نقش زیبایی را ایفا نموده است بلکه شخصیت ادبیش همچنان بلند و زیباست.
نام پروین اعتصامی چون ستارهی درخشانی در آسمان شعر و ادب ایران خواهد درخشید. او شاعرهی توانمندی بود که هنوز سیمای انسانی و ادبی وی شناخته نشده است. او زادهی تبریز است در یک خانواده ی سیاسی – ادبی مهم. ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ همزمان با استاد شهریار بدنیا آمد اما هنوز ۳۵ سالش تکمیل نشده بود (فروردین ۱۳۲۰) که در تهران رخ در نقاب خاک کشید. خانوادهی وی جزو افراد سرشناس ادبی و سیاسی ایران محسوب میشد و ادیبان زمان، خانهی پدری او را خانهی امید خود میدانستند. ادیبانی همچون علی اکبر دهخدا، ملک الشعرای بهار، عباس اقبال آشتیانی، سعید نفیسی و نصرالله تقوی و دیگران که همه از دوستان پدرش یوسف اعتصامی بودند و به خانه او رفت و آمدی داشتند، پروین کوچک در این محفل بزرگان، اشعارش را میخواند و مورد تشویق آنها قرار میگرفت. پدرش در تربیت هنر شاعری دخترش قطعههایی زیبا و لطیف از زبانهای انگلیسی، فرانسوی، ترکی و عربی جمع میکرد و پس از ترجمهی آنها به فارسی، پروین را تشویق میکرد تا آن را به صورت شعر درآورد و این چنین او را تربیت می کرد. پدرش او را تحت نظر خود پرورش داد و با زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی آشنا ساخت در حالی که زبان ترکی در این خانواده جایگاهی خاص داشت. پروین آخرین فرزند خانواده بود و سه برادر بزرگتر از خود به نامهای ابوالحسن، ابوالفتح و ابوالنصر داشت.
شعر او بیشتر به صورت “مناظره” و “سؤال و جواب” است. در دیوان او بیش از هفتاد نمونه از این مناظرهها آمده که وی را از این لحاظ در میان شاعران مشهور کرده است. این مناظرهها نه تنها میان انسانها و جانوران و گیاهان، بلکه میان انواع اشیاء – از قبیل سوزن و نخ – نیز اتفاق میافتد و پروین در بیان مقاصد خود از هنرهای شخصیتبخشی و تخیل و تمثیل استفادهی بسیار کرده است.
پروین اعتصامی با نام اصلی “رخشنده” فرزند یوسف اعتصامی آشتیانی ملقب به اعتصامالملک (زادهی ۱۲۵۴ تبریز) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی و اخترالملوک اعتصامی است. اخترالملوک اعتصامی دختر عبدالحسین مقدّم العداله، از شاعران دورهی قاجاریه و متخلص به “شوری بخشایشی” بود. او تخلص “پروین” را برای خود انتخاب کرد؛ که تا آن زمان نامی مرسوم برای دختران نبود بعدها مجبور شد در شعری، توضیح بدهد که پروین، نامی دخترانه است.
یوسف اعتصامی، در سال ۱۲۹۱ هجری قمری به عنوان نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی انتخاب شد. به همین دلیل هنگامی که پروین ۶ سال داشت، به همراه خانوادهاش از تبریز به تهران مهاجرت کرد. در خرداد ۱۳۰۳، جشن فارغالتحصیلی پروین در مدرسه برپا شد. او در آن جشن درباره بیسوادی و بیخبری زنان ایران سخنرانی کرد که به «اعلامیه زن و تاریخ» معروف است. در بخشی از متن این سخنرانی چنین آمده است: “داروی بیماری مزمن شرق، منحصر به تربیت و تعلیم است. تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گستردهی معرفت مستفید نماید. ایران، وطن عزیز ما که مفاخر و ماثر عظیمه آن زینت افزای تاریخ جهان است. ایران که تمدن قدیمش اروپای امروز را رهین منت و مدیون نعمت خویش دارد؛ ایران با عظمت و قوتی که قرنها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شداید شرق سهم وافر برده اکنون دنبال گمگشتهی خود میدود و به دیدار شاهد نیکبختی میشتابد. پیداست برای مرمت خرابیهای زمان گذشته، اصلاح معایب حالیه، و تمهید سعادت آتیه چه مشکلاتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده، تند و چالاک این پرتگاهها را عبور نماید. امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان اصلاحات مهمه اجتماعی در ایران فراهم گردد.”
