کتاب دده قورقود، شاهکار ادبی جهان نمونه ای از ادبیات آذربایجان
تیم جعلی آذریها با چسباندن خود به آذربایجانیان غیور ایران، تمام سعی خود را برای هتاکی و تهمت به مردم غیور آذربایجان بکار گرفته و تنها مأموریت اینان، تضعیف ملت ایران و مردم آذربایجان است. اینان تنها یک ماموریت دارند آن هم اخلال در پیشرفت کشور بسوی دموکراسی و احقاق حقوق قومیتهاست. جالب آنکه این تیم ناخلف، تنها و تنها ماموریتش مخالفت با مردم ترک زبانِ نه تنها ایران بلکه ملل و کشورهای ترک زبان کل جهان است. این اعجوبه ها، موارد خوبی برای کاوشهای روانی هستند زیرا در دنیا چنین اتفاقی کمتر می افتد که یکی به خودزنی بپردازد. تشکیل دهندگان این تیم نفراتی هستند که دردشان نه تنها ترکان ایران، بلکه تمام کشورهای ترک زبان است. اینان با دشمنی با همسایگان ایران بویژه جمهوری آذربایجان و ترکیه که تاریخی مشترک و همبستگی فرهنگی و تاریخی کهن با ما دارند تلاش دارد تا روابط ایران را با این همسایگان بهم ریزد. این تیم جنگ طلب، هتاک و غوغاسالار، بین مردم ما جایی ندارد و مردم غیور آذربایجان اینان را چون تفاله ای دور انداخته اند.
اینان هزاران دروغ و تهمت به مردم آذربایجان می بندند و سعی دارند دارایی های معنوی و فرهنگی آذربایجان را نادیده بگیرند و خود را به دیگران بچسبانند و مهم اینست که چسباندن اینان به اقوام دیگر ایرانی کار مهمی نیست چون می دانیم هموطنان ما می دانند آنکه به خود وفادار نبوده هرگز به دیگران نیز وفادار نخواهد بود بلکه وابستگی این نفرات از روی عقده ها و تحقیر شدنها صورت گرفته است و لذا هر روز و هر لحظه باید منتظر خیانت اینان باشند.
اینان یک روز کتاب عظیم و میراث فرهنگی جهان دده قورقود را نفی می کنند. روزی دیگر نظامی گنجوی را انکار می کنند؛ روز دیگر استاد شهریار را زیر سوآل می برند که چرا "حیدربابایا سلام" را به ترکی سروده است، دیگر روز به انکار هزاران سند از ادبیات ترکی ایران می پردازند. اما می دانیم کسی که با هر زبان و فرهنگی مخالفت کند ضد بشر و ضد انسان است، حتی اگر این زبان دارای تاریخی تنها و تنها چند ساله و دارای سخنگویانی اندک باشد. اینان ضد بشرند زیرا با یک فرهنگ و زبان غنی، آنهم با سابقه ای هزاران ساله در ایران عزیزمان دشمنی می کنند و خود را نیز با عنوان جعلی آذری و جزو آذربایجانیان قلمداد می کنند. مردم آذربایجان از این افراد و افکار پلیدشان ابراز تنفر کرده و خود را از اینان جدا می دانند.
