تاریخ زبان ترکی آذری -7
تاریخ زبان ترکی آذری - 7

بسياري از دانشمندان زبان عيلامي را جزو زبانهاي يافثي و در نهايت ريشهي تركي ميشمارند. اينان زبان عيلامي را با گرامر آگلوتيناتيو (پيوندي( ميدانند كه زبانهاي آلتايي و زبان تركي نيز از اين دستهاند و پيوند و رابطهي اين دو زبان تركي و عيلامي از جنبهي تييولوژي نيز مد نظر است. تعدادي از واژگان مشابه در ميان زبانهاي تركي و عيلامي مشاهده ميشود اما تا امروز قانون و اصول خاصي بين اينها كشف نشده است اوپر و مار زبان مادها را عيلامي دانسته و از ريشهي تركي ميشمارند.
تعدادي از دانشمندان نيز زبان سومري را ريشهي زبان تركي ميدانند زبان سومري نيز جزو زبانهاي پيوندي است ژ اوپر (1905-18255م) نخستين بار شباهت بين زبان سومري و تركي را مطرح ساخت سپس فرتيز هومل (1936-1854) زبان سومري را جز زبانهاي آلتائي به شمار آورد. اين دانشمند 350 كلمهي سومري و تركي را مقابل هم نهاده، حتي جملهاي به تركي ساخت و ادعا كرد كه اين جمله به زبان سومري نيز همان معنا و مفهوم را ميرساند او ادعا كرد كه: «اجداد تركان پنج هزار سال پيش از ميلاد از آسياي ميانه كوچيده اند و براي برپايي حكومت سومر به آسياي مقدم آمدهاند زبان سومري نشان ميدهد كه زبان تركي در طول قرنها چگونه بوده است».[1]
حسن پيرنيا نيز چنين نظر ميدهد: «زبان سومريان به زبانهاي توران آلتاي يا اورال آلتائي نزديك است».[2]
مار، لئورمان، اوپر و... زبان سومري را جزو زبانهاي يافت ميشمارند. بارنتون نيز زبان سومري را نه تنها ريشهي زبانهاي تركي، بلكه ريشهي همهي زبانها ميشمارد. ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن، دربارهي سومريان چنين مينويسد: «بعد از چنين تحقيقي نميتوان گفت كه سومريان از چه نژادي بودهاند، از كجا به سرزمين سومر آمدهاند شايد از آسياي ميانه يا قفقاز برخاسته، از شمال به سرزمين بين النهرين آمدهاند شايد بر اساس اسطورهها آمدنشان را از طريق دريا باور كنيم شايد اصالت سومريان را مغول بشماريم؛ زيرا بين اين دو زبان مشابهتهاي فراواني موجود است».
نام اصلي سكاها «ايشكوزا» و «اشكتاز» و «سكا» بوده است از رابطهي آن با «ايچ اوغوز» موجود در كتاب «دده قورقود» نميتوان به راحتي گذشت «اليشپاي كاي» نام پادشاه سكاها ريشه در تركي اوغوز دارد بسياري از دانشمندان سكاها را ترك زبان دانستهاند آثار پيدا شده تحت عنوان «باسما» در روي سنگ و آهن ظن قوي ميرود كه اصالت تركي داشته باشند.
ت.حاجيف خاطر نشان ميسازد كه با آمدن سكاها، زبان تركي در آذربايجان قوت ميگيرد[3].
مير علي سيدف نيز در تحقيقات خود سه شاخه را در شكل يابي ملت آذربايجان مهم ميشمارد:[4]
1 مادها در جنوب آذربايجان
2 ارانيها و آلبانيها در شمال
3 مردم ترك زباني كه از مدتها پيش در اينجا سكونت داشته اند(بوميان).
عبدالكريم عليزاده نيز جزو آن دسته از دانشمنداني است كه تركان را در مرحلهي آغازين تاريخ آذربايجان ميجويند و ميدانند.
در كتاب «تاريخ يعقوبي» در قرن سوم هجري و «دستورالكاتب في تعيين المراتب» نوشته شده در دورهي ايلخاني، آذربايجان را در دورهي ساسانيان مسكن مردم ترك زبان دانسته و زبان بومي آن جا را تركي قيد كردهاند.[5]
ی.ب. يوسفاف دانشمند زبان شناسي است كه تلاش كرده است با تجزيه و تحليل اسامي قديمي موجود در اطراف درياچهي اوروميه اثبات كند كه قبايل ترك زبان از زمانهاي بسيار قديمي در اينجا سكني گزيدهاند و زبان تركي آذري امروزي از هزار اول پيش از ميلاد آغازيده و در ميانههاي آن به اتمام رسيده است ( تثبيت شده است).