پروین با پسر عموی پدرش “فضلالله اعتصامی” ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد و ازدواج به همراه همسرش برای زندگی به کرمانشاه رفت. همسر پروین از افسران شهربانی و هنگام ازدواج با او رئیس شهربانی کرمانشاه بود. پروین پس از تقریباً دو ماه زندگی با همسرش به خانه پدرش بازگشت و ۹ ماه بعد، در ۱۴ مرداد ۱۳۱۴، از وی جدا شد. پروین خانه نشین نشد بلکه تدریس زبان انگلیسی، کتابداری و تلاش برای بیداری مردم ایران از طریق شعر و ادب از جمله کارهایی بود که بدانها پرداخت و تاثیر فراوان در همکاران و دوستانش نهاد و نامش را زنده نگه داشت.
در سال ۱۳۱۵، دولت رضاخانی مدال لیاقت به پروین داد ولی او این مدال را قبول نکرد. او حتی پیشنهاد رضاشاه را برای تدریس ملکه و ولیعهد نپذیرفت زیرا اعتقاداتش در مورد ایستادگی در برابر استبداد، به او اجازه نمیداد در چنین مکانهایی حاضر شود. او پس از رد کردن مدال لیاقت، شعر “صاعقهی ما ستم اغنیاست” را سرود، کاری که بسیاری از ادیبان زمان که خود را به دم و دستگاه رضاخان فروخته بودند و چشم به عطاهای شاهانه داشتند افشا میکرد.
عواملی چون پدر، دوستان پدرش، تحولات سیاسی و اجتماعی جامعهی ایران، در تکوین شخصیت و اندیشهی پروین تأثیرگذار بودهاند. پدرش به دو دلیل بر روی پروین تاثیر نهاد از یک سو شغل مترجمی او باعث آشنایی پروین با ادبیات کلاسیک غربی شد و از سوی دیگر به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای ملی و محافل ادبی که در منزل خود با شرکت بزرگان زمان تشکیل میداد و از محتوایی عمیق برخوردار بود در شکلگیری دیدگاه سیاسی پروین نقش مهمی داشتند. همچنین حضور پروین در مدرسهی آمریکایی ایران باعث آشنا شدن وی با اندیشههای غربی و مسائل زنان در غرب شد. و نباید فراموش کنیم که دوران زندگی پروین با صدور فرمان مشروطیت، فروپاشی حکومت قاجار، بر تخت نشستن رضا شاه و استبداد بیست سالهی او، همچنین جنگ جهانی اول همراه بود که تمامی این رویدادها باعث آگاه شدن پروین به مسائل روزگار خود و حساس شدن او به این رویدادها شد. هرچند در آن زمان رسانهها و مطبوعات بسیار اندک بودند اما موقعیت پدرش این اجازه را بدو می داد که از تحولات اجتماعی – سیاسی وطنش مطلع گردد. مضامینی چون ظلم ستیزی، فقر ستیزی، عدالتخواهی و آرمانخواهی نیز از آگاهی او به مسائل اجتماعی – سیاسی زمان پدید آمده است. اگر برخی از ادبیان مدعی هستند که پروین از معماران تاریخ و اندیشهی سیاسی ایران معاصر است راه به خطا نرفتهاند.