اخیرا یکی از نفرات تیم آذریها که در دشمنی شان با بشریت تردیدی نیست اعلام می کند که کتاب دده قورقود نسبتی با آذربایجان ندارد (! ؟). این در حالیست که ما عطر دل انگیز کتاب دده قورقود را در همه جای آذربایجان از قره داغ، زنگان، گنجه، تبریز به اسشتمام می کنیم. این کتاب در دل میلیونها آذربایجانی جای دارد. دوران شیرین کودکیمان را با داستانهای شیرین دده قورقود زندگی کرده و بالیده ایم. داستان تپه گؤز را از زبان مادرانمان شنیده ایم و در خون و رگهایمان جاریست. داستانهای این کتاب بزرگ چنان غنی و زیباست که در هفت پیکر شاعر بزرگ آذربایجان – نظامی گنجوی مورد استفاده قرار گرفته است. داستانهای دده قورقود را آشیقهای امروزی از زبان آشیقهای سده های گذشته از جمله مرحوم آشیق بشیر بیاد دارند و هنوز از زبان او تعریف می کنند. صدها مکان در مناطق مختلف آذربایجان با کتاب دده قورقود رابطه دارد. از جمله تنها در زنگان می توان کوه بایندر و رود اوروز را نام برد که بایندر خان و اوروز از قهرمانان کتاب دده قورقود هستند. مناطق مختلف آذربایجان نامهای برگرفته از دده قورقود را یدک می کشند. حوادث دده قورقود در همین نزدیکی ها اتفاق می افتد. حال اینان رابطه ای بین کتاب دده قورقود و آذربایجان نمی دانند. این نادانها تا کی به انکار زبان و فرهنگ ترکی ما ادامه خواهند داد؟ خودزنی تا این حد؟ ببینید که چه اعجوبه هایی هستند!
کتاب دده قورقود به اذعان هزاران دده قورقودشناس معتبر جهان، دارای زبان ترکی آذری است. از آنِ اوغوزها و قبیله ی بیات است و به وجود مشخصات این زبان در کتاب دده قورقود معترفند. همه از تاریخ می دانیم که ترکان آذربایجان از اوغوزان هستند و آذربایجان مسکن اصلی قبیله ی بیات بشمار می آید.
اتفاقات و حوادث کتاب دده قورقود در جای جای آذربایجان از تبریز و قره داغ تا گنجه و قره باغ و دربند و . . . اتفاق می افتد و یک اثر قدیمی از نیاکان ما آذربایجانیان بشمار می رود و تمام ادیبان تورکولوگ بدان معترفند. ما با افتخار به داستانهای این کتاب بی نظیر می نگریم و قهرمانان این کتاب برای ما – چه مردان و چه زنان غیور این داستانها شرف افزا و افتخار آفرین هستند و بدانان می بالیم. حال آذریها به فکر چسبیدن به افسانه های دیگران باشند زیرا می دانند آذربایجانیان انزجار و نفرت خود را علیه بیگانه پرستان اعلام کرده و می کنند. الحق نام جعلی "آذریها" شایسته ی آنهااست، ما ترکانِ ایران و آذربایجانیم. آذریها نمی داند الینجه در کجا واقع است؟ او دربند و ماکی، گنجه را نمی شناسد؟ گؤیچه دنیز را نمی داند؟ دره شام را در کجا واقع شده است؟ تیکان تپه، گئده بگ، دمیر قاپی دربند را نمی شناسد؟ تنها چند منطقه ی آنادولو را می شناسد و بس؟ این ذهن خطاکار نویسنده است که او را تنها به اطراف کارادنیز می کشاند و هر خواننده ای خوانده است که قانتوالی از قاراداغ به طرابوزان می رود و سالجان را انتخاب می کند. بامسی بیرک است که راهی سرزمینهای آنادولو می شود. آری تمام حوادث کتاب دده قورقود در آذربایجان، شرق آنادولو، و بخشهایی از ارمنستان و گرجستان می افتد.
او که می گوید کتاب دده قورقود هیچ نسبتی با آذربایجان ندارد آیا می داند الینجه در کجاست؟ او نمی داند که بردع در آذربایجان قرار دارد؟ او نمی داند که تیکان تپه در نزدیکی زنجان است؟
کتاب دده قورقود از شاهکارهای ادب جهان است. نشانه های آن را در کتابهای تاریخی مانند تاریخ السلجوق، جامع التواریخ و . . . آمده است.
خوانندگان عزیز، می دانید که زمان بیداری و هشیاریست. باید کتاب دده قورقود را ازبر بدانیم و سطر – سطر این کتاب غرور انگیز را حفظ باشیم تا نا اهلانی چون آذریها نتوانند به فریب جوانان موفق شوند و اذهان آنان را مغشوش نمایند. آگاهی اسلحه ی ماست.
آذربایجان ادبیاتی، تاریخی و اینجه صنعتی