هویت مردم آذربایجان

به بهانۀ سخنان بهرام امیراحمدیان

مقدمه

هویت مردم آذربایجان، در قرون اخیر، به‌ویژه پس از تأسیس دولت‌های مدرنِ منطقه در اوایل قرن بیستم، در کانون توجه قدرت‌های مختلف بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی قرار گرفت، و هر یک به طریقی در صدد بازنمایی مردم آذربایجان و تعریف هویت آن‌ها برآمدند. طی این صد و اندی سال، چهار اصطلاح «تورک»، «تورکِ آذربایجان»، «آذربایجانی» و «آذری» برای نامیدن مردم آذربایجان مورد استفاده قرار گرفته‌اند، که هر کدام معنا و اهداف سیاسی خاصی دارند. آگاهی از معنای این اصطلاحات و انگیزه‌های محرک آن‌ها، که در این نوشته بررسی می‌شوند، می‌تواند به درک بهتر مسائل هویتی مردم آذربایجان و راهکارهای پیش‌رو برای حفظ و تقویت آن کمک کند.

تورک

واژۀ تورک از دیرباز به‌عنوان هویت فرهنگی و زبانی مردم آذربایجان به‌کار رفته و در بسیاری از متون تاریخی و ادبی حضور پررنگی دارد. کلمۀ تورک، که در ادبیات روزمرۀ مردم نیز استفاده می‌شود، در ادبیات کلاسیک فارسی عموماً بار معنایی مثبت داشته و به معناهایی چون خدا، روز، هدایت، روشنایی، عقل، قوت، فداکاری، زیبایی و غیره به‌کار رفته است. شهرستانی در «ملل و نحل» می‌نویسد که «گروهی از صوفیه معتقدند خداوند را به شکل تورکی قبا بسته دیده‌اند».

با این وجود، در قرون اخیر، برخی جریان‌های سیاسی، از جمله قدرت‌های استعماری و ملی‌گرایان فارس، سعی کرده‌اند این واژه را با بار منفی همراه کرده و تحت فشارهای فرهنگی و سیاسی قرار دهند. سخنان اخیر فردی به نام بهرام امیراحمدیان را می‌توان به‌عنوان نمونه‌ای از این تلاش‌ها ارزیابی کرد.

در مقابل، ملی‌گرایان تورک نام تورک را به‌عنوان یک خط قرمز می‌بینند و به هیچ‌وجه حاضر به مذاکره یا مناقشه در مورد آن نیستند. برای ملی‌گرایان تورک، هرگونه تغییر نام تورک به‌مثابۀ تهدید هویت تورکی و تلاش برای تضعیف آن محسوب می‌شود. آن‌ها همواره در راستای حفظ و اعتلای نام تورک می‌کوشند.

تورکِ آذربایجان

اصطلاح «تورکِ آذربایجان» ترکیبی است که در سال‌های اخیر از سوی برخی ملی‌گرایان تورک به‌کار می‌رود. این ترکیب، از یک طرف، قرابت هویتی مردمان آذربایجان و تورکیه را نشان می‌دهد، و از سویی دیگر، واکنشی به اصطلاح «آذربایجانی» است، که در دورۀ شوروی به‌منظور به حاشیه بردن هویت تورکی ساخته شد. در ایران، توسط افرادی که بین هویت‌های «تورک» و «آذربایجانی» مردد هستند یا به‌عنوان راهی برای ایجاد تمایز میان تورک‌های منطقۀ آذربایجان و سایر مناطق نیز به‌کار می‌رود. این اصطلاح، که می‌تواند به شکاف هویتی و سیاسی میان گروه‌های مختلف تورک در ایران منجر شود، به دلیل مرکب و دوکلمه‌ای بودن، نمی‌تواند به‌عنوان نام ملی به‌کار رود.