1) نام «آراتا» Aratta در منابع سومري مربوط به 3000 سال پيش از ميلاد موجود است. 800 سال پيش از ميلاد در منابع اوراتور و آشور به نامهاي «آراتايا « Arattaga »آلاتهيه » Alateye برده شده است. در زبان تركي نيز كلمات آلاتا، آلاتائو، آلتاي، آلتاتوتو، آلاداغ، آلاتاوا وجود دارد
2 ) آشور باني پال (700 سال پيش از ميلاد) در كتيبههاي خود نام يك قلعه و يك حاكم مانناتي را چنين آورده است:
آتر: آتش، آنو: جا
ايشتاتي: ايستي تي، «تي» در زبان قديم آذربايجان پسوند مكان ميباشد و معناي هر دو كلمه آتشگاه ميباشد، يكي به زبان ايراني و ديگري به زبان تركي.
3 ) در كتيبههاي سارگون از رودي به نام «ايشتاراتورا» Ishtaraura سخن به ميان ميآيد. ايشتا همان كلمهي «ايستي» تركي است و «ارائو» در زبان آريايي به مفهوم رود ميباشد. بنابراين اين نام ساخته شده از واژگان آريايي و تركي معناي «ايستي چاي» يا «گرمارود» را دارد
4 ) سارگون از جايي به نام (اوشكايا( نام ميبرد. اين همان كلمهي اوش قايا، اوچ قايا به معني سه صخره ميباشد. دياكونوف اين منطقه را همان شهر فعلي اسكو در نزديكي تبريز ميداند.
5 ) نخجوان، ناخ، سو، آن يك كلمهي تركي متشكل از سه واژه به مفهوم آب شفا دهنده ميباشد.
6 ) ارس يا آراز: نام رودي كه به اسم آراكس و آراز نيزگفته شده است. محمود اسماعيلف اين اسم را به صورت آر ياار آس و گرفته شده از نام آسها ميداند كه نام بزرگترين قارهي جهان يعني آسيا از آن گرفته شده و نام قديميترين قبيلهي ترك است.
عالمان بعد از بررسي اسامي مناطق مختلف آذربايجان، اسكان يافتن تركان را در هزار سال پيش از ميلاد در اين سرزمين باور ميكنند ژ. يامپولسكي كلمات مختلفي را از منابع گوناگون بيرون كشيده و پس از پژوهش و بررسي روي آنها ميكوشد تا وجود تركان را در14 قرن پيش از ميلاد در آذربايجان به اثبات رساند او قيد ميكند كه در منابع آشور از قبائلي تحت عنوان «توروك» ياد شده است همين عالم وجود همين نام را در منابع او را رتويي قيد ميكند و مربوط بودن آن را به نام يك مكان نشان ميدهد كه 1000 سال پيش از ميلاد قبيلهاي بنام «توريخي» در آنجا ميزيستهاند همين دانشمند مينويسد كه 500 سال پيش از ميلاد، آذربايجان محل سكونت «ايركي»ها بوده است و بدين نتيجه دست مييابد كه منظور از توروك، توريخ و ايرك همان تركان هستند.[6]
يامپولسكي در جاي ديگري با تكيه بر نوشتار مورخ و جغرافي دان نامي قرن اول ميلادي پومپونيوس Pomponins مينويسد: تركان صد سال پيش از ميلاد دردشت ميل و شروان اوتراق كرده بودند. او مينويسد كه تركان پيش از ميلاد در آذربايجان سكونت يافته و در آنجا زندگي ميكردهاند.
ورشيل گوكاسيان مورخ ارمني وجود تركان را در آذربايجان در زمان هرودوت 500 سال پيش از ميلاد مسجل ميداند. به نظر او ساسپرهايي Sasper كه هرودوت از آنان نام ميبرد همان ساويرها يا سابيرهاي Sabir ترك زبان امروزي است كه در آن زمان در شمال رود ارس ميزيستهاند مورخان ارمني و بيزانسي ساويرها را قويترين اقوام ترك زبان قفقاز نام بردهاند.
گوكاسيان مينويسد: 800 سال پيش از ميلاد تمامي تركان در قفقاز ميزيستهاند كه با اسكندر مقدوني به نبرد برخاسته و او را مغلوب ساختهاند برخي مورخين با تكيه بر آثار نظامي گنجوي از جمله اثر نامدار «اسكندر نامه»، وجود تركان را در اين زمان زمان اسكندر در آذربايجان ميپذيرند نظامي گنجوي بارها به ريشه داشتن تركان از قديم در آذربايجان اشاره كرده است آثار او منبع تاريخي نيستند اما گسترش اين نظريه در 800 سال پيش از اين و دفاع شاعر بزرگي چون نظامي از آن قابل توجه است.
گوكاسيان مينويسد: نام ساويرها و كنگرلوها در آثار استرابن و پليني، مورخين قرن اول ميلادي موجود است.[7] ديونيوس پريكت Dionysus Periegetes مورخ قرن چهارم ميلادي وجود هونها را در اين زمان در آذربايجان صراحتاً اعلام ميكند.[8] اما هنوز آذربايجان صددرصد جايگاه تركان نشده بود و اقوام ديگر زبانها نيز همراه با آنان ميزيستهاند.
آذربایجان ادبیاتی، تاریخی و اینجه صنعتی