به نوشته علیاصغر دادبه بعد از انقلاب مشروطه در ایران، دو جریان فکری در ایران به نامهای “جریان تلفیقی” و “جریان نیمایی” به وجود آمد. جریان تلفیقی عبارت بود از ترکیب سبک شعر سنتی و اندیشههای تازه. میتوان گفت که جریان تلفیقی، ادامه سبک “بازگشت ادبی” است اما قالبی امروزیتر دارد. ملکالشعرای بهار نیز در مقدمهی دیوان پروین درباره سبک شعری پروین چنین نظری دارد. بر خلاف دیدگاه منتقدان، دیوان پروین، مجموعهای است یکپارچه با خصوصیتهای سبک شناختی و هماهنگ.
از پروین به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» یاد میشود. او را با شاعران تراز اول ایران مقایسه میکنند. محمد قزوینی پروین را “رابعه دهر” و “ملکهالنسا الشواعر” توصیف میکند و قصاید او را با قصاید ناصر خسرو برابر میداند. نادر نادرپور پروین را نخستین زنی میداند که به معنای واقعی شاعر بوده است. محمدعلی جمال زاده، شعر او را از لحاظ استقلال و اصالت از حافظ و صائب تبریزی بهتر میداند. محمدعلی اسلامی ندوشن نیز پروین را بزرگترین شاعر زن در ادبیات فارسی میداند غلامحسین یوسفی، عبدالحسین زرینکوب و سعید نفیسی پروین را شاعری ارجمند و بلندمرتبه دانستهاند. و در نهایت استاد شهریار شعری درباره پروین سروده است و او را آشنای خود دانسته است.
محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب با چراغ و آینه، پروین را شاعری با شیوه خاص خود و او را “مستقلترین شاعر دوره شعر فارسی پس از مشروطیت” میداند. او همچنین معنی و مضمون شعرهای پروین را دارای تازگی میداند و از نظر او همین ویژگی، او را به مستقلترین شاعر مکتب قدیم شعر فارسی در قرن اخیر تبدیل کرده است.
مضامین و معانی اشعار پروین، توصیف کنندهی دلبستگی عمیق وی به آموختن علم و دانش، روحیهی ظلم ستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستمدیدگان است.
اشعار پروین، سرشار از انتقاد شاهان، ظلم و ستم قدرتمندان است. پروین، “ظلم” را نماد وقاحت و بیشرمی شخص ظالم توصیف میکند. او، زحمتکشان را به انقلاب در برابر ستمگران فرا میخواند، او فقر را به تصویر میکشد و مشروعیت سیاسی دولت را مورد شک و تردید قرار میدهد. از این رو، شعر پروین رنگ و بوی سیاسی به خود میگیرد و چون تعداد اینگونه اشعار در دیوان او زیاد است، بعضی از منتقدان، شعر او را شعر سیاست و اخلاق نامیدهاند. اشعار وی سالها در کتاب درسی فارسی قرار داشت و تردیدی نیست که پروین در ارتقای مقام و مرتبت زن ایرانی مؤثر و مفید بوده است.
منابع:
آرین پور، یحیی. از صبا تا نیما، تاریخ، ج ۳، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۲٫
اسلامی ندوشن، محمدعلی. جام جهانبین، تهران، انتشارات قطره، ۱۳۹۳٫
دیهیم، علی. تذکرة بانوان شاعر ایران، از پروین اعتصامی تا امروز تهران، ۱۳۷۲٫
دیهیم، محمد. تذکره شعرای آذربایجان، تهران، انتشارات تالار کتاب،۱۳۶۷٫
زرینکوب، عبدالحسین. با کاروان حله، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۰٫
شفیعی کدکنی، محمدرضا. با چراغ و آینه در جستجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران،انتشارات سخن، ۱۳۹۰٫
محمدرضا کریمی. تاریخ ادبیات آذربایجان، ج ۷، تهران، ۱۳۹۴٫
چاپ شده در: روزنامه صدای زنجان
www.qizilqelem.ir
آذربایجان ادبیاتی، تاریخی و اینجه صنعتی