آذربایجانی

اصطلاح آذربایجانی نخستین بار در سال ۱۹۳۷ توسط دولت شوروی به‌عنوان جایگزینی برای نام تورک ابداع شد. انگیزۀ اصلی آن نادیده گرفتن هویت تاریخی مردم جمهوری آذربایجان و ایجاد یک هویت جدید مبتنی بر جغرافیا بود. اما این ایده که هویت ملی باید بر اساس مرزهای سیاسی تعریف شود نیز در آن تأثیر داشت. بر این اساس، اصطلاح آذربایجانی برای تمایز شهروندان جمهوری آذربایجان از اتباع کشورهای دیگر، به‌ویژه تورکیه، نیز به‌کار می‌رود.

در ایران نیز، در سال‌های اخیر، قوم‌گرایان فارس و برخی نهادهای مرتبط با آن، که از تحمیل نام آذری ناامید شده‌اند، از این نام بهره می‌برند تا مردم آذربایجان را به‌عنوان بخشی از ملت فارس بازنمایی کنند. سخنان امیراحمدیان دقیقاً از این منظر بیان شده است.

آذری

واژۀ آذری اواخر قرن نوزدهم توسط بعضی قدرت‌های استعماری ابداع شد. بعدها ملی‌گرایان فارس نیز آن را به‌کار بردند. این اصطلاح سه هدف را دنبال می‌کرد: تفکیک تورک‌های ایران از تورک‌های تورکیه، غیر تورک (بخوانید: فارس) نشان دادن مردم آذربایجان، و محدود کردن تورک‌های ایران به استان‌های آذربایجان. اما، هر سه سیاست فوق شکست خوردند. اصطلاح آذری هرگز مورد پذیرش مردم قرار نگرفت و فقط در برخی محافل رسمی و خاص به‌کار می‌رود. تلاش‌هایی نیز که در سال‌های اخیر قصد داشتند اصطلاح آذری را، با تغییری اندک در معنای آن، احیا کنند ناکام ماندند و به نتیجه نرسیدند.

نتیجه‌گیری

اصرار گروه‌های مختلف در استفاده از اصطلاحات مد نظر خود بیانگر اهمیت و نقشی کلیدی آن‌ها در شکل‌دهی به هویت‌های ملی و آیندۀ ملت‌هاست. این اصطلاحات نشان‌دهندۀ تلاش‌های مختلف برای شکل‌دهی به هویت مردم آذربایجان بوده و ابزاری برای پیشبرد سیاست‌های فرهنگی و سیاسی به شمار می‌روند. شناخت دقیق این اصطلاحات و درک انگیزه‌ها و اهداف سیاسی پشت آن‌ها به مردم آذربایجان کمک می‌کند تا هویت خود را تقویت کرده، در برابر فشارهای فرهنگی و سیاسی مقاومت نمایند و به‌سوی آینده‌ای روشن‌تر گام بردارند.

برگوتای ایلتریش

اما فراموش نکنیم که شاعران بزرگ آذربایجان در طول سده های متمادی به ترک بودن خود افتخار کرده اند از جمله نظامی گنجوی می گوید:

پدر بر پدر مر مرا ترک بود

که هر یک به فرزانگی گرگ بود.

(گرگ در اینجا هم به عنوان سمبل ترکان بکار رفته و هم به معنی جسارت و بی باکی توصیف شده است)

همو - نظامی- پیمبر اسلام را با صفت ترکی مرح می گوید:

زهی ترکی که میر هفت خیل است.

همچنین معراج رفتن پیامبر را ترکتازی می داند.

در تمام ادبیات فارسی هم ترک به معنی جسور، دلاور، زبا، زیبارخ، بی باک و... بکار رفته است و در دیوان شعرای آذربایجان نیز به همین معنا به وفور بکار رفته است و هیچ وقت معنای منفی از آن مستفاد نشده است. تنها بعد از روی کار آمدن رضاشاه توسط ایادی استعمار برای قفرقه اندازی و تحقیر مردم ترک آذربایجان چنین حرماتی پدید آمده است. این چنین تحقیری نه تنها برای ترکان، بلکه برای ملیت های غیرفارس ایران مانند رشتی‌ها، لرها و دیگران جهت تحقیر آنان بکار گرفته شده